خلاصه داستان: مایک و کلر ساردینا، زوجی از میلواکی که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکنند، دوباره به عشق قدیمیشان یعنی موسیقی روی میآورند. آنها با تشکیل گروهی به نام «Lightning & Thunder» برای ادای احترام به نیل دایموند، سفری تازه را آغاز میکنند؛ سفری پر از امید، چالش و فراز و نشیب که نشان میدهد عشق و هنر میتواند حتی در سختترین روزها امید را زنده نگه دارد.
خلاصه داستان: پسر جوانی که صاحب یک رستوران بدهکار است، با دختری خارجی همراه میشود. او در جستجوی پدر گمشدهاش است و دختر نیز به دنبال خواهرش میگردد. این دو درگیر ماجرایی پرخطر در رم میشوند و باید با بیرحمترین اعضای تبهکار شهر روبرو شوند. مسیر پر از تعقیب و گریز، خیانت و رازهای تاریک است. آنها برای بقا به یکدیگر اعتماد میکنند و در این میان پیوندی عمیق میانشان شکل میگیرد. سایههای گذشته و خطرهای پیشرو، سفر آنها را به آزمونی سخت تبدیل میکند؛ آزمونی که در آن هیچکس را نمیتوان بیقید و شرط باور کرد.
خلاصه داستان: وقتی یک قارچ بسیار خطرناک از یک آزمایشگاه محرمانه فرار میکند، یک مأمور سابق مبارزه با بیوتروریسم دوباره به میدان فراخوانده میشود. او همراه با دو کارمند جوان باید با تهدیدی نامرئی و خارج از کنترل روبهرو شود.
خلاصه داستان: وقتی سگ دوستداشتنیشان «مِرو» پس از جدایی آنها شادابیاش را از دست میدهد، آنا و راس ناچار میشوند وارد یکی از awkwardترین شکلهای همسرپرستی در دنیا شوند. این دو نفر که دیگر رابطهای با هم ندارند، برای خوشحالی سگشان مجبورند دوباره کنار هم بیایند و مرزهای تازهای تعریف کنند. ماجراهای طنزآمیز و احساسی آنها در این مسیر، هم برای خودشان و هم برای اطرافیانشان چالشهای تازهای میسازد.
خلاصه داستان: در شهر کوچک و آرام اومرو در ویسکانسین، نقشهی یک سرقت از بانک محلی به شکست میانجامد و بانک را در محاصرهی یک تبهکار مسلح و بیرحم قرار میدهد. او که راه فرار را بسته میبیند، گروگانها را یکییکی تهدید میکند و هر کسی را که جلویش بایستد از پای درمیآورد. مردم شهر که سالها در صلح و صفا زندگی کردهاند، حالا باید شجاعت به خرج دهند و با کمک یکدیگر جلوی جنون او را بگیرند. در این میان، یک کارمند سادهی بانک و یک پلیس بازنشسته، نقشهای جسورانه میچینند تا بدون خونریزی بیشتر، گروگانها را نجات دهند و آرامش را به شهر بازگردانند. اما تبهکار که از هر حرکت آنها آگاه میشود، بازی را پیچیدهتر میکند و تنش هر لحظه بیشتر میشود.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام دیل بهعنوان پرستار جدید بهسرعت استخدام میشود و به خانهای دورافتاده در کنار دریا میرود. اما خیلی زود خود را در میان هرجومرجی مییابد و مجبور میشود با بیماری سرکش، همسایههایی مرموز و پدیدههای ترسناک ماورایی که این خانه را تسخیر کردهاند روبهرو شود. آیا این خانه واقعاً تسخیر شده است؟ یا چیزی شیطانیتر در آن پنهان است؟ اکنون، هرچه شرایط برای دیل دشوارتر میشود، او دیگر نمیداند به چه کسی میتواند اعتماد کند و…