خلاصه داستان: گربه چکمهپوش پس از سالها ماجراجویی پرشور، متوجه میشود که تنها یک زندگی از نه زندگیاش باقی مانده است. او که از مرگ میهراسد، برای بازپسگیری زندگیهای از دست رفته، سفری حماسی را برای یافتن ستاره آرزوها آغاز میکند. در این مسیر با همراهان و دشمنان جدیدی روبرو میشود و باید با ترسهای خود روبرو شده و ارزش زندگی را دوباره درک کند.
خلاصه داستان: نیک دیلی، پسر نگهبان افسانهای موزه تاریخ طبیعی آمریکا، حالا خودش مسئول شیفت شب است. او که از کودکی با رازهای موزه آشنا شده، میداند که با غروب آفتاب، نمایشگاهها جان میگیرند. اما یک شب، کهمونره، فرعون دیوانهای که قرنها در تبعید به سر میبرده، موفق به فرار از تابلوی نقاشی میشود و قصد دارد دروازه جهان اموات را بگشاید و ارتش مردگان را به دنیای زندگان بیاورد. نیک باید با کمک دوستان جدیدش، از جمله لری پسر خرسی به نام جد، و همراه با شخصیتهای تاریخی موزه، جلوی نقشه شوم کهمونره را بگیرد. این ماجراجویی پر از اتفاقات خندهدار و هیجانانگیز، او را در سفری در دل تاریخ و تخیل قرار میدهد و نشان میدهد که شجاعت و دوستی میتواند بر هر تاریکی غلبه کند.
خلاصه داستان: بیلی یازدهساله، در حالی که هنوز داغِ فقدان مادر فضانوردش را به دل دارد، با یک پیام مرموز از فضا مواجه میشود. این پیام او را به سفری غیرمنتظره و پرماجرا میکشاند؛ سفری که در آن دوستان جدیدی پیدا میکند و با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. در این مسیر، بیلی باید شجاعت خود را بیابد و به قدرت باور و امید تکیه کند تا بتواند راز پیام را کشف کند و به درک تازهای از عشق و خانواده دست یابد. این فیلم ماجرایی خانوادگی، با فضایی گرم و امیدوارکننده، مخاطبان را با خود به دل کهکشان میبرد و نشان میدهد که حتی بزرگترین رازهای کیهان نیز میتوانند با قلب پاک یک کودک گشوده شوند.
خلاصه داستان: در شهر اسپرینگفیلد، هومر سیمپسون پس از نجات یک خوک کوچک به نام اسپایدر پیگ، به طور ناخواسته زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند که منجر به آلودگی شدید دریاچه شهر میشود. این اتفاق خشم سازمانهای دولتی را برمیانگیزد و شهر توسط یک گنبد شیشهای محاصره میشود. در این میان، خانواده سیمپسون، به ویژه بارت، با بحرانهای تازهای مواجه میشوند. هومر که از رفتار خانوادهاش خسته شده، تصمیم میگیرد به آلاسکا نقل مکان کند، اما به زودی متوجه میشود که باید برای نجات شهر و خانوادهاش برگردد. این انیمیشن سینمایی بر اساس سریال محبوب سیمپسونها ساخته شده و ماجراجوییهای طنزآمیز این خانواده زردپوست را در مقیاسی بزرگتر روایت میکند.
خلاصه داستان: گیسو کمند روایتگر ماجرای راپونزل، شاهزادهای است که در برجی بلند و دورافتاده زندانی شده است. او که دارای گیسوانی جادویی و بسیار بلند است، آرزوی دیدن دنیای بیرون را دارد. روزی یوجین، یک دزد خوشبرخورد، به قصد سرقت از برج بالا میرود و ناخواسته وارد زندگی راپونزل میشود. او که متوجه آرزوی راپونزل شده، با او معامله میکند و او را از برج بیرون میبرد. در این سفر پرماجرا، آنها با اتفاقات و شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشوند و راپونزل به تدریج رازهای گذشته خود را کشف میکند. این فیلم انیمیشنی با ترکیب طنز و لحظات احساسی، مخاطبان را با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: آلشا پوپوویچ، قهرمان جوان افسانهای روسی، در یک ماجراجویی پرهیجان و بامزه قرار میگیرد. او باید با همراهان عجیبش، از جمله یک اسب سخنگوی نقنقو، یک مادربزرگ دانا و یک الاغ لجباز، به جنگ توگارین اژدها برود. توگارین با حیله و نیرنگ، باجهای سنگینی از مردم میگیرد و خزانه شهر را به یغما میبرد. آلشا که عاشق لیوبووا، دختر زیبای شهر است، برای بازگرداندن پولهای دزدیدهشده و نجات مردم، راهی سفری پر از چالش و خنده میشود. او در این راه با موجودات عجیب و موانع پیشبینینشدهای روبهرو میشود و باید شجاعت و ذکاوت خود را به کار بگیرد تا بر توگارین پیروز شود. این انیمیشن که محصول روسیه است، با داستانی جذاب و شخصیتهای بهیادماندنی، بینندگان را به دنیای فانتزی و افسانهای میبرد.