خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم «۹۶» به کارگردانی سی. پریم کومار، داستان عاشقانهای را روایت میکند که در آن دو دوست دبیرستانی، رام و جانو، پس از ۲۲ سال در یک مدرسه قدیمی با یکدیگر ملاقات میکنند. رام، که اکنون یک عکاس سفر است، به تنهایی به مراسم بازدید از مدرسه میآید و در آنجا با جانو، عشق دوران جوانیاش، روبرو میشود. این دیدار دوباره، خاطرات شیرین و تلخ گذشته را زنده میکند و آنها را به سفری احساسی در میان خاطرات مشترک میبرد. در طول این ملاقات، آنها درباره تصمیمهایی که در جوانی گرفتهاند و مسیرهایی که انتخاب کردهاند، گفتگو میکنند. فیلم با بازی درخشان تریشا و ویجایستوپاتی، لحظات ناب و ماندگاری از عشق، دوستی و پشیمانی را به تصویر میکشد. «۹۶» با نگاههای گاهوبیگاه، سکوتهای پر از معنا و دیالوگهای عمیق، توانسته است جایگاه ویژهای در میان عاشقانههای سینمای تامیل پیدا کند. این فیلم نهتنها به موضوع عشق پرداخته، بلکه به مفهوم زمان و تغییر نیز میاندیشد.
خلاصه داستان: جولی، وکیلی زیرک و جاهطلب در شهر لکهناو، با پروندهای پیچیده روبهرو میشود که زندگی او را دگرگون میکند. او که به دنبال شهرت و ثروت است، به عنوان وکیل مدافع در دادگاه حاضر میشود، اما بهزودی درگیر ماجرای قتل همسر یک پلیس فاسد میشود. جولی با وجود کارشکنیهای قدرتمندان، تصمیم میگیرد حقیقت را فاش کند و در این مسیر با چالشهای اخلاقی و حقوقی بسیاری دستوپنجه نرم میکند. این فیلم کمدی-درام، با نگاهی طنزآمیز به سیستم قضایی هند، روایتگر تلاش یک وکیل معمولی برای عدالتخواهی در برابر بیعدالتیهای نهادینهشده است.
خلاصه داستان: غنی، پسر جوانی از طبقه کارگر، از کودکی به بوکس علاقهمند است و آرزوی قهرمانی در سر میپروراند. او در مسیر رسیدن به این رویا با چالشهای مالی، خانوادگی و اجتماعی متعددی روبهرو میشود. تمرینهای سخت و مربیگری دلسوزانه، او را به سطح مسابقات حرفهای میرساند، اما رقابت با حریفان قدرتمند و وسوسههای دنیای بیرون، ایمان او را به خودش آزمایش میکند. غنی باید بین وفاداری به خانواده و جاهطلبی شخصی یکی را انتخاب کند. او در این مسیر درسهای مهمی درباره صداقت، پشتکار و معنای واقعی پیروزی میآموزد.
خلاصه داستان: تاکور شمشر سینگ با فعالیتهای خلاف، قاچاق مواد مخدر و فروش آن به ثروت زیادی دست یافته است، اما هرگز دستگیر نشده و پلیس به شدت در پی اوست. در این میان، کندان، جوانی شجاع و مصمم، برای انتقام از بیعدالتیهایی که بر خانوادهاش رفته، پا به میدان مبارزه میگذارد. او در مسیری پرخطر با موانع و دشمنان بسیاری روبهرو میشود و باید برای رسیدن به عدالت، از جان خود مایه بگذارد.
خلاصه داستان: تیلاگان، راننده آمبولانسی است که به اتهام قتل همسرش به زندان میافتد و چهارده سال از زندگیاش را پشت میلهها سپری میکند. او که به تازگی با مرخصی از زندان آزاد شده، به دنبال کشف حقیقت و یافتن قاتل واقعی همسرش است. در این مسیر، او با مأمور پلیسی به نام تیلاگان (با بازی ساموتیراکانی) روبهرو میشود که در پی پروندههای پیچیدهای است و به نوعی با زندگی او گره میخورد. تیلاگان در حالی که تلاش میکند بیگناهی خود را ثابت کند، با رازهای پنهان و توطئههایی روبهرو میشود که زندگی او را بیش از پیش در معرض خطر قرار میدهد. او باید در یک بازی مرگبار از حقیقت و عدالت جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: ویر، مردی جوان، در آستانه ازدواج با مژگان است، اما خاطرات مبهم و پریشانی از گذشتهاش او را رها نمیکنند. او که از تکرار این رویاها و تصاویر پراکنده به تنگ آمده، تصمیم میگیرد برای یافتن حقیقت به بمبئی سفر کند. در آنجا با امکیش کومار آشنا میشود و به تدریج درمییابد که گذشتهای کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرده داشته است. او با زنی به نام ثنائی مواجه میشود که ادعا میکند همسر اوست و پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی ویر را زیر و رو میکند. حال او باید میان عشق کنونی و حقیقت پنهان گذشتهاش یکی را برگزیند و با خاطراتی که او را فرامیخوانند روبرو شود.