خلاصه داستان: برونهیلدا بلوم، یک زن خانهدار و مادر دو فرزند در یک شهر کوچک اتریشی، پس از مرگ ناگهانی همسرش در یک تصادف رانندگی، متوجه میشود که این حادثه تصادفی نبوده است. او با شجاعت و ارادهای آهنین، وارد دنیای تاریک جنایت و فساد میشود تا حقیقت را پیدا کند. در این مسیر، برونهیلدا با رازهای پنهان جامعهای روبرو میشود که همه چیز در آن ظاهری آرام و بیآلایش دارد. او باید برای عدالت و حقیقت بجنگد، حتی اگر این مبارزه او را به اعماق تاریکی بکشاند.
خلاصه داستان: خانم نواک به عنوان معلم جدید به یک مدرسه شبانهروزی بینالمللی میپیوندد تا کلاس «تغذیه آگاهانه» برگزار کند. او به شاگردانش میآموزد که کمخوری کلید سلامتی است و به تدریج آنها را به سمت ایدههای افراطی سوق میدهد. همکاران او دیر متوجه خطر میشوند و والدین پریشان وقتی به حقیقت پی میبرند که باشگاه صفر به واقعیتی تلخ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، زمین با فاجعهای زیستمحیطی روبرو میشود و سیاره در مهی سمی فرو میرود. خدمه یک ایستگاه فضایی در مدار زمین، خود را تنها بازماندگان احتمالی مییابند. آنها باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرند: آیا برای یافتن بازماندگان به زمین بازگردند و جان خود را به خطر بیندازند، یا در امنیت ایستگاه و سیستم همزیستی جلبکی آن باقی بمانند؟ تنش و اختلاف نظر میان اعضای خدمه، مرز بین امید و واقعیت را محو میکند و هر انتخاب، آنها را به نقطهای بیبازگشت نزدیکتر میکند. فیلم علمی-تخیلی «نقطه بیبازگشت» با فضاسازی تعلیقبرانگیز، پرسشهای اخلاقی و انسانی عمیقی را درباره بقا، مسئولیت و معنی خانه مطرح میکند.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ جهانی اول، پیتر پِرگ، بازپرس سابق ارتش اتریش، به وین بازمیگردد. او که از آسیبهای روحی جنگ رنج میبرد، با شهری مواجه میشود که در هرجومرج و بحران اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. اندکی پس از بازگشت، اجساد نظامیان بازنشستهای که همقطاران سابق او بودهاند، بهطرز وحشیانهای یافت میشود. پیتر که خود نیز از قربانیان جنگ است، با کمک یک پزشک قانونی جوان به نام دکتر ترزا کورنر، تحقیقاتی را آغاز میکند. او در مسیر جستجوی حقیقت، با توطئهای پیچیده روبهرو میشود که ریشه در گذشته تاریک امپراتوری فروپاشیده دارد. هرچه به قاتل نزدیکتر میشود، زخمهای کهنه و خاطرات تلخ جنگ بیش از پیش او را آزار میدهد و مرز بین واقعیت و کابوس را محو میکند.
خلاصه داستان: اتریش در قرن هجدهم. روستایی محصور در جنگلهای تاریک و انبوه. زنی به دلیل کشتن یک نوزاد به اعدام محکوم میشود. در همین حال، اگنس، زن جوانی که به تازگی ازدواج کرده، با جدیت تمام برای زندگی همسری آماده میشود، اما اندکی بعد، سنگینی غیرقابلتحملی بر قلب و ذهنش مینشیند. هر روز او بیشتر در مسیری تاریک و تنهایی گرفتار میشود که به افکار شیطانی میانجامد؛ شاید نه فقط افکار…
خلاصه داستان: آندریا، افسر پلیس روستایی در اتریش، تصمیم گرفته است به زندگی مشترک خود پایان دهد و برای شروع تازهای به عنوان کارآگاه در شهر مشغول به کار شود. در جشن تولدی که برای جدا شدن از همسرش برگزار شده، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد. همسرش که هنوز به جدایی تن نداده، ناگهان در جاده ظاهر میشود و آندریا که در شوک فرو رفته، با خودرو به او برخورد میکند. او که از ترس عواقب این حادثه فلج شده، صحنه را ترک میکند و با این کار وارد مارپیچی از دروغ و عذاب وجدان میشود. این فیلم کمدی-درام، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به بررسی پیامدهای یک تصمیم لحظهای و تلاش برای رهایی از قید و بندهای زندگی گذشته میپردازد و سوالاتی درباره اخلاق، مسئولیت و رستگاری را پیش روی مخاطب میگذارد.