خلاصه داستان: زمانی که یک سگ پلیس وفادار و صاحب افسر پلیس او در حین انجام وظیفه مجروح میشوند، یک عمل جراحی دیوانهوار اما نجاتبخش آنها را به هم متصل میکند و مرد سگ متولد میشود. مرد سگ سوگند یاد میکند که از مردم محافظت کند. در حالی که مرد سگ هویت جدیدش را میپذیرد و سعی میکند رئیس خود را تحت تأثیر قرار دهد، باید نقشههای شیطانی و زیبا از ابرشرور گربهای پیتی گربه را متوقف کند.
خلاصه داستان: پلانکتون، پلانکتونی که همیشه در تلاش برای تسخیر دنیا شکست میخورد، این بار با همسر کامپیوتریاش کارن، نقشهای تازه برای تصاحب چام باکت و رقابت با آقای کربس طراحی میکند. اما این بار کارن ایدههای بزرگتری در سر دارد و همکاری او با پلانکتون به ماجراهایی خندهدار و غیرمنتظره میانجامد. در این میان، دوستیهای قدیمی زیر سؤال میرود و پلانکتون باید میان جاهطلبی و خانوادهاش یکی را انتخاب کند. این انیمیشن کمدی که بر پایهی دنیای باباسفنجی ساخته شده، با شخصیتهای بامزه و دیالوگهای طنز، مخاطبان را به دنیای زیر آب میبرد.
خلاصه داستان: گرو که زندگی تازهای را با همسرش لوسی و سه دخترخواندهاش آغاز کرده، حالا به عنوان مأمور اتحادیه ضد جنایت مشغول به کار است. اما با شکست در دستگیری بالتازار برت، یک شرور سابق کودکستیز که الماس بزرگ دزدیده، گرو و لوسی از کار اخراج میشوند. در همین حین، گرو متوجه میشود برادر دوقلویش درو را دارد که برعکس او مویی بلوند دارد و وارث امپراتوری خانوادگی آنهاست. مینیونها هم به دنبال زندگی شرورانهتر، از گرو جدا میشوند. گرو و درو برای بازپسگیری الماس و اثبات لیاقت خود به بالتازار برت روبرو میشوند، در حالی که لوسی تلاش میکند با دخترها ارتباط برقرار کند.
خلاصه داستان: موفاسا، توله شیری که از خانوادهاش جدا مانده و تنهاست، در مسیر زندگی با شیر جوانی به نام تاکا، وارث یک خاندان سلطنتی، آشنا میشود. این ملاقات تصادفی، آغازگر سفری پرماجرا برای گروهی از طردشدگان است که در جستجوی مقصد و سرنوشتی تازه، با خطرات طبیعت و رقابتهای درونی روبهرو میشوند. داستان از زبان رافیکی، در قالب یک روایت خاطرهگونه برای فرزندان سیمبا بازگو میشود. رابطهٔ میان موفاسا و تاکا که بعدها به اسکار معروف میشود، دستخوش چالشهای دوستی، اعتماد و خیانت میگردد. آنها در این مسیر، معنای واقعی خانواده و رهبری را کشف میکنند و سرنوشت سرزمینهای دور را رقم میزنند.
خلاصه داستان: زمان آن فرا رسیده است که بنجامین جوان و خوشسیما، همسر آیندهاش را بیابد. هنگامی که پرترهای از شاهزاده کارولینای زیبا به او نشان داده میشود، چنان مجذوب او میشود که در پاسخ، پرتره خود را برایش میفرستد. اما کارولینا، شاهزادهای لوس و مغرور، بهخودخواهی او را رد میکند. پادشاه بنجامین تصمیم میگیرد قلب او را به دست آورد و با تغییر چهره به عنوان یک باغبان، موفق میشود در قصر او مشغول به کار شود. او درمییابد که کارولینا روزگاری دختری مهربان و شاد بوده است. با کمک موسیقی و گلها، کمکم قلب شاهزاده را نرم میکند و او نیز به او دل میبازد. اما هنگامی که مشاوران کارولینا، که خواهان حفظ قدرت خود هستند، شاهزادهای ضعیف را برای ازدواج او در نظر میگیرند، کارولینا و بنجامین با شتاب از قصر میگریزند. موانع بسیاری در مسیر فرارشان آنها را به یکدیگر نزدیکتر میکند. اما در نهایت، بنجامین باید حقیقت را فاش کند—و با این حال، عشق و خوشبختی بر همهچیز چیره خواهد شد.
خلاصه داستان: در شهر آپسون داونز استرالیا، آنی دهساله و رانت، سگ ولگردش، تلاش میکنند در مسابقات سگهای کرامپتس در لندن، قهرمانی دوره مهارت را کسب کنند تا مزرعه خانوادهشان را از خشکسالی و سختی نجات دهند. این سفر نهتنها یک ماجراجویی هیجانانگیز است، بلکه فرصتی برای کشف استعدادهای پنهان و ایجاد پیوندی عمیق میان انسان و حیوان فراهم میآورد. آنی در این مسیر با چالشهای متعددی روبهرو میشود و یاد میگیرد که شجاعت و امید میتوانند در سختترین شرایط نیز راهگشا باشند.