خلاصه داستان: کنشی، جوانی سرکش در دنیایی پس از فروپاشی، شاهد ویرانیهای بیرحمانهی کانو و دارودستهاش است که در پی نابودی هر چیزی برمیآیند. او که از ضعف و ترس اطرافیانش به تنگ آمده، تصمیم میگیرد به تنهایی در برابر این ظلم بایستد. اما او برای رویارویی با کانو و نیروهایش به قدرتی فراتر از خشم نیاز دارد. در این مسیر پرخطر، او با استادان کهن هنرهای رزمی آشنا میشود و راز یک قدرت باستانی را کشف میکند. این سفر او را به دل تاریخچهی مبارزان میبرد و او را با میراثی روبهرو میکند که باید از آن محافظت کند. آیا کنشی میتواند بر تاریکی غلبه کند و قهرمانی شود که دنیا به آن نیاز دارد؟
خلاصه داستان: اسکای نوجوانی جنگجو و دلیر است که به توصیه پدرش به صومعهای در بالای کوه میرود تا فنون رزمی را بیاموزد. در آنجا با استادان خردمند و همتمرینانی از نقاط مختلف آشنا میشود. اما بهزودی آرامش صومعه با ظهور نیروهای تاریکی که قصد تسخیر سرزمین را دارند بر هم میخورد. اسکای که قلب پاک و ارادهای استوار دارد، مسئولیتی سنگین بر دوش میگیرد و سفری پرمخاطره را آغاز میکند. او در این مسیر با رازهایی درباره گذشته خود و سرنوشت قلمرو روبهرو میشود. همراه با دوستان تازهاش، اسکای باید بر ترسهایش غلبه کند و برای محافظت از عزیزانش و بازگرداندن صلح، با شر مبارزه کند. این داستان درباره شجاعت، دوستی و ایثار است.
خلاصه داستان: شش سال از نجات دنیای بازیهای ویدئویی میگذرد. حال رالف و وانیلوپه، دو دوست صمیمی، برای نجات بازی وانیلوپه یعنی «شکر شتاب» وارد دنیای بینهایت اینترنت میشوند. آنها در این مسیر با چالشها و شخصیتهای جدیدی روبرو میشوند و رالف با خرابکاریهایش ممکن است همه چیز را به هم بریزد. این ماجراجویی پر از خنده و هیجان است.
خلاصه داستان: وایولت، دختر نوجوان آمریکایی، در آستانه مراسم ازدواج خواهر بزرگترش در یک دهکده ایتالیایی قرار دارد. او که از توجه خانواده به خواهرش دلخور است، در جنگلهای اطراف با زنی مرموز به نام هیزل آشنا میشود که او را به سفری جادویی دعوت میکند. این سفر او را به دنیایی فانتزی به نام واندرول میبرد، جایی که مرز میان واقعیت و خیال کمرنگ میشود. وایولت در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به درک عمیقتری از خود و خانوادهاش میرساند.
خلاصه داستان: چهار خواهر و برادر به نامهای پیتر، سوزان، ادموند و لوسی، در جریان جنگ جهانی دوم از لندن به خانهی روستایی یک استاد پیر فرستاده میشوند. در حین بازی مخفیکاری، لوسی وارد یک کمد بزرگ میشود و بهطور شگفتآوری خود را در سرزمین برفی و جادویی نارنیا مییابد، جایی که جانوران سخن میگویند و جادوگر سفید، آن سرزمین را در زمستانی بیپایان نگه داشته است. او پس از بازگشت و تعریف ماجرایش، ابتدا با ناباوری برادرانش روبهرو میشود، اما بعداً همهی آنها راهی نارنیا میشوند. در آنجا آنها با شیر بزرگ و مرموزی به نام اصلان روبهرو میشوند که برای نجات نارنیا از سلطهی جادوگر سفید و تحقق یک پیشگویی قدیمی، به کمک آنها نیاز دارد. نبردی حماسی میان خیر و شر درمیگیرد و بچهها نقش مهمی در سرنوشت نارنیا ایفا میکنند.
خلاصه داستان: شش ماه پس از وقایع مجموعه اصلی، ایکوما و همراهانش به همراه ارتش ژاپن، تلاش خود را برای بازپسگیری قلعه استراتژیک اوناتو از چنگ کابانها آغاز میکنند. این قلعه که روزگاری مرکز مهم دفاعی در برابر موج کابانها بود، اکنون به لانهای برای این موجودات خونآشام تبدیل شده است. در این نبرد سرنوشتساز، ایکوما با هدایت یک جنگافزار جدید و کمک متحدانش، از جمله مومِی، باید بر دشمنان قدرتمند و موانع غیرمنتظره غلبه کند. اما در دل این نبرد، رازهایی درباره ماهیت کابانها و آینده بشریت فاش میشود که همه محاسبات را بر هم میزند. آیا ارتش ژاپن میتواند قلعه اوناتو را پس بگیرد و امیدی دوباره برای بقای انسانها بیافریند؟