خلاصه داستان: علی، معلمی جوان، به یکی از روستاهای پرتافتادهٔ سیستان میرود تا با یاری اهالی در آنجا مدرسه بسازد. او از همان ابتدا با مخالفت ببرک خان، قاچاقچی شروری که مخالف با سواد شدن اهالی است، روبهرو میشود. علی در قهوهخانهٔ روستا که صاحبش از ایادی ببرک خان است، منزل میکند. شاگرد قهوهچی که به ظاهر کر و لال است برای شناسایی قاچاقچیان به منطقه آمده است. بهزودی فرزند ببرک خان، قهوهچی و شاگردش و جوانان دیگر به علی علاقهمند میشوند و به او کمک میکنند. ببرک خان و یارانش موقع حمل مواد مخدر مورد هجوم ژاندارمها قرار میگیرند و دستگیر میشوند. قهوهچی در درگیری میمیرد و ببرک خان در واپسین لحظه فرزندش را به علی میسپارد.
خلاصه داستان: چند نوازنده جوان که تمایلی ندارند تا آهنگهای سطح پایین اجرا کنند با مشکل بیکاری دستبهگریبان میشوند، ولی آشنایی با فردی میلیاردر مشکلات آنها را در مسیری جدید قرار میدهد. این آشنایی آنها را وارد ماجراهایی میکند که با انتظارات قبلیشان فاصله دارد و هر یک از اعضای گروه باید انتخاب کنند که چقدر برای موفقیت حاضرند از اصول خود کوتاه بیایند. در این میان، روابط شخصی و حرفهای آنها دستخوش تغییر میشود و چالشهایی پیش میآید که مسیر زندگیشان را دگرگون میکند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به دنیای موسیقی و روابط انسانی، تلاش میکند تصویری از تضاد میان آرمان و واقعیت ارائه دهد.
خلاصه داستان: همسر و فرزند خردسال یک سروان نیروی انتظامی که افسر تجسس است و باعث اعدام یک قاچاقچی شده، جلوی چشمان او سوار بر اتومبیل بین دو تریلی میمانند و له میشوند. او برای به دام انداختن مسببان این واقعه نقشهای طراحی میکند. این فیلم داستان انتقام، عدالت و تلاش یک پدر برای یافتن حقیقت را روایت میکند. سروان پس از این فاجعه، با ناراحتی و خشم، به دنبال افرادی میگردد که در این جنایت دست داشتند. او با کمک همکارانش و با استفاده از روشهای پلیسی، به تدریج به شبکهای از قاچاقچیان پی میبرد. این مسیر پر از خطر و پیچیدگی است و سروان باید بین قانون و انتقام شخصی تعادل برقرار کند. فیلم با فضای پرتنش و بازیهای قوی، مخاطب را با خود همراه میکند و به بررسی موضوعاتی چون عدالت، فساد و عواقب خشونت میپردازد.
خلاصه داستان: شیرین قوامی و مینا ایرانی، دو دانشجوی روزنامهنگار، برای پایاننامه خود درباره آسیبهای اجتماعی کلانشهر تهران گزارشی تصویری و جسورانه تهیه میکنند. همزمان، قاتلی زنجیرهای دختران چشمآبی را هدف قرار میدهد. شیرین و مینا همراه با آقا رحمت، آبدارچی اداره، و فرهاد، پسر جوانی که به آنها کمک میکند، به این پرونده حساس میشوند. اما کنجکاوی آنها پیامدهای خطرناکی دارد؛ مینا به قتل میرسد و شیرین در تلاش برای یافتن حقیقت، با تهدیدهایی روبهرو میشود. داستان با تعلیق و پیچشهای معمایی پیش میرود و به بررسی ترس، اعتماد و عدالت در شهری میپردازد که هر گوشهاش رازی نهفته دارد.
خلاصه داستان: فیلم عطش به کارگردانی محمدحسین فرحبخش، روایتگر داستان سه شخصیت متفاوت و غیرمتعارف است که هر یک به دلایلی در حاشیه قرار گرفتهاند. یک اوباش خیابانی، یک استاد تغییر چهره و یک دزد حرفهای، تصمیم میگیرند برای رسیدن به خواستههایشان دست به یک سرقت بزرگ و جسورانه بزنند. هدف آنها یکی از مهمترین و مجهزترین هتلهای شهر تهران است. نقشهای که میکشند بسیار دقیق و حساس است و هرگونه خطا یا کوتاهی در اجرای آن، میتواند مأموریتشان را با شکست مواجه کند و جانشان را به خطر بیندازد. آنها در این مسیر با چالشها و موانع غیرمنتظرهای روبهرو میشوند که سد راهشان قرار میگیرد. فیلم عطش با فضاسازی پرتعلیق خود، نگاهی متفاوت به ژانر سرقت دارد و لحظات نفسگیر و دلهرهآوری را برای مخاطب رقم میزند.
خلاصه داستان: دو ساعت بعد از سقوط یک هواپیما در نزدیکی مهرآباد، زندگی همسر یکی از مسافران به کلی دگرگون میشود. او که در انزوایی خودخواسته به سوگ نشسته، با پرسشی عمیق درباره عشق، فقدان و معنای زندگی مواجه میگردد. برای یافتن پاسخ، باید سفری طولانی و پرمعنا را در پیش بگیرد؛ سفری که او را به درون خود و روابطش بازمیگرداند. این فیلم با نگاهی شاعرانه به موضوع سوگ و عشق، داستانی احساسی و تفکربرانگیز روایت میکند.