خلاصه داستان: در ۲۱ مارس ۱۹۴۵، نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا مأموریتی را برای بمباران مقر گشتاپو در کپنهاگ آغاز کرد. اما این عملیات به فاجعهای انسانی تبدیل شد؛ یکی از بمبافکنها به جای هدف اصلی، مدرسهای را مورد اصابت قرار داد که پر از کودکان و راهبهها بود. فیلم سایه درون چشم من روایتگر زندگی چند شخصیت است که درگیر این روز سرنوشتساز میشوند: پسری کوچک به نام هنری که با مرگ خواهرش در یک حمله هوایی دستوپنجه نرم میکند، دختری به نام راسموس که در جستجوی پدرش است و با زنی به نام ترزا، یک پرستار جوان، آشنا میشود. ترزا نیز درگیر عشقی ممنوعه با یک پزشک است. این فیلم با نگاهی انسانی و در عین حال بیرحم، به بررسی تأثیر جنگ بر زندگی غیرنظامیان و بهویژه کودکان میپردازد و سایههای جنگ را بر روان آدمها به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در قرن هجدهم، کاپیتان بازنشسته ارتش دانمارک، لودویگ کالن، با هدفی والا و در عین حال طاقتفرسا راهی دشت بایر یوتلاند میشود. او در تلاش است تا با کشت این زمین لمیزرع، تمدنی را در آنجا بنا نهد و از پادشاه دانمارک لقب اشرافی دریافت کند. اما این مسیر پر از موانع است؛ از طبیعت خشن و آبوهوای سخت گرفته تا مخالفتهای یک نجیبزاده بیرحم و مستبد به نام فردریک دو شینکل که ادعای مالکیت بر این زمینها را دارد. کالن در این نبرد نابرابر، با آن باربارا زنی فراری و خدمتکاری جوان همراه میشود و در میان این بیابان خشن، جرقههای امید و عشقی تازه شکل میگیرد. او باید بین رویای خود و امنیت اطرافیانش یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: خانم نواک به عنوان معلم جدید به یک مدرسه شبانهروزی بینالمللی میپیوندد تا کلاس «تغذیه آگاهانه» برگزار کند. او به شاگردانش میآموزد که کمخوری کلید سلامتی است و به تدریج آنها را به سمت ایدههای افراطی سوق میدهد. همکاران او دیر متوجه خطر میشوند و والدین پریشان وقتی به حقیقت پی میبرند که باشگاه صفر به واقعیتی تلخ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم مارگرت: ملکه شمال روایتگر داستان ملکه مارگرت اول دانمارک است که در قرن چهاردهم میلادی موفق به اتحاد سه کشور دانمارک، سوئد و نروژ تحت یک تاج و تخت شد. اما این اتحاد با مخالفتها و توطئههایی از سوی اشراف و دشمنانش روبرو میشود. فیلم به چالشهای سیاسی و شخصی ملکه مارگرت میپردازد و نشان میدهد که چگونه او برای حفظ قدرت و اتحاد اسکاندیناوی میجنگد. در این میان، یک توطئه مرگبار علیه او شکل میگیرد که زندگیاش را به خطر میاندازد. فیلم با بازی ترینه دیرهولم در نقش اصلی، تصویری قدرتمند از یک زن رهبر در دنیای مردانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: لوکاس، مربی مهربان مهدکودکی در یک شهر کوچک دانمارکی، زندگی آرامی دارد. او به تازگی از همسرش جدا شده و در تلاش است تا رابطه نزدیکی با پسر نوجوانش مارکوس برقرار کند. اما یک اتهام بیاساس و ناباورانه از سوی کلارا، دختر کوچک دوست صمیمیاش، زندگی او را به جهنم تبدیل میکند. در شهری که همه همدیگر را میشناسند، زمزمه این اتهام مانند آتشی در خس میافتد و جامعه کوچک و به ظاهر صمیمی به سرعت به او پشت میکند. لوکاس که از حمایت نزدیکانش محروم شده، در تنهایی و انزوا گرفتار میشود و باید بیگناهی خود را در فضایی مملو از سوءظن و قضاوت عجولانه ثابت کند. اما آیا حقیقت میتواند در برابر موج خشم و نفرت جمعی پیروز شود؟
خلاصه داستان: داستان انیمیشنی دربارهٔ پسری است که بهتازگی به دنیا آمده و مادرش او را در آغوش گرفته، اما یک خرس مادر که نوزادش را از دست داده، پسر را میرباید و او را بهجای فرزند خود بزرگ میکند. پسر در میان خرسها بزرگ میشود و زندگی در طبیعت و رفتارهای خرسها را میآموزد. اما والدین انسانی او که دلتنگی میکنند، با کمک شکارچیها به دنبال او میگردند. وقتی پدر و مادر انسانی او را پیدا میکنند، پسر با چالشهایی میان دو جهان متفاوت روبهرو میشود: جهانی که در آن بزرگ شده و جهانی که از آن آمده است. او باید تصمیم بگیرد که به کجا تعلق دارد و معنای واقعی خانواده را کشف کند.