خلاصه داستان: کادووا (ببر) داستان کوریان جان، یک کشاورز ثروتمند و بانفوذ در منطقه کوتایام در کرالا را روایت میکند که به خاطر جاهطلبی و روحیه مبارز خود مشهور است. او با یک افسر پلیس سرسخت به نام جوزف به درگیری میافتد که ریشه در یک سوءتفاهم کوچک دارد. این درگیری به سرعت به یک جنگ تمامعیار میان قدرت مالی، نفوذ سیاسی و اقتدار قانونی تبدیل میشود و پای کلیسا و دولت را به ماجرا باز میکند. کوریان برای حفظ آبرو و موقعیت خود مجبور است دست به اقداماتی بزند که عواقب پیشبینینشدهای به همراه دارد. داستان درباره قدرت، غرور و پیامدهای تقابل میان افراد قدرتمند است.
خلاصه داستان: اسکای نوجوانی جنگجو و دلیر است که به توصیه پدرش به صومعهای در بالای کوه میرود تا فنون رزمی را بیاموزد. در آنجا با استادان خردمند و همتمرینانی از نقاط مختلف آشنا میشود. اما بهزودی آرامش صومعه با ظهور نیروهای تاریکی که قصد تسخیر سرزمین را دارند بر هم میخورد. اسکای که قلب پاک و ارادهای استوار دارد، مسئولیتی سنگین بر دوش میگیرد و سفری پرمخاطره را آغاز میکند. او در این مسیر با رازهایی درباره گذشته خود و سرنوشت قلمرو روبهرو میشود. همراه با دوستان تازهاش، اسکای باید بر ترسهایش غلبه کند و برای محافظت از عزیزانش و بازگرداندن صلح، با شر مبارزه کند. این داستان درباره شجاعت، دوستی و ایثار است.
خلاصه داستان: پس از وقایع بخش اول، شیوا، پسر باهوبالی، به دنبال یافتن حقیقت درباره گذشته پدرش و دلیل سقوط او از تخت پادشاهی راهی سفری حماسی میشود. او در این مسیر با دشمنان قدرتمند و اسرار خانوادگی روبرو میشود و سرانجام برای بازپسگیری حق خود و ملت ماهیشماتی به نبردی سرنوشتساز وارد میگردد. داستان پر از پیچشهای عاطفی و اکشن خیرهکننده است.
خلاصه داستان: در شب کریسمس، ملاقات اتفاقی یک مرد و زن غریبه در بمبئی به گفتوگویی صمیمانه و مرموز میانجامد. هر دو از گذشتهای سنگین و ناگفته رنج میبرند و این آشنایی ناگهانی، امیدی تازه و در عین حال خطرناک در زندگیشان ایجاد میکند. اما با روشن شدن رازهای تاریک، این رابطه شکننده به بازیای مرگبار از حقیقت و دروغ تبدیل میشود. یک چرخش ناگهانی، گذشته پنهان آنها را رو میکند و آنها را در مسیر جنایت و عواقب تلخ آن قرار میدهد. آیا این عشق نوپا میتواند از تاریکی جان سالم به در ببرد؟
خلاصه داستان: شیوا، جوانی نیرومند و جنگجوی آیینی در روستایی در ناحیه مالِنادو در کارناتاکا، با چالشهایی روبهرو میشود که ریشه در سنتهای باستانی و طبیعت دارد. او که به عنوان محافظ و مجری آیینهای محلی عمل میکند، با یک افسر جنگل به نام مورالی درگیر میشود که قصد دارد زمینهای مقدس را به نفع دولت تصرف کند. با مرگ ناگهانی یک فرد محلی، تنشها بین روستاییان و نیروهای بیرونی و همچنین نیروهای ماورایی که آرامش منطقه را به هم میزنند، شدت میگیرد. شیوا باید با گذشتهی پنهان و قدرت دروناش روبهرو شود و برای بازگرداندن تعادل به روستا و طبیعت، به جنگ با ارواح خبیث و نیروهای شرور برود. آیا او میتواند صلح را به سرزمین اجدادیاش بازگرداند و طلسم کهن را باطل کند؟
خلاصه داستان: راجویر سینگ، ورزشکار جوان و باانگیزه، آرزوی بزرگی در سر دارد: کسب مدال طلا برای کشورش. اما هر بار که به موفقیت نزدیک میشود، اتفاقی پیشبینینشده او را از هدفش دور میکند. پس از یک تصادف شدید که شنواییاش را از دست میدهد، زندگی او به کلی تغییر میکند. با وجود این مانع بزرگ، او به آکادمی ورزشکاران راه پیدا میکند و در آنجا با چالشهای تازهای روبهرو میشود. راجویر باید با ارادهای پولادین، ناامیدی را کنار بگذارد و ثابت کند که محدودیتها فقط ذهنی هستند. او در این مسیر، دوستیهای تازه و رقابتهای سختی را تجربه میکند. داستان فیلم مدال، سفری احساسی و الهامبخش درباره پشتکار، امید و غلبه بر موانع است.