خلاصه داستان: این مجموعه چهارم از برنامههای تصویری خاله نسرین، با هدف ایجاد شادی و آموزش غیرمستقیم برای کودکان پیش دبستانی تهیه شده است. در این اثر، ده نماهنگ شاد و رنگارنگ با مضامین فرهنگی، مذهبی و اجتماعی برای خردسالان اجرا میشود. ترانههایی مانند «شب یلدا»، «باباجون»، «ایران»، «خورشید خانم»، «ماهیگیر»، «امام رضا»، «مهدکودک»، «بهار»، «خداحافظی با مهد کودک» و «ترانه مادر»، هر کدام به موضوعی آشنا برای کودک میپردازند. نسرین پوربافرانی به عنوان مجری و خواننده، با لحنی گرم و صمیمی کودکان را همراهی میکند. فضای بصری اثر با تصاویر شاد، عروسکهای رنگارنگ و صحنههای ساده، برای گروه سنی خردسال جذابیت دارد. هدف اصلی این مجموعه، تقویت حس میهنپرستی، احترام به خانواده، آشنایی با آداب و رسوم ایرانی و ایجاد نشاط در کودکان است. هر ترانه کوتاه و با ملودی ساده، به گونهای طراحی شده که به راحتی در ذهن کودک ماندگار شود و امکان مشارکت و همخوانی را برای او فراهم آورد.
خلاصه داستان: در این مجموعه، خاله نسرین با عروسک دوستداشتنیاش نگین گفتوگو میکند و ترانههای شاد و آموزندهای را برای کودکان اجرا میکند. این اثر با فضایی گرم و صمیمی، لحظاتی مفرح و سرگرمکننده برای خردسالان فراهم میآورد و سعی دارد مفاهیم ساده و ارزشهای اخلاقی را از طریق موسیقی و نمایش به آنها منتقل کند. کودکان در کنار خاله نسرین و نگین، با ترانههایی درباره دوستی، طبیعت و رفتارهای خوب آشنا میشوند. این مجموعه هفتمین بخش از مجموعه ترانههای کودکانه خاله نسرین است که با هدف ایجاد شادی و آموزش غیرمستقیم برای گروه سنی کودک تهیه شده است.
خلاصه داستان: توتسکو دانشآموز دبیرستانیای است که توانایی دیدن «رنگهای» درون دیگران را دارد؛ رنگهایی از شادی، هیجان و آرامش، و رنگی که از همه بیشتر دوستش دارد. کیمی، همکلاسیاش در مدرسه، زیباترین رنگ را از خود ساطع میکند. با اینکه توتسکو هیچ ساز موسیقی نمینوازد، با کیمی و دوستشان روی، گروهی موسیقی تشکیل میدهند و در شهری کوچک به دنبال یافتن صدای درونی خود و کشف راز رنگها هستند.
خلاصه داستان: ناله-ماجا همراه خانوادهاش به پیکنیک رفته، اما انگار هیچکس حوصلهی بازی با او را ندارد. وقتی او به تنهایی آبمیوهی XYZ را مینوشد و تبدیل به موجودی کوچک میشود، همهچیز شکل تازهای به خود میگیرد. حالا آیا دیگران میتوانند او را پیدا کنند؟ و آیا وقتی به اندازهی یک مورچهای، میشود تغییری در دنیا ایجاد کرد؟
خلاصه داستان: الکساندر یازدهساله همراه با خانوادهاش برای یک تعطیلات رویایی به مکزیکو سیتی میرود. اما همهچیز از همان ابتدا خراب پیش میرود: پروازشان تأخیر دارد، چمدانها گم میشوند و یک بت کوچک نفرینشده که الکساندر در بازار محلی پیدا میکند، به نظر میرسد که بدشانسی را به دنبال خود میکشد. در طول سفر، هر اتفاقی که میافتد بدتر از قبلی است و خانواده را وارد یک ماجراجویی غیرمنتظره میکند. اما همین اتفاقات به ظاهر فاجعهبار، فرصتی میشود تا اعضای خانواده بیشتر به هم نزدیک شوند و الکساندر یاد بگیرد که گاهی بدترین روزها بهترین خاطرات را میسازند. فیلم با ترکیبی از طنز موقعیت و لحظات احساسی، روایتگر یک سفر پرماجراست که در آن هیچچیز طبق برنامه پیش نمیرود، اما در نهایت به یک تجربه فراموشنشدنی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: برای به دست آوردن دوباره شهرت، بدشانسترین مأمور، خرس بککوم، مخفیانه وارد مأموریت مریخ شد. اما بهطور غیرمنتظرهای وارد دنیایی اسرارآمیز در مریخ شد و با هیولای مریخیای که قصد داشت دستگیرش کند، دوست شد. اکنون، میان افتخار یک مأمور و دوستی، با آزمونی بیسابقه روبهرو خواهد شد.