خلاصه داستان: الکساندر یازدهساله همراه با خانوادهاش برای یک تعطیلات رویایی به مکزیکو سیتی میرود. اما همهچیز از همان ابتدا خراب پیش میرود: پروازشان تأخیر دارد، چمدانها گم میشوند و یک بت کوچک نفرینشده که الکساندر در بازار محلی پیدا میکند، به نظر میرسد که بدشانسی را به دنبال خود میکشد. در طول سفر، هر اتفاقی که میافتد بدتر از قبلی است و خانواده را وارد یک ماجراجویی غیرمنتظره میکند. اما همین اتفاقات به ظاهر فاجعهبار، فرصتی میشود تا اعضای خانواده بیشتر به هم نزدیک شوند و الکساندر یاد بگیرد که گاهی بدترین روزها بهترین خاطرات را میسازند. فیلم با ترکیبی از طنز موقعیت و لحظات احساسی، روایتگر یک سفر پرماجراست که در آن هیچچیز طبق برنامه پیش نمیرود، اما در نهایت به یک تجربه فراموشنشدنی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: برای به دست آوردن دوباره شهرت، بدشانسترین مأمور، خرس بککوم، مخفیانه وارد مأموریت مریخ شد. اما بهطور غیرمنتظرهای وارد دنیایی اسرارآمیز در مریخ شد و با هیولای مریخیای که قصد داشت دستگیرش کند، دوست شد. اکنون، میان افتخار یک مأمور و دوستی، با آزمونی بیسابقه روبهرو خواهد شد.
خلاصه داستان: فیلم اورلرد: پادشاهی مقدس برگرفته از آرک پادشاهی مقدس مجموعه لایتنوول و انیمه محبوب اورلرد است. در این ماجراجویی سینمایی، آینز اول گون، پادشاه جادوگر، با درخواست کمک از پادشاهی مقدس روبرو میشود. موجودات اهریمنی به سرزمینهای آنان حمله کردهاند و تنها کسی که میتواند در برابر این تهدید بایستد، آینز و لشکر ناگهانی اوست. این فیلم به عمق استراتژیهای جنگی و دیپلماسی پیچیده در دنیای اورلرد میپردازد و لحظات حماسی و احساسی را به تصویر میکشد. مخاطبان با شخصیتهای آشنا و جدیدی همراه میشوند و شاهد نبردهای خیرهکنندهای خواهند بود.
خلاصه داستان: یک گرگ و یک شیر کوهی متحد میشوند، زمانی که برخورد یک شهابسنگ باعث پخش ویروسی میشود که حیوانات باغوحش را به زامبی تبدیل میکند. آنها همراه با دیگر بازماندگان دست به کار میشوند تا باغوحش را نجات دهند و جلوی رهبر جهشیافته و دیوانه را از گسترش این ویروس بگیرند. این ماجراجویی انیمیشنی ترکیبی از کمدی، ترسناک و هیجان است.
خلاصه داستان: شب آخرالزمان باغ وحش داستان یک گرگ و یک شیر کوهی را روایت میکند که پس از برخورد یک شهابسنگ مرموز با باغوحش، با ویروسی عجیب مواجه میشوند که حیوانات را به موجوداتی وحشی و زامبیگونه تبدیل میکند. این دو قهرمان ناخواسته باید با دیگر بازماندگان متحد شوند تا باغوحش را از نابودی نجات دهند و جلوی رهبر جهشیافتهای را بگیرند که قصد دارد ویروس را به کل شهر گسترش دهد. در این میان، دوستیهای تازهای شکل میگیرد و رازهایی از گذشته هر شخصیت آشکار میشود. آیا آنها میتوانند قبل از فراگیر شدن فاجعه، راهی برای متوقف کردن ویروس بیابند؟
خلاصه داستان: روزی روزگاری، روباه و خرگوش متوجه میشوند که جغد ناپدید شده است. آنها به همراه دوستانشان جنگل را برای پیدا کردنش جستوجو میکنند، اما بهجای آن با دریاچهای بزرگ روبهرو میشوند که قبلاً آنجا وجود نداشت. آیا ظاهر شدن ناگهانی این دریاچه ارتباطی با ناپدید شدن جغد دارد؟