خلاصه داستان: در دهکدهای کوهستانی در مقدونیه قرن نوزدهم، نوزادی به نام نِوامیا توسط روحی باستانی به نام ماریا ربوده میشود. ماریا که خود روزی قربانی جادوگری بوده، برای فرار از تنهایی، روح خود را به بدن نِوامیا منتقل میکند. نِوامیا که حالا موجودی بین انسان و جادوگر است، در بدنی جدید با هویتی ناآشنا رها میشود. او برای درک معنای انسان بودن، از روستایی به روستای دیگر سفر میکند و در پوست افراد مختلف فرو میرود؛ گاه زنی جوان، گاه مردی دهقان و گاه کودکی معصوم. در این سفر پر از وحشت و شگفتی، او با خشونت، عشق، و پیچیدگیهای زندگی بشری آشنا میشود. اما سایهی ماریا همیشه او را تعقیب میکند و خاطرات تلخ گذشتهاش رهایش نمیکند. تنها نخواهی بود داستانی شاعرانه و هولناک درباره هویت، تنهایی و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جهانی است که در آن انسانها و هیولاها مرزهای مبهمی دارند.
خلاصه داستان: پسر پانزدهسالهای از قوم یوروک در روستایی دورافتاده در مقدونیه، در میان انتظارات سختگیرانه والدین، سنتهای محافظهکارانه جامعه و عشقی ممنوعه به دختری که به دیگری وعده داده شده است، به موسیقی پناه میبرد تا راهی برای رهایی و ابراز خود پیدا کند.