خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن مرموز برادرش به دنبال یک جعبه پازل باستانی، رایلی مککندری، زن جوانی با گذشتهای آشفته، به همراه دوستانش به جستجو میپردازد. او جعبه را پیدا میکند و ناآگاهانه قفل آن را میگشاید و موجوداتی فراطبیعی به نام سنوبیتها را آزاد میکند. این موجودات که توسط کشیشی به نام پینهد رهبری میشوند، برای چشیدن رنج و عذاب قربانیان خود به دنیای واقعی میآیند. رایلی باید با کمک دوستانش راهی برای بازگرداندن سنوبیتها به دوزخ بیابد و از نابودی کامل خود و عزیزانش جلوگیری کند.