خلاصه داستان: آموزگاری که به تازگی در یکی از مدارس جنوب شهر عهدهدار امر تدریس است، سعی برآن دارد که برخورد متفاوتی با شاگردان فقیر کلاس داشته باشد. پس از ماجراهایی که در مدرسه رخ میدهد با توطئه یک خبرچین، آموزگار توسط مأمورین ساواک دستگیر شده و مدرسه بار دیگر به صورت سابق خود باز میگردد، دیگر کسی به شاگردان فقیر کلاس توجهی ندارد.
خلاصه داستان: زینب زنی است که پس از از دست دادن همسرش، زندگی آرامی را با فرزندان خود در یکی از محلههای قدیمی تهران سپری میکند. اما یک حادثه غیرمنتظره، آرامش خانواده را برهم میزند و آنها را با چالشهای جدیدی مواجه میسازد. زینب برای حفظ خانواده و سهمی که از دست رفته، باید تصمیمهای دشواری بگیرد. این فیلم روایتگر تلاش یک مادر برای حفظ انسجام خانواده در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی است.
خلاصه داستان: فیلم جشن دلتنگی به کارگردانی پوریا آذربایجانی، روایتگر چند داستان به هم پیوسته از زندگی انسانهایی است که هر یک به نوعی با تنهایی و دلتنگی دستوپنجه نرم میکنند. مردی ۳۲ ساله به نام کاوه که در آرزوی شهرت در فضای مجازی است، با همسرش لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان به سر میبرند. در سوی دیگر، افسانه و رضا در میانسالی با چالشهای تازهای در رابطه خود روبهرو میشوند. سارا، دختر جوانی که تصمیم گرفته با هویتی جدید زندگی کند، در جستجوی رهایی از گذشته است. این فیلم با نگاهی واقعگرایانه به تأثیر شبکههای اجتماعی بر روابط انسانی، تلاش میکند تا مرز میان دنیای واقعی و مجازی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: مهتاب، دانشجوی معماری، برای تنظیم پایاننامه خود با استاد راهنمایش، اعلاء، رابطه دوستانهای برقرار میکند. این ارتباط به تدریج به احساسی عاشقانه از سوی استاد تبدیل میشود، اما مانعی بزرگ بر سر راه این عشق وجود دارد. فیلم اگر باران ببارد روایتی از چالشهای عاطفی و تصمیمگیریهای دشوار در بستر روابط انسانی است.
خلاصه داستان: آراز، مردی از دل کوههای آذربایجان، عاشق مارال، دختری مسیحی از روستایی همجوار میشود. اما تقدیر با وصال آنان یار نیست و مارال به عقد مرد دیگری درمیآید. آراز که ریشه این جدایی را در دعایی مییابد که مادرش بر پوستی نوشته و به نیّت حفظ او از مارال، سالها پیش در دل کوه پنهان کرده، سفری را آغاز میکند تا آن پوست و دیگر طلسمهای زندگیاش را نابود کند. این جستوجو او را به دل باورهای کهن، خرافات و سنتهای ناگسستنی میکشاند و مرز میان عشق و جنون را کمرنگ میسازد.
خلاصه داستان: کوهیار هدایت، مردی که درگیر عشقی نافرجام به رها روانبخش است، تصمیم میگیرد با رانندگی در خلاف جهت پل پارک وی تهران، توجه او را جلب کند. این اقدام خطرناک نه تنها او را به هدفش نمیرساند، بلکه زنجیرهای از رویدادهای غیرمنتظره را رقم میزند. فیلم پارک وی به کارگردانی فریدون جیرانی، داستانی عاشقانه و تراژیک را روایت میکند که در آن عشق و جنون در هم میآمیزند. شخصیتهای داستان هر یک به دنبال رهایی از تنهایی و ناامیدی خود هستند، اما مسیرشان به بنبست میرسد. این فیلم با نگاهی روانشناختی به روابط انسانی، تلاش میکند تا مرزهای عشق و وسواس را به تصویر بکشد.