خلاصه داستان: فیلم حکایت عاشقی روایتگر داستان عشق پیچیده یک خبرنگار به نام آرش است که در جریان تحقیقات خود درباره بمباران شیمیایی حلبچه در سال ۱۳۶۷، با زنی به نام مریم آشنا میشود. مریم یکی از بازماندگان این فاجعه است که سالها با عوارض شیمیایی دستوپنجه نرم میکند. آرش که برای تهیه گزارش به کردستان عراق سفر کرده، در میان ویرانههای حلبچه با مریم برخورد میکند و این دیدار سرآغاز رابطهای عمیق و پرالتهاب میشود. این عشق در بستر تراژدی جنگ و رنجهای انسانی شکل میگیرد و هر دو شخصیت را با پرسشهای اخلاقی و احساسی روبهرو میکند. داستان با نگاهی انسانی به پیامدهای جنگ، تلاش برای بقا و معنای عشق در شرایط بحرانی میپردازد.
خلاصه داستان: مردی به دست یک زن تبهکار کشته میشود و دو غریبه به اشتباه به جرم قتل بازداشت میشوند. یکی از آنها نابیناست و صحنه را ندیده، دیگری ناشنواست و فقط تصویر را دیده است. آنها تنها یک روز فرصت دارند تا با کمک یکدیگر از این مهلکه جان سالم به در ببرند و بیگناهی خود را ثابت کنند.
خلاصه داستان: هادی، فیلمسازی جوان، برای تحقیق درباره یک پروژه سینمایی راهی کرواسی میشود. در این سفر، دوستش عزیز از او میخواهد با کمک یک نوار کاست، یک عکس و یک نیمه پلاک، دختری به نام فاطمه را پیدا کند. هادی با زنی به نام حنیفه که به فارسی مسلط است آشنا میشود و با هم به جستجوی فاطمه میپردازند. در این مسیر، هادی متوجه رابطه پنهان عزیز و فاطمه و قصد ازدواج آنها میشود، رازی که اصغر، دوست مشترکشان، آن را پنهان کرده بود.
خلاصه داستان: مسلم، جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، پس از سالها تحمل رنج تنهایی و جدایی از همسر، در بهشت زهرا با دوستان شهیدش دیدار میکند. آنها سوار بر موتور سیکلت از میادین و خیابانهای تهران میگذرند و به دیدار اصغر، جانباز قطع نخاعی در بیمارستان میروند. شهیدان از اصغر دعوت میکنند تا زندگی مادی را رها کرده و همراه آنان به جهان دیگر سفر کند. اصغر میپذیرد و همگی به بهشت زهرا بازمیگردند. در لحظه خداحافظی، مسلم که تنها مانده، با گریه از شهیدان میخواهد او را نیز با خود ببرند، اما آنان میگویند اجازه ندارند. مسلم با اصرار موفق میشود اذن شهادت را بگیرد و سرانجام همراه آنان میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم اسیر انتظار درباره گروهی از اسرای عراقی است که حدود بیست سال در یکی از اردوگاههای ایران در انتظار آزادی به سر میبرند. این اسرا که در طول جنگ تحمیلی به اسارت درآمده بودند، پس از پایان جنگ نیز به دلایل سیاسی و انسانی در ایران ماندند و با گذشت زمان، جهان آنها را به فراموشی سپرد. تنها همدم آنها در این سالهای طولانی، پرندگان بازداشتگاه هستند که به نمادی از امید و آزادی تبدیل شدهاند. فیلم با نگاهی انسانی و مستندگونه، زندگی روزمره این اسرا، خاطرات تلخ و شیرین، و انتظار بیپایان آنها برای بازگشت به وطن را به تصویر میکشد. کارگردان محمد احمدی با استفاده از تصاویر واقعی و مصاحبه با اسرا، روایتی تأثیرگذار از رنج و امید ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کلمبوس به کارگردانی هاتف علیمردانی، داستان مردی میانسال به نام کلمبوس را روایت میکند که در آستانه تصمیمی بزرگ در زندگی خود قرار دارد. او که با چالشهای عاطفی و مالی دستوپنجه نرم میکند، درگیر رابطهای پیچیده با خانواده و اطرافیانش میشود. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به موضوعاتی چون تنهایی، انتخاب و معنای خوشبختی در دنیای مدرن میپردازد.