خلاصه داستان: فیلم به وقت شام به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، روایتگر ماجرای یونس و علی، پدر و پسری خلبان است که در بحبوحه بحران سوریه، مأموریتی ویژه مییابند. آنها باید با یک هواپیمای باری از شهر تَدمُر، مردم گرفتار در محاصره داعش را نجات دهند و به دمشق منتقل کنند. اما در این مسیر، خطرات و پیچیدگیهای زیادی پیش روی آنهاست. یونس با وجود مخالفتها، اصرار دارد که پرواز را انجام دهد و علی نیز در کنار او قرار میگیرد. این سفر هوایی که قرار است نمادی از امید باشد، با موانع انسانی و نظامی زیادی روبهرو میشود. فیلم به وقت شام با نگاهی به وقایع واقعی و فضای ملتهب منطقه، تلاش میکند تصویری از ایثار و مقاومت در دل بحران ارائه دهد. داستان با تعلیق و لحظههای پرتنش، مخاطب را همراه با شخصیتها در این مأموریت دشوار نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم تنگه ابوقریب به کارگردانی بهرام توکلی، روایتی از مقاومت گردان عمار یاسر از لشکر ۲۷ محمد رسولالله در برابر لشکرکشی ارتش بعث عراق به منطقه فکه و شرهانی در روزهای پایانی جنگ تحمیلی است. عراقیها برای عبور از سد دفاعی ایرانیها باید از یک پایگاه که شکلی شبیه تنگه دارد عبور کنند، اما با مقاومت شدید و ایثار نیروهای ایرانی مواجه میشوند. فیلم بر پایه خاطرات واقعی رزمندگان و با نگاهی حماسی و انسانی به رشادتهای آنان ساخته شده است.
خلاصه داستان: شش مرد برای یافتن کار با یک لنج عازم کویت میشوند. در میان راه، یک عتیقهفروش که صندوقی گرانبها همراه دارد، با آنها همسفر میشود. ناخدای لنج که به طمع تصاحب صندوق افتاده است، مسافران را در جزیرهای متروکه رها میکند و میگریزد. مسافران سرگردان و درمانده، برای یافتن راهی جهت خروج از جزیره، به قلعهای باستانی میرسند. آنجا با رازها و اتفاقاتی روبهرو میشوند که زندگیشان را دگرگون میکند. فیلم «گمشدگان» روایتی از تلاش انسانها برای بقا و رستگاری در برابر آزمونهای سرنوشت است.
خلاصه داستان: بهرام پرتوی، کارمند شهرداری، پس از بازنشستگی احساس بطالت میکند و روزگار را با پارکنشینی و دیدار دوستان میگذراند. به توصیه اطرافیان، نزد دامادش که مهندس شرکت ساختمانی است مشغول به کار میشود، اما به زودی درگیر ماجراهایی میشود که زندگی آرام او را دستخوش تغییر میکند. او در میان برخوردهای تند و موقعیتهای غیرمنتظره، چهرهای تازه از خود و اطرافیانش میبیند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و تأملبرانگیز، روایتگر روزهای پرفرازونشیب یک مرد میانسال است که در جستوجوی معنا و آرامش، ناگزیر از مواجهه با واقعیتهای تازهای میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو جوان ایلیاتی است که پس از یک ترور نافرجام، به اعدام محکوم میشوند. یکی از آنها فرزند اسفندیار ایلخانی و دیگری فرزند مراد میرشکار است که در پایتخت با معرکهگیری روزگار میگذراند. اسفندیار به مادران آنها میگوید که فرزندانشان هنگام فرار از زندان کشته شدهاند، اما حقیقت چیز دیگری است. این فیلم با نگاهی به آیینها و باورهای عشایری، روایتی از انتقام، بخشش و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: علیخان پس از سالها دوری از زادگاهش، به همراه همسر و دخترش به روستای خود بازمیگردد تا پرده از راز قتل برادرش بردارد. او در این مسیر با موانع و دشمنیهای فراوانی روبهرو میشود و برای رسیدن به حقیقت، باید با گذشتهاش نیز روبرو شود. فیلم تیغ آفتاب روایتی است از انتقام، عدالت و تلاش برای آشکار شدن حقیقت.