خلاصه داستان: داستان فیلم کما درباره یک فارغالتحصیل جوان دکترا به نام آرش است که در آستانه ترک ایران به مقصد ایالات متحده قرار دارد. او با پسر یک مرد ثروتمند آشنا میشود که از دین سوءاستفاده میکند و قصد دارد با پول پدرش زندگی راحتی را در خارج از کشور تجربه کند. اما رویدادها و اتفاقاتی غیرمنتظره، مسیر او را تغییر میدهد و او را با طبقات مختلف جامعه ایران و مشکلات واقعی مردم آشنا میسازد. این آشنایی، دیدگاه او را نسبت به زندگی، موفقیت و ارزشهای انسانی دگرگون میکند و او را با چالشهایی روبهرو میسازد که در نهایت به درکی عمیقتر از هویت خود و جامعهاش میرسد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و اجتماعی، به تضاد طبقاتی و جستجوی معنا در زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: سال ۱۳۴۶، زندان قصر در آستانه تخلیه است تا به فرودگاه جدید تهران تبدیل شود. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان، و مأمورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان قزلقلعه هستند و قرار است تا عصر محل را ترک کنند. در این میان، سرهنگ مدبر به جاهد خبر میدهد که او ترفیع گرفته و جانشین او خواهد شد. اما جاهد متوجه میشود که یکی از زندانیان به نام احمد سرخپوست در زندان پنهان شده است. همزمان، سوسن کریمی، مددکار زندان، به او اطلاع میدهد که حکم سرخپوست از حبس به اعدام تغییر یافته است. جاهد که ترفیع خود را در خطر میبیند، به همراه نیروهایش جستوجویی همهجانبه را در زندان آغاز میکند. این جستوجو پرده از رازهایی برمیدارد که او را با گذشته، وجدان و مسئولیتهایش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «مزار شریف» روایتی است از حادثه تلخ و واقعی کشتار دیپلماتهای ایرانی در کنسولگری ایران در شهر مزار شریف افغانستان در سال ۱۳۷۷. این فیلم به کارگردانی عبدالحسن برزیده، با نگاهی انسانی و دراماتیک، ابعاد مختلف این فاجعه را از منظر قربانیان و خانوادههایشان به تصویر میکشد. داستان حول محور تلاشهای یک گروه برای کشف حقیقت و پیگیری عدالت میچرخد و در بستر وقایع تاریخی، احساسات عمیق انسانی مانند غم، خشم و امید را روایت میکند. حسین یاری، مسعود رایگان و مهتاب کرامتی با بازیهای تأثیرگذار خود، شخصیتهایی باورپذیر خلق کردهاند که هر یک نماینده بخشی از جامعه در مواجهه با این تراژدیاند. فیلم با فضاسازی دقیق و دیالوگهای سنجیده، تماشاگر را به دل ماجرا میبرد و او را با پرسشهای اخلاقی و انسانی مواجه میسازد. «مزار شریف» نه تنها یک اثر سینمایی، بلکه مروری بر یک واقعه تاریخی است که تأثیر آن تا سالها در روابط منطقهای باقی ماند. کارگردان با بهرهگیری از بازیگران توانمند و فیلمنامهای منسجم، توانسته اثری ماندگار در سینمای ایران خلق کند.
خلاصه داستان: احمد مسعود، روانپزشکی است که پس از ناپدید شدن همسرش کتی، درگیر جستجویی بیثمر و پر از ابهام میشود. او که از حمایت دوستان سابقش محروم است، در خلوت شب با زنی همدرد گفتگو میکند و در این میان با تجربهای عجیب و وهمآلود روبهرو میشود. این برخورد مرز میان واقعیت و خیال را برای او محو میکند و او را به سفری درونی میکشاند. احمد در این مسیر با خاطرات، رازها و حقایق تلخ زندگیاش روبهرو میشود و باید میان پذیرش واقعیت و گریز از آن یکی را برگزیند. فیلم «احمد به تنهایی» روایتی آرام، تأملبرانگیز و سرشار از حس تنهایی انسانی است.
خلاصه داستان: فیلم سوغات فرنگ داستان زنی جوان است که پس از سالها زندگی در آمریکا، با همسر تازهاش تصمیم میگیرد به ایران برگردد. اما به محض رسیدن به تهران، راز تلخی فاش میشود: همسرش در ایران زن و فرزندانی دارد که هیچگاه از آنها خبر نداده بود. این ضربه روحی، او را بهسوی خیابانهای ناآشنا تهران میکشاند. سوار تاکسی میشود؛ رانندهای که حرفهایش را نمیشنود و تصور میکند او یک خارجی است. این سوءتفاهمها، ماجراهای شیرین و تلخی را رقم میزند که مرز میان عشق، اعتماد و هویت را به چالش میکشد. سوغات فرنگ با نگاهی طنزآمیز به روابط انسانی، قصهای دربارهی غربت و بازگشت روایت میکند.
خلاصه داستان: یک راننده تاکسی جوان و خوشمشرب در طول روز با مسافران و داستانهای مختلفی روبهرو میشود. یک روز، او زنی جوان و آمریکایی را سوار میکند و وارد ماجرایی غیرعادی و طولانی میشود که مجبور است تا انتها آن را دنبال کند. زن آمریکایی آدرس مورد نظرش را گم کرده و پیدا کردن بستگانش تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. راننده جوان معتقد است که باید به زن کمک کند تا بستگانش را پیدا کند، و این مسئله مشکلات زیادی بین او و نامزدش ایجاد میکند. همچنین، او در رابطه با زن آمریکایی و دوست عجیب و غریبش با مسائل دیگری نیز دستوپنجه نرم میکند. این برخوردها او را به سفری پر از لحظات تلخ و شیرین میکشاند و مرزهای اخلاقی و عاطفی او را به چالش میکشد.