خلاصه داستان: فیلم هاله داستان مردی به نام حامد را روایت میکند که در آپارتمانی زندگی میکند و به ناگاه با زنی به نام هاله روبهرو میشود که ادعای مالکیت همان خانه را دارد. هر دو بر حق بودن خود پافشاری میکنند، اما به دلایلی نمیتوانند برای حل اختلاف از پلیس یا همسایهها کمک بگیرند. همین بنبست، تنش و کشمکش میان آنها را هر لحظه بیشتر میکند. این فیلم کوتاه با تمرکز بر تقابل دو شخصیت در فضایی بسته، تلاش میکند لایههای پنهان بحران هویتی و اعتماد را در شرایط بحرانی نشان دهد.
خلاصه داستان: این داستان ادامهٔ داستان «اخراجیها ۱» است. در اوایل فیلم، عراقیها اقدام به کشتن مجروحین میکنند و اخراجیهای اسیرشده را به اردوگاهی به سرپرستی رسول میبرند. از طرف دیگر، خانوادههای آنها که قصد مسافرت به مشهد را داشتند، توسط سازمان مجاهدین خلق ایران با ربودن هواپیما و نشاندن آن در عراق، آنها را ترغیب به اعطای درخواست پناهندگی به صدام حسین میکنند. اما مسافران که خانوادههای اخراجیها نیز جزو آنها بودند، برگهٔ درخواست پناهندگی را پاره کرده و سرود «ای ایران» را میخوانند. در این میان، رسول و دیگر اخراجیها تلاش میکنند تا با مقاومت در برابر نیروهای عراقی، راهی برای بازگشت به میهن بیابند. این فیلم ترکیبی از طنز، درام و صحنههای جنگی است که به موضوعات ایثار، وطنپرستی و مقاومت میپردازد.
خلاصه داستان: ابراهیم و فخری پس از آنکه سه فرزندشان را در جنگ از دست دادهاند، تنها با خاطرات تلخ و خانهای قدیمی زندگی میکنند. فرزند چهارم، رضا، جانباز قطع نخاعی است که بر اثر شهادت همرزمش کمال، دچار پرخاشگری و ناآرامی شده و از مصرف دارو سر باز میزند. آنها تصمیم میگیرند رضا را به خانه بیاورند و خود از او مراقبت کنند. محبوبه، خواهر کمال، طبق قرار قبلی برای ازدواج با رضا به خانه آنها میآید، اما رضا او را رد میکند و اصرار دارد که باید بمیرد. این رفتارها به جایی میرسد که ابراهیم در یک لحظه عصبانیت به رضا سیلی میزند. شبی که هر سه دچار گازگرفتگی میشوند، فرزندان ازدسترفته به خانه بازمیگردند و قرار است خانواده محبوبه برای خواستگاری بیایند؛ اما فخری به دلیل کهنگی خانه، خواهان به تعویق افتادن مهمانی است.
خلاصه داستان: ناهید، زن جوانی است که به دلیل اعتیاد همسرش احمد از او جدا شده و برای تأمین هزینههای زندگی خود و پسر خردسالش، تایپ پایاننامههای دانشجویی انجام میدهد. طبق توافق با همسر سابق، او تنها در صورتی میتواند فرزندش را نزد خود نگه دارد که ازدواج نکند. ناهید به مردی ثروتمند به نام مسعود دل بسته است که به او پیشنهاد ازدواج داده، اما او به خاطر ترس از دست دادن فرزند، علیرغم میل درونیاش، این پیشنهاد را رد میکند. این دوراهی عاطفی و اجتماعی، زندگی او را با چالشهای تازهای مواجه میسازد و او را در برابر تصمیمی دشوار قرار میدهد.
خلاصه داستان: مستند کاغذ پارهها در آستانه برگزاری یک اجلاس مهم بینالمللی در تهران، روایتگر تلاش شهرداری برای پاکسازی چهره شهر از حضور بیخانمانهاست. مردان پس از مدتی آزاد میشوند، اما زنان به قیومیت بهزیستی درآمده و در مراکزی دورافتاده و پنهان نگهداری میشوند؛ مراکزی که هیچ آمار رسمی از وضعیت مددجویانشان منتشر نمیشود. صدای فیلم، حاصل گفتگوی چندساعته کارگردان با این زنان است و تصاویر انیمیشن بر مبنای همین صداها ساخته شدهاند. روایتی مستند و تکاندهنده از حذف و بیصدایی گروهی از زنان در بستری از بیاعتنایی نهادینه.
خلاصه داستان: چند سرباز یک روز جمعه به همراه گروهبان خود به شهر میآیند. این روز تعطیل اما برای آنها حوادثی تازه در پی دارد و آنها را به نگاهی دیگر میرساند.