خلاصه داستان: در کشوری بینام که تحت حکومتی سرکوبگر اداره میشود، یک سیاستمدار صلحطلب و رهبر جنبش مخالف، به نام «زد»، برای ایراد سخنرانی در یک گردهمایی عمومی به شهر ساحلی سفر میکند. اما در میانه راه، در حالی که سوار بر خودرو است، توسط عوامل ناشناس مورد سوءقصد قرار میگیرد و به شدت مجروح میشود. پزشکان برای نجات جان او تلاش میکنند، اما زد بر اثر شدت جراحات جان میبازد. مقامات محلی به سرعت اعلام میکنند که این حادثه یک تصادف رانندگی ساده بوده و پرونده را مختومه میکنند. با این حال، یک دادستان جوان و کنجکاو به نام «شارل» که به این روایت رسمی مشکوک است، به طور غیررسمی شروع به تحقیق میکند. او با بازجویی از شاهدان عینی، از جمله یک عکاس و یک رانندهی تاکسی، به نشانههایی از یک توطئهی سازمانیافته پی میبرد. حقیقت در میان فشارهای سیاسی و تهدیدها، به تدریج آشکار میشود.