خلاصه داستان: شاهزاده باربارا، دختر پادشاه، در آستانه جشن تولد ۱۶ سالگیاش قرار دارد و مخفیانه عاشق پرنس ادوارد است. اما پدرش نمیتواند بزرگشدن او را بپذیرد و همچنان بیش از حد از او محافظت میکند. در همین حال، ویزل، کارمند پست و حیلهگر، از پادشاه درخواست ازدواج با باربارا میکند و این موضوع او را خشمگین میکند. باربارا که از این وضعیت ناراحت است، تصمیم میگیرد از قصر فرار کند. در این مسیر، او با موجودی مهربان و غیرمنتظره به نام بوگین روبرو میشود که در واقع یک هیولای خوشقلب است. ماجراجویی آنها در جنگل و شهر، پر از اتفاقات خندهدار و هیجانانگیز است و باربارا درمییابد که عشق و دوستی واقعی میتواند هر مانعی را از سر راه بردارد.
خلاصه داستان: در سالهای پس از جنگ جهانی اول، مارکو پاگوت، خلبان ماهر و کهنهکار ایتالیایی، پس از مرگ همرزمانش در نبردهای هوایی، با طلسمی مرموز به خوکی با نام «پورکو روسو» تبدیل میشود. او که از جنگ و انسانیت سرخورده شده، به تنهایی در دریای آدریاتیک به مبارزه با دزدان هوایی ادامه میدهد و جایزهای بر سرشان میگذارد. روزی هواپیمایش آسیب میبیند و برای تعمیر به کارگاه دختر نوجوانی به نام فیو پناه میبرد. فیو که استعداد خارقالعادهای در مهندسی دارد، به راز پورکو پی میبرد و میان او و خلبان آمریکایی رقیب، «کرتیس»، ماجراهایی پیش میآید. در خلال این درگیریها، پورکو باید با گذشتهاش کنار بیاید و تصمیم بگیرد که آیا هنوز جایی برای عشق و زندگی در دنیای خشن پس از جنگ دارد یا نه.
خلاصه داستان: گروهی از مرگبارترین موجودات استرالیا از زندگی در محوطهای شیشهای در باغوحش خسته شدهاند. بازدیدکنندگان با دیدن آنها وحشتزده فریاد میکشند و همین رفتار انسانها باعث میشود این حیوانات احساس کنند که هیولاهای خطرناکی هستند. ماداگاسکار، یک مار سمی، همراه با دوستانش زگیلدُم، عنکبوتی لاغر و عقربی مهربان، تصمیم میگیرند از قفس فرار کنند و راهی طبیعت بکر و آزاد «اوت بک» شوند. آنها در این مسیر با موجودات عجیب دیگری روبهرو میشوند و تلاش میکنند ثابت کنند که با وجود ظاهر ترسناکشان، قلبهای مهربانی دارند. اما رئیس باغوحش و پسرش که متخصص گرفتن حیوانات است، به دنبال آنها راه میافتد تا آنها را به قفس بازگرداند. در این سفر پرماجرا، شخصیتها با یکدیگر همکاری میکنند، دوستیهای تازهای شکل میگیرد و هرکدام از آنها یاد میگیرد که ارزش واقعی خود را فراتر از ظاهرشان ببیند.
خلاصه داستان: یک سال از بازگشت اسکار و میک میک از ماجراجویی باورنکردنیشان میگذرد. حالا آنها با پیدا کردن اتفاقی یک بچه خرس گریزلی، وارد ماجراجویی تازهای میشوند تا نقشههای شیطانی کرکس را خنثی کنند و بچه خرس را به مادر و پدرش برسانند. اما سفر با تدارکات ویژهٔ کرکسها پر از خطر است و آنها باید از جنگلهای انبوه و رودخانههای خروشان عبور کنند. در این مسیر، دوستان قدیمی و جدیدی به آنها میپیوندند و هرکدام نقشی در این نجات ایفا میکنند. اسکار که خرس قهوهای مهربانی است، مسئولیت نگهداری از بچه خرس را بر عهده میگیرد و میک میک، سنجاب باهوش، نقشهٔ راه را طراحی میکند. اما کرکس حیلهگر که نمیخواهد خرس کوچک به خانوادهاش برسد، بارها مانع آنها میشود. این انیمیشن ماجراجویانه با روایتی شیرین و پرماجرا، ارزشهایی مانند دوستی، شجاعت و خانواده را به تصویر میکشد و لحظات خندهداری را برای کودکان و والدین فراهم میآورد.
خلاصه داستان: پیتر، پسر بچهای که عاشق اتاقش است، با خبر آمدن پدربزرگش به خانهشان و اشغال کردن اتاقش، حسابی به هم میریزد. او که نمیخواهد اتاقش را از دست بدهد، دست به یک جنگ تمامعیار با پدربزرگش میزند. نقشههای او برای بیرون کردن پدربزرگ از اتاق، کمکم به یک ماجرای بامزه و پر از دردسر تبدیل میشود. این جنگ پنهانی، رابطه آنها را هم به چالش میکشد و درسهای بزرگی درباره خانواده و عشق به آنها میدهد.
خلاصه داستان: سونیک، خارپشتی آبی و فوقسریع، پس از فرار از دنیای خودش به زمین پناه میآورد و در شهر کوچک گرین هیلز زندگی میکند. او سالهاست که به شکل مخفیانه از قدرتهایش استفاده میکند، اما یک شب حین بازی بیسیم، طوفانی الکترومغناطیسی ایجاد میکند که توجه دولت را جلب میکند. دکتر روبوتنیک، دانشمندی دیوانه و نابغه، مأمور میشود تا این موجود را شکار کند. سونیک که تنها و ترسیده است، با تام واکر، کلانتر محلی، دوست میشود و از او کمک میخواهد. تام که در ابتدا مردد است، بهمرور به سونیک اعتماد میکند و همراه او راهی سفری پرماجرا به سان فرانسیسکو میشود تا حلقههای جادویی او را بازیابی کنند. در این مسیر، آنها با تعقیبوگریزهای نفسگیر و موقعیتهای خندهدار روبهرو میشوند و سونیک میآموزد که دوستی واقعی چه معنایی دارد و خانواده فقط از راه خون نیست.