خلاصه داستان: آیدا پس از ده سال حبس، عفو میشود و به سراغ پدرش میرود تا تنها دخترش سحر را که پیش اوست ببیند. اما پدرش میگوید که سحر سالها پیش در یک حادثه جان باخته است. آیدا که به این خبر باور ندارد، جستجویی بیقرارانه را آغاز میکند و در این مسیر با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. او در این راه با افرادی آشنا میشود که هر کدام بخشی از حقیقت را میدانند. آیا آیدا میتواند به دخترش برسد؟
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره زنی به نام غزاله است که به شکلی مرموز و مشکوک جان میبازد. پس از این اتفاق، سرایدار ساختمانی که او در آن زندگی میکرده و همچنین دخترانش به عنوان مظنونان اصلی قتل دستگیر میشوند. در ادامه، پرونده قتل ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند و پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی شخصیتهای مختلف را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم اسب حیوان نجیبی است داستان یک مجرم فراری را روایت میکند که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی میگیرد و در این مدت تلاش میکند تا از گروهی از مردم سوءاستفاده کند. او در این مسیر با شخصیتهای مختلفی روبهرو میشود که هر کدام داستان و پیچیدگیهای خاص خود را دارند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به روابط انسانی و مفاهیمی مانند اعتماد، فریب و عواقب تصمیمهای فردی میپردازد.
خلاصه داستان: الهام (الهام حمیدی) در آستانه ازدواج با نامزدش سهیل (امیرعلی دانایی) قرار دارد، اما مادر سهیل به بینی او حساسیت نشان میدهد و الهام تصمیم میگیرد برای راضی کردن خانواده داماد، بینیاش را عمل کند. پس از عمل، برای تعویض عکس شناسنامه به اداره ثبت مراجعه میکند و متوجه میشود که در شناسنامه المثنی، نام یک فرد غریبه به نام عبدالکریم (رضا عطاران) ثبت شده است. این اشتباه اداری، الهام را درگیر ماجراهای عجیب و خندهداری میکند و او را با چالشهای جدیدی در زندگی و رابطه عاشقانهاش مواجه میسازد. فیلم ۳ درجه تب با فضای کمدی و موقعیتهای طنزآمیز، داستانی درباره عشق، خانواده و مشکلات پیشبینینشده را روایت میکند.
خلاصه داستان: «عمو خندون» روایتگر مردی مهربان و خوشمشرب به نام عمو خندون است که با شوخیها و ترانههای شاد خود، دل کودکان و نوجوانان را به دست میآورد. او در محلهای ساده زندگی میکند و با همراهی چند کودک، ماجراهای شیرین و پر از خندهای را رقم میزند. در طول داستان، عمو خندون با چالشهایی روبهرو میشود که او را به فکر فرو میبرد، اما همیشه با لبخند و کمک بچهها راهی برای حل مشکلات پیدا میکند. این فیلم با فضایی صمیمی و موسیقیهای شاد، تلاش میکند مفاهیمی مانند دوستی، همکاری و خوشبینی را به مخاطب کودک و نوجوان منتقل کند.
خلاصه داستان: یوسف، مردی میانسال و نابینا، پس از سالها زندگی در تاریکی، به لطف یک عمل جراحی در فرانسه بینایی خود را بازمییابد. او که از کودکی و در سن هشت سالگی بینایی اش را از دست داده بود، اکنون با دنیایی کاملاً تازه روبهرو میشود؛ دنیایی از رنگها، نورها و چهرههایی که تنها در خیالشان را میساخت. یوسف که زندگی ساده و معنوی خود را با قولی به خداوند برای شکرگزاری همراه کرده بود، در مواجهه با جاذبههای دنیای مدرن و وسوسههای پیشِ رو، میان ایمان و امیال تازهاش سرگردان میماند. او بهتدریج متوجه میشود بازگشت بینایی، برخلاف انتظارش، او را به حقیقت نزدیکتر نکرده، بلکه گاهی او را از مسیر معنوی اش دور میسازد. این فیلم روایتی شاعرانه و عمیق از نسبیت نعمتها و چالشهای درونی انسانی است که در برابر تازههای زندگی قرار میگیرد و همچون بید، بر سر ایمان خویش میلرزد.