خلاصه داستان: در یک دهکدهی دورافتاده و بادخیز، کشاورزی سالخورده به نام اوهسلر با دخترش زندگی میکند. زندگی آنها به اسبی وابسته است که روزی بار گاری را میکشد. اما طوفانی سهمگین درمیگیرد و اسب از کشیدن گاری، خوردن و آشامیدن سر باز میزند. اوهسلر و دخترش با نومیدی تلاش میکنند اسب را وادار به کار کنند، اما هر روز بر بنبست آنها افزوده میشود. در همین حال، مسافری گذری داستان غمناک نیچه را روایت میکند که در تورین شاهد شکنجهی اسبی بوده است. با فروپاشی تدریجی نظم روزمره، سایههای مرگ و نیستی بر خانهی آنها میافتد و پرسشهای بنیادینی دربارهی سرنوشت و رستگاری مطرح میشود. فیلم با نماهای بلند و سیاهوسفید، روایتی فلسفی از پایانبندی جهان ارائه میدهد.