خلاصه داستان: یک نوجوان چینی-آمریکایی که از ظاهر و هویت خود ناامید است، تصمیم میگیرد برای جلب پذیرش همسالانش و رسیدن به عنوان ملکه جشن فارغالتحصیلی، تحت یک عمل جراحی آزمایشی قرار گیرد تا ظاهری سفیدپوست پیدا کند. این تصمیم او را وارد مسیری پر از چالشهای هویتی، فشارهای اجتماعی و پشیمانی میکند. او در این راه با واکنشهای متفاوتی از سوی خانواده، دوستان و جامعه مواجه میشود و در نهایت باید میان تغییر ظاهر و پذیرش خود واقعیاش یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: باب اسفنجی که از شدت اشتیاق میخواهد آدم بزرگی شود، برای اثبات شجاعتش به آقای کرابز، با دنبال کردن هلندی پرنده - یک دزد دریایی روحمانند و مرموز - در یک ماجراجویی دریایی که او را به عمیقترین اعماق دریا میبرد، جایی که هیچ اسفنجی قبلاً به آنجا نرفته است، عازم سفری ماجراجویانه میشود. در این مسیر، او با دوستان قدیمی و چهرههای جدیدی روبرو میشود و یاد میگیرد که شجاعت واقعی از درون میآید. ماجراهای او در بیکینی باتم و فراتر از آن، او را با چالشهایی مواجه میکند که در نهایت او را به یک قهرمان واقعی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از حماسهٔ علمی-تخیلی جیمز کامرون، جیک سالی و نیتیری پس از مرگ غمانگیز پسرشان نِتیام، با اندوهی سنگین دستوپنجه نرم میکنند. درگیری میان ناویها و انسانها در پاندورا شدت میگیرد و آنها با قبیلهای تازه و تهاجمی از ناویها به نام مردم خاکستر روبهرو میشوند. رهبری این قبیله را وارَنگ، زنی آتشینخو و قدرتمند، بر عهده دارد. جیک و خانوادهاش برای یافتن راهی برای صلح، باید با این قبیلهٔ مرموز و خطرناک متحد شوند یا با آنها بجنگند. این برخورد، چالشهای اخلاقی تازهای را پیش روی آنها میگذارد و مرزهای وفاداری، خانواده و بقا را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: «ژانگ چی» که عنوان پرافتخار «پادشاه بایانبولاک» را با خود دارد، بار دیگر سفر مسابقهای خود را آغاز میکند. او اینبار نهتنها به دنبال پیروزی در رقابت است، بلکه هدفی فراتر از خود مسابقه را نیز دنبال میکند. در این قسمت از مجموعه، ژانگ چی با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به مرزهای تواناییهایش میکشاند. مسیر او پر از رقبای سرسخت، موانع غیرمنتظره و تصمیمهای دشوار است. در حالی که او تلاش میکند جایگاه خود را در دنیای مسابقات اتومبیلرانی تثبیت کند، روابط شخصیاش نیز دستخوش تغییر میشود. سفر او نهتنها درباره سرعت و مهارت در رانندگی است، بلکه درباره یافتن معنا و هدف در زندگی است. آیا ژانگ چی میتواند بر موانع غلبه کند و دوباره ثابت کند که شایسته لقب «پادشاه» است؟ «اسب بالدار 3» روایتی از تلاش، امید و ارادهای شکستناپذیر است که مخاطب را با شخصیتهایش همراه میکند.
خلاصه داستان: زنی پس از پاسخ به یک آگهی استخدام، به عنوان خدمتکار در یک برج مرموز در شهر نیویورک مشغول به کار میشود. او به تدریج متوجه میشود که ساکنان این ساختمان تحت تأثیر یک فرقهی مرموز قرار دارند و در طول سالها ناپدید شدنهای متعددی در این مکان رخ داده است. با کشف رازهای پنهان، او باید برای بقای خود بجنگد و از دام این مکان خطرناک فرار کند.
خلاصه داستان: در زمان حکومت رضاشاه، یک قشون نظامی به همراه دو مستشار روسی به لرستان اعزام میشود تا از سرکشی عشایر جلوگیری کند. قشون با عشایر درگیر میشود و مردی به نام سالار را برای جاسوسی میان عشایر مأمور میکنند. عشایر با سرگردانی خود و خانوادهشان به رفتن به شهر تن میدهند.