خلاصه داستان: مجید، جوانی خلافکار و خوشگذران در جنوب تهران، عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا برای رضایت به این ازدواج، شرط میگذارد که مجید راه درست را در پیش بگیرد. مجید برای اثبات این تغییر، تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ برود و دوستانش نیز ناخواسته همراه او میشوند. حضور این گروه نامتعارف در پادگان آموزشی با مخالفتهایی روبهرو میشود، اما با ضمانت میرزا و یکی از رزمندهها، آنها راهی جبهه میشوند. هر یک از اعضای این گروه انگیزههای شخصی و گاه خندهداری برای حضور در جنگ دارند. در طول سفر، ماجراهای طنزآمیز و تأثیرگذاری برایشان رقم میخورد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به یک طنز جنگی خاطرهانگیز در سینمای ایران تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم استرداد به مقطع حساس سال ۱۳۳۲ و موضوع غرامت جنگی ایران از متفقین در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان حول محور تلاشهای یک وکیل و یک کارمند بانک برای رساندن محمولهای از طلا و اسناد به ایران شکل میگیرد؛ در حالی که نیروهای خارجی و عوامل داخلی در تلاشاند این مسیر را ناهموار کنند. این درام تاریخی با نگاهی به رویدادهای آن دوران، پیچیدگیهای سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: عباس سلمانی جوانی است که آرزوی ازدواج با دختر آمیرزا محمود را دارد، اما پدر و مادر دختر شرط میگذارند که او باید جواز کسب از اتحادیه صنف آرایشگران بگیرد. عباس هر بار در امتحان اتحادیه مردود میشود و همین موضوع او را به فکر راههای دیگر میاندازد. او با کمک دوستانش و با تکیه بر شانس و اتفاق، تلاش میکند تا نظر خانواده دختر را جلب کند. در این مسیر، موقعیتهای طنزآمیز و گاه پیچیدهای پیش میآید که زندگی عباس را دستخوش تغییر میکند. فیلم با نگاهی شیرین به مسائل اجتماعی و خانوادگی، داستانی ساده اما جذاب را روایت میکند و بازیهای بهیادماندنی اکبر عبدی و دیگر بازیگران، آن را به اثری دوستداشتنی در سینمای کمدی ایران تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: خانم بزرگ، مادربزرگ خانواده، مصمم است گردنبند معروف به آینه جادو را به نوهاش ریحان هدیه دهد. اما نیمتاج خانم، دختر طردشدهی او، و پسرش که نمیخواهند این اتفاق بیفتد، با کمک دو سارق به نامهای جهانگیر و عبدالله نقشه میکشند تا این گردنبند را بدزدند. در این میان، ریحان و دوستانش سعی میکنند از این میراث خانوادگی محافظت کنند و ماجراهای شیرین و پرکشمکشی رقم میخورد.
خلاصه داستان: فیلم داستان یک مبارز حرفهای مسابقات امامای را روایت میکند که پس از سالها دوری از رینگ، زندگی آرامی را با شغل ماهیگیری در پیش گرفته است. اما آرامش او با شنیدن خبر خطر جدی که جان برادرش را تهدید میکند، به هم میریزد. او برای نجات برادرش ناگزیر به بازگشت به دنیای پرتنش مسابقات میشود. این بازگشت، او را با چالشهای تازهای روبهرو میسازد و باید برای حفاظت از خانوادهاش، با حریفان سرسختی مبارزه کند.
خلاصه داستان: جسکیرات سینگ رانگی، با هویت جعلی حمزه علی مزاری، به اعماق دنیای تبهکاری کراچی نفوذ میکند و در سلسلهمراتب خشن این جهان زیرزمینی بالا میرود تا سرانجام لقب هراسانگیز «شیرِ بلوچ» را به دست آورد. او در میان وفاداری، خیانت و بقا در کشمکشی بیپایان گرفتار میشود؛ جایی که هر تصمیم، مرز میان زندگی و مرگ را مشخص میکند. این فیلم روایتی پرتعلیق از قدرت، انتقام و هویت است.