خلاصه داستان: جواد، جوانی از خانوادهای متمول، شیفتهٔ دختری فقیر و قالیباف میشود. والدین او با این وصلت مخالفت میکنند، اما جواد بر رأی خود پافشاری کرده و سرانجام به دلیل ادامهٔ مخالفتها، خانوادهاش را ترک میکند. پس از آن، در حادثهای سلامت خود را از دست میدهد و زندگیاش دستخوش تحولی بزرگ میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی خیالی، «اختاپوس» از درون غاری مرموز بر قلعهای فرمانروایی میکند. او برای به دام انداختن آهوها و نوشیدن عصارهٔ تن آنها، «بل بله» را به خدمت گرفته است. اما آهوها با نقشهای هوشمندانه، «پیشونیسفید» را از قلعه فراری میدهند. در همین حال، مادر واقعی پیشونیسفید بازگشته تا او را از «سالار»، پدرخواندهاش، پس بگیرد. پیشونیسفید که از رفتار سالار آزرده شده، تصمیم میگیرد به مادرش بپیوندد؛ اما ماجراهایی تازه در راه است که او را با چالشهای تازهای روبهرو میکند. این فیلم داستانی خانوادگی و ماجراجویانه را با لحنی طنز و احساسی روایت میکند.
خلاصه داستان: خانوادهای ساکن خانه ویلایی بزرگی در خیابان فرشته تهران هستند. با بازگشت دایی خانواده همراه با همسر هندیاش و تصمیم او برای فروختن خانه، زندگی آنها دستخوش تغییرات و دردسرهای تازهای میشود. ماجراهای طنزآمیز و احساسی این خانواده در تلاش برای حفظ خانه و روابطشان، محور اصلی داستان است.
خلاصه داستان: بزرگ خاندان ولاقوز هنگام مرگ به پسر خود وصیت میکند که حتماً ازدواج کند و سنت دیرینهٔ خانواده را زنده نگه دارد. اما وصیت پدر، ماجراهای پیچیدهای را رقم میزند که پای شخصیتهای مختلفی به میان میآید. پسر خانواده که با وجود اصرارهای اطرافیان هنوز مجرد مانده، وارد موقعیتهای بامزه و پرچالشی میشود. در این میان، دوستان و آشنایان نیز هر کدام به دنبال راهی برای تغییر شرایط هستند و نقشههایی میکشند که نتیجهٔ آن پیشبینیپذیر نیست. داستان با ترکیبی از موقعیتهای کمیک و لحظههای احساسی پیش میرود و تم اصلی آن حول محور خانواده، عشق و انتخابهای مهم زندگی میچرخد. هر شخصیت با ویژگیهای خاص خود به پیشبرد قصه کمک میکند و در نهایت، اتفاقات به سمتی میروند که هم خنده بر لب میآورند و هم به نوعی تأمل برمیانگیزند.
خلاصه داستان: مسعود، دانشجوی جوانی است که به طور همزمان به دو دوست دانشگاهیاش ابراز علاقه میکند. این دلبستگی دوگانه، او و آن دو دختر را درگیر مثلثی عاطفی میکند که هر سه را با چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میسازد. در همین حال، خانواده مسعود نیز برای ازدواج با زن بیوهای که نزدیک آنهاست برنامهریزی میکنند. این تصمیم و اصرارهای خانواده، بر پیچیدگی روابط عاطفی مسعود میافزاید و دامنه بحران را گستردهتر میکند. همزمانی این دو ماجرا، فضای داستان را پرتنش و سرشار از موقعیتهای تراژیک و گاه طنزآمیز میکند و مسیر زندگی تکتک شخصیتها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان زندگی نویسندهای را روایت میکند که در حین نوشتن آخرین رمان خود پرده از حقایق زندگیش برداشته میشود. حقایقی که وی هیچگاه تصورش را نیز نمیتوانست بکند…