خلاصه داستان: باردوک، جنگجوی طبقه پایین سایان، با پیشگویی مرگ سیاره خود مواجه میشود و در تلاش بیهوده برای متوقف کردن فریزا، امپراتور کهکشان، از نابودی سیاره وگتا برمیآید. او در حالی که با یورش ارتش فریزا به سیاره وگتا روبرو میشود، قدرت پنهان خود را بیدار میکند و با شجاعتی بینظیر به مصاف فریزا میرود. در همین حال، پسرش کاکاروتو (که بعدها گوکو نامیده میشود) را در سفینهای کوچک به سمت زمین میفرستد تا نسل سایانها ادامه یابد. این فیلم پیشدرآمدی بر مجموعه دراگون بال زد است و سرنوشت باردوک و تأثیر او بر آینده گوکو را نشان میدهد. روایتی حماسی از سرنوشت، پدری و امید که طرفداران دنیای دراگون بال را به عمق داستانهای فرعی این فرنچایز میبرد.
خلاصه داستان: شش ماه پس از وقایع مجموعه اصلی، ایکوما و همراهانش به همراه ارتش ژاپن، تلاش خود را برای بازپسگیری قلعه استراتژیک اوناتو از چنگ کابانها آغاز میکنند. این قلعه که روزگاری مرکز مهم دفاعی در برابر موج کابانها بود، اکنون به لانهای برای این موجودات خونآشام تبدیل شده است. در این نبرد سرنوشتساز، ایکوما با هدایت یک جنگافزار جدید و کمک متحدانش، از جمله مومِی، باید بر دشمنان قدرتمند و موانع غیرمنتظره غلبه کند. اما در دل این نبرد، رازهایی درباره ماهیت کابانها و آینده بشریت فاش میشود که همه محاسبات را بر هم میزند. آیا ارتش ژاپن میتواند قلعه اوناتو را پس بگیرد و امیدی دوباره برای بقای انسانها بیافریند؟
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم نخست، کارن دیویس در بیمارستانی در توکیو بستری است و خواهرش آبری برای مراقبت از او به ژاپن میآید. اما نفرین خانهٔ خیابان سایگن همچنان قربانی میگیرد و آبری درگیر رازهای شوم آن میشود. همزمان، سه دانشآموز آمریکایی ساکن توکیو با این خانه مرموز روبهرو میشوند و هر یک به شکلی طعمهٔ خشم کایاکو و تاکئو قرار میگیرند. آبری برای نجات خود و یافتن حقیقت، با خبرنگاری به نام ایسون هممسیر میشود و لایههای تازهای از گذشتهٔ این خانه را کشف میکند. داستان در دو خط موازی پیش میرود و سرانجام هر دو به نقطهای مشترک میرسند؛ جایی که هیچکس از چنگال خشم فراطبیعی در امان نیست.
خلاصه داستان: هاروکی، دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر، به طور تصادفی دفتر خاطرات همکلاسیاش ساکورا یامائوچی را پیدا میکند و متوجه میشود او به بیماری لاعلاجی مبتلاست. ساکورا که رازش فاش شده، از هاروکی میخواهد آن را پیش خود نگه دارد. این دو با وجود تفاوتهای شخصیتی، روزهای باقیمانده را با هم میگذرانند و هاروکی به تدریج به دنیای پرشور ساکورا نزدیک میشود. ساکورا با نگرش مثبتش به زندگی، هاروکی را از انزوا خارج میکند و پیوندی عمیق میان آنها شکل میگیرد. داستان، با روایتی لطیف و تکاندهنده، به مفاهیم دوستی، معنا و خاطرات میپردازد.
خلاصه داستان: زمانی که توکیو مورد حمله کایجو قرار گرفته، اولترامن متوجه می شود که بزرگترین چالش او مبارزه با هیولاهای غول پیکر نیست، بلکه بزرگ کردن هیولا است.
خلاصه داستان: هیرایاما، سرایداری میانسال در توکیو، زندگی ساده و منظمی دارد. او هر روز صبح زود بیدار میشود، گیاهانش را آبیاری میکند و با ون آبیرنگش به سراغ سرویسهای بهداشتی عمومی شهر میرود تا آنها را تمیز کند. در طول روز، به موسیقی کاستهای راک گوش میدهد، از درختان عکس میگیرد و با افراد مختلفی برخورد میکند. این برخوردها، از جمله آشنایی با یک نوجوان که به دنبال مادرش است، به تدریج لایههای پنهان گذشته او را آشکار میسازد. فیلم با نگاهی شاعرانه به زندگی روزمره، به مفاهیم خوشبختی، تنهایی و معنا در جهان مدرن میپردازد.