خلاصه داستان: یک نوجوان عاشقپیشه تصمیم دارد با صاف کردن موهای فرِ خود دل محبوب مدرسه را به دست بیاورد — اما ورود یک دانشآموز تازهوارد همهچیز را تغییر میدهد. او در میان تلاشهای خندهدار و موقعیتهای غیرمنتظره، معنای واقعی عشق و دوستی را کشف میکند.
خلاصه داستان: مان-سو، مدیر باتجربهای که سالها در یک کارخانه کاغذسازی کار کرده است، پس از بازنشستگی اجباری و تحقیرآمیز، زندگیاش از هم میپاشد. او که با بدهیهای سنگین و فشارهای اجتماعی روبروست، در مییابد که سیستم قضایی و شرکتی هیچ پناهی برای او فراهم نمیکند. در نهایت، این مدیر فروتن که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیمی مرگبار میگیرد: او به جای تسلیم شدن در برابر بیعدالتی، به خشونت روی میآورد و برای بازپسگیری کرامت از دست رفتهاش وارد دنیایی تاریک و پرخطر میشود.
خلاصه داستان: فیلم رییس (Boss) روایتگر گروهی از افراد درگیر در دنیای زیرزمینی و رقابتهای پنهان است که هر یک برای رسیدن به رؤیاهای شخصی و جایگاه خود تلاش میکنند. داستان حول محور روابط پیچیده، وفاداریهای متزلزل و تصمیمهای سرنوشتساز میچرخد و قهرمانانی را نشان میدهد که در مرز میان اخلاق و منفعت شخصی گرفتار شدهاند. در این میان، شخصیت اصلی با چالشهایی روبهرو میشود که او را مجبور به بازتعریف ارزشهایش میکند. هر اتفاق، زنجیرهای از واکنشها را در میان اعضای گروه به وجود میآورد و فضای پرتعلیق فیلم را میسازد. این اثر با حضور بازیگران مطرح کرهای، نگاهی تازه به ژانر جنایی و کمدی دارد و تلاش میکند ضمن سرگرمسازی، مخاطب را با سؤالاتی درباره قدرت، دوستی و انگیزههای انسانی روبهرو کند.
خلاصه داستان: اُرانو، نابغهای در هک و قاتلی حرفهای، از زندان فرار میکند و به کرهٔ جنوبی میگریزد. او توسط یک گروه ضد دولتی کرهای استخدام میشود تا تلهای برای نشست سران کره و ژاپن طراحی کند. سومین مأمور میشود تا مراقب اُرانو باشد، اما رفتار عصبی و غیرعادی او او را میترساند. اُرانو هم به او بیاعتماد است، اما کمکم احساسات میان آنها اندکی تغییر میکند. این فیلم به کارگردانی هیدئو ناکاتا، با بازی ریو ناریتا، کوان اون بی، میو سوزوکی و یودای چیبا، روایتی پرتنش از تقابل دو دنیای جاسوسی و هک است.
خلاصه داستان: مانو، کواتی جوان و بازیگوش، در جنگل زندگی میکند و عاشق ساچا، دوست دوران کودکیاش است. اما وقتی مانو به طور تصادفی مجسمهای را که به فرمان پادشاه ساخته شده میشکند، از قلمرو تبعید میشود. در همین حین، ساچا توسط شکارچیان اسیر میشود و مانو برای نجات او دست به هر کاری میزند. او در این مسیر با موجودات عجیب و خطرناکی روبهرو میشود و باید شجاعت و فداکاری خود را ثابت کند. ماجراجویی مانو برای بازپسگیری عشق و افتخار، او را به سفری پرمخاطره در دل جنگل میبرد.
خلاصه داستان: چهار دوست قدیمی - ته-جونگ، دو-جین، یئون-مین و گئوم-بوک - رویای یک سفر حماسی به خارج از کشور را در سر میپروراندند، اما زندگی مانع آنها شد. سالها بعد، آنها که بزرگتر شدهاند اما لزوماً عاقلتر نشدهاند، سرانجام سفر طولانی مدت خود را آغاز میکنند. با این حال، این سفر که به عنوان یک گریز بیدغدغه برنامهریزی شده بود، به گردبادی از هرج و مرج غیرمنتظره، انحرافات مضحک و پوچ و احساسات سرکوبشدهای که دوباره ظاهر میشوند، تبدیل میشود. همانطور که آنها در میان بدشانسیها گیر میکنند، اولین سفر مشترک آنها به یک سفر دیدنی تبدیل میشود - سفری برای همیشه.