خلاصه داستان: فیلم تگزاس داستان سه دوست به نامهای سامان، بهرام و خشایار را روایت میکند که در یک شرکت بازاریابی شبکهای کار میکنند. آنها برای فرار از مشکلات مالی و بدهیهای سنگین، تصمیم میگیرند با یک نقشه عجیب و غریب به یک سفر پرماجرا بروند. این سفر آنها را به دل طبیعت و ماجراهای غیرمنتظره میکشاند. در این مسیر، هر یک از شخصیتها با چالشهای جدیدی روبرو میشوند که باعث تغییر نگرش و روابطشان میگردد. فیلم با فضایی شاد و پر از موقعیتهای کمیک، تلاش میکند تا مخاطب را با خود همراه کند.
خلاصه داستان: صبريه، بيوه جواني است كه همسرش را در آبادان از دست داده و همراه با مهاجران جنگ با پدر و مادر و فرزندش در اقامتگاهي در تهران ساكن شدهاست. مادر او، ننه هاجر، بيمار است. حبيب، جوان مجردی كه راننده تاكسی است، ننه هاجر را به بيمارستان میبرد. صبريه و حبيب با هم آشنا مي شوند. صبريه براي تأمين معاش خانواده در يك خياط خانه مشغول كار مي شود و براي آن كه به موقع به محل كار برسد حبيب وعده مي گذارد كه او را هر روز به محل كارش برساند.
خلاصه داستان: فیلم دریا کنار داستان زندگی مردی به نام جلال است که به دلیل یک سوءتفاهم ساده، گرفتار ماجراهای پیچیده و طنزآمیزی میشود. جلال که فردی معمولی و خوشبرخورد است، ناخواسته در مرکز شایعات و غیبتهای اطرافیان قرار میگیرد. این شایعات که ریشه در حسادت و بدبینی دارند، زندگی شخصی و حرفهای او را تحت تأثیر قرار میدهند. در این میان، دختری به نام مریم وارد زندگی جلال میشود و رابطه عاشقانهای میان آنها شکل میگیرد. اما غیبتها و شایعات، این رابطه را نیز به چالش میکشند. فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز، به پیامدهای مخرب غیبت و شایعهپراکنی در جامعه میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک دروغ کوچک میتواند زندگی افراد را دگرگون کند.
خلاصه داستان: منصور جوانی است که با مادر و برادرش عزیز زندگی سختی را میگذراند. پدر منصور پهلوانی قویهیکل بود که با نمایشهای قدرتی امرار معاش میکرد، اما ناگهان در حین اجرا دچار ایست قلبی شد و درگذشت. پس از مرگ پدر، خانواده با مشکلات مالی و عاطفی دستوپنجه نرم میکنند. منصور برای بهبود اوضاع تصمیمهای جدیدی میگیرد و در این مسیر با ماجراهای طنزآمیزی روبهرو میشود. فیلم با نگاهی به ارزشهای خانوادگی و تلاش برای غلبه بر سختیها، لحظات شاد و تأملبرانگیزی را رقم میزند.
خلاصه داستان: مهندس خاکپور که قرار است معاون وزیر شود، طی حادثهای ساختگی مصدوم و به بیمارستان دی در تهران منتقل میشود. دوست او مهندس محمود بصیرت از زنجان برای ملاقات وی به تهران میآید و با پرستار بیمارستان، سیما ریاحی، آشنا میشود. مرد که زندگی خانوادگی آرامی را در کنار همسرش ترانه و دو فرزندش دارد به سیما علاقهمند شده و او را صیغهٔ خود میکند اما به مرور زمان رابطه آنها دستخوش تغییر شده و اتفاقات ناخوشایندی را برای هر دویشان ایجاد میکند.
خلاصه داستان: فریده، زنی ایرانیتبار که در ششماهگی در حرم امام رضا در مشهد رها شده بود، پس از انتقال به شیرخوارگاه توسط زوجی هلندی به فرزندی پذیرفته شد و به هلند رفت. او پس از چهل سال، برای نخستین بار به ایران سفر میکند تا ریشههای خود را بیابد. این مستند روایتگر دیدار او با سه خانواده ایرانی است که هر یک مدعی هستند ممکن است خانواده واقعی او باشند. در این سفر احساسی، فریده با چالشهای هویتی، فرهنگی و عاطفی روبرو میشود و تلاش میکند پرده از راز گذشته خود بردارد.