خلاصه داستان: فرشته، دانشجوی رشته سینما، برای یافتن موضوعی برای پایاننامه خود با عاطفه، دختر نوجوانی که والدینش از هم جدا شدهاند، آشنا میشود. او که به عنوان مربی خصوصی وارد زندگی عاطفه شده، در جریان تدریس، با دنیای درونی این دختر و چالشهای روحی او به دلیل طلاق والدینش روبهرو میشود. فرشته تصمیم میگیرد فیلمی درباره تأثیر طلاق بر کودکان و نوجوانان بسازد و در این مسیر، با واکنشهای متفاوت عاطفه و اطرافیانش مواجه میشود. داستان به مرور، لایههای پنهان این تأثیرات را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: راز جهانبخش کرامت فاش میشود؟ این راز خواب چیستا، ماهرو، گودرز، بهرام، جهانگیر و سرگرد پوشیاس را آشفته خواهد کرد. جهانبخش برای اثبات بیگناهیاش و بازگشت آرامش، سفری بلند را آغاز میکند؛ سفری که پایانش زندگی بسیاری از آنها را تغییر میدهد. او در این مسیر با گذشتهای پر از ابهام و حقیقتهایی روبرو میشود که نهتنها سرنوشت خودش، بلکه سرنوشت اطرافیانش را نیز دگرگون میکند. فیلم سرو زیر آب با فضاسازیهای بصری و داستانی، مخاطب را به دل ماجرایی میبرد که مرز بین واقعیت و خیال را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «شانس زندگی» درباره پسر جوانی است که پس از سالها زندگی در آمریکا به ایران بازمیگردد. در بازگشت، خانوادهاش تصمیم دارند او را با دختر داییاش که از کودکی او را میشناسد، ازدواج دهند. این تصمیم که بر پایه سنتهای خانوادگی گرفته شده، با چالشها و کشمکشهایی روبهرو میشود. هر دو جوان در تقابل میان انتظارات خانواده و خواستههای شخصی خود قرار میگیرند. رابطهای که در ابتدا اجباری و سرد به نظر میرسد، به تدریج به کشف احساسات و شناخت عمیقتر میانجامد. اما مسیر این آشنایی پر از فراز و نشیب است. فیلم با نگاهی به روابط سنتی و مدرن، تلاش میکند تصویری از جامعه ایرانی در دهه هفتاد ارائه دهد. بازی افسانه بایگان در نقش دختر جوان و بهروز رضوی در نقش پسر تازهوارد، از نقاط قوت اثر به شمار میرود. پایانبندی فیلم، مخاطب را با تأملی درباره معنا و ارزش شانس در زندگی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: در یک درگیری میان نیروهای انتظامی و قاچاقچیان، یک افسر کشته میشود. سروان یوسف پیر بلوچ، پسرعموی مقتول، برای رسیدگی به پروندهای به منطقه بلوچستان منتقل میشود. او با کمک خانواده عمویش به مبارزه با اشرار و قاچاقچیان میپردازد. در پی حوادثی که رخ میدهد، خانوادهاش از هم میپاشد و پیر بلوچ خود را به عنوان یکی از سردستههای قاچاقچیان جا میزند. او سرانجام به محل اختفای جلال، سرکرده قاچاقچیان که عامل قتل پسرعمویش نیز بوده، پی میبرد و با یاری نیروهای انتظامی، قاچاقچیان را گرفتار میکند.
خلاصه داستان: امیر جوان پس از سه سال زندان، به تازگی آزاد شده و برای شروع دوباره زندگی، در یک مبلفروشی مشغول به کار میشود. او که به دنبال آرامش و ثبات است، با هما آشنا میشود و به تدریج عشقی میان آنها شکل میگیرد. با نزدیک شدن به ازدواج، امیر روحیه و جدیت بیشتری در کار پیدا میکند و سعی در ساختن آیندهای روشن دارد. اما گذشته تاریک او و اتفاقاتی که در زندان رخ داده، دوباره سر راهش سبز میشوند و زندگی تازهاش را تهدید میکنند. او باید بین وفاداری به دوستان قدیمی و ساختن یک زندگی سالم، یکی را انتخاب کند. این انتخاب، او را با چالشهای بزرگی روبهرو میکند و نشان میدهد که هر سکه دو رو دارد؛ همانطور که زندگی امیر نیز با دو روی متفاوت از خوشبختی و خطر روبهرو است.
خلاصه داستان: رحمان، جوانی ساده و شهرستانی، برای یافتن کار به تهران میآید و با فریدون آشنا میشود؛ مردی که از سادگی او سوءاستفاده کرده و او را به کار قاچاق فیلمهای ویدیویی میکشاند. رحمان پس از دستگیری توسط پلیس و آزادی با جریمه سنگین، برای گرفتن حق خود به سراغ فریدون میرود، اما ماجرا به درگیری با رشید، قاچاقچی اصلی، میکشد. در این میان، فریدون بر اثر حمله قلبی میمیرد و رحمان همراه با خواهر او به زادگاهش بازمیگردد.