خلاصه داستان: موریس فلیتکرافت، کارگر کشتیسازی و خوشبینی اصلاحناپذیر، در سال ۱۹۷۶ به طور اتفاقی و بدون هیچ تجربهای در مسابقات مقدماتی گلف اوپن بریتانیا ثبتنام میکند. او با وجود مهارت بسیار پایین و سبک عجیب بازی، با اشتیاق و اعتمادبهنفس وصفناپذیری در این رقابت شرکت میکند و به نمادی از عشق به ورزش و پشتکار تبدیل میشود. این فیلم بر اساس داستان واقعی موریس فلیتکرافت ساخته شده و سفر او را از یک کارگر ساده تا شهرت جهانی در دنیای گلف به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ جهانی دوم، پنج کودک به نامهای سیریل، آنتونیا، رابرت، جین و هیلاری برای در امان ماندن از بمباران لندن به خانهای روستایی در حومه شهر فرستاده میشوند. در آنجا با موجودی عجیب و باستانی به نام «شنی» آشنا میشوند که توانایی برآورده کردن آرزوها را دارد. شنی که شبیه موجودی پشمالو با چشمانی درشت است، به آنها هشدار میدهد که هر آرزو تا غروب خورشید دوام دارد و ممکن است عواقب غیرمنتظرهای داشته باشد. کودکان که از این قدرت شگفتانگیز هیجانزده شدهاند، آرزوهای مختلفی میکنند؛ از ثروت و زیبایی گرفته تا قدرت و ماجراجویی. اما هر بار، آرزوهایشان به نتایجی خندهدار و گاه خطرناک منجر میشود و آنها را در موقعیتهای دشواری قرار میدهد. در این میان، آنها باید یاد بگیرند که خوشبختی واقعی در چیزهای ساده و ارزشهای خانوادگی نهفته است.
خلاصه داستان: فیلم قدیسه ماد داستان پرستاری جوان و مذهبی به نام ماد را روایت میکند که پس از یک حادثه تلخ در بیمارستان، به عنوان پرستار خصوصی مشغول به کار میشود. او مسئولیت مراقبت از آماندا، یک رقاصه سابق را که به دلیل بیماری لاعلاج در بستر مرگ است، بر عهده میگیرد. ماد که ایمان مذهبی عمیقی دارد، خود را موظف به نجات روح آماندا میبیند و این مأموریت به تدریج به یک وسواس خطرناک تبدیل میشود. او باور دارد که خداوند او را برای این کار برگزیده است، اما مرز بین ایمان و جنون برایش کمرنگ میشود. این فیلم با فضاسازی نفسگیر و بازی درخشان مورفید کلارک، به بررسی عمق تنهایی، تعصب مذهبی و نیاز انسان به معنا میپردازد.
خلاصه داستان: برگرفته از داستان واقعی زندگی لیز ایوانز، یک آرایشگر و مادر مجرد در شهر کوچک کارمارتنشر در جنوب غربی ولز. در دهه ۱۹۹۰، لیز با دیدن تعطیلی قریبالوقوع سینمای قدیمی لیریک، تصمیم میگیرد برای نجات آن دست به اقدامی جسورانه بزند. او با همراهی فرزندانش و حمایت جامعه محلی، یک کمپین عمومی راه میاندازد و برای جلب توجه رسانهها و جذب سرمایه، ایده دعوت از استیون اسپیلبرگ برای نمایش اکران خصوصی فیلم پارک ژوراسیک را مطرح میکند. این ماجرای الهامبخش نشاندهنده قدرت اراده یک زن معمولی برای حفظ میراث فرهنگی شهرش است.
خلاصه داستان: یک خلافکار سابق که به تازگی از زندان آزاد شده، به عنوان محافظ یک بازیگر زن استخدام میشود. طولی نمیکشد که او درمییابد عاشق این زن شده و این مسئله او را در موقعیت خطرناکی قرار میدهد...
خلاصه داستان: در بحبوحه بیماری همهگیر کووید ۱۹، گروهی از بازیگران برای ساخت ششمین قسمت از یک فرنچایز پرطرفدار درباره دایناسورها، به یک هتل بزرگ و ایزوله در انگلستان سفر میکنند. آنها در حالی که باید قرنطینه را رعایت کنند، سعی میکنند فیلمنامهای را کامل کنند که هنوز نوشته نشده است. در این میان، هر بازیگر با چالشهای شخصی، اضطرابها و اختلافات خود دستوپنجه نرم میکند و فیلمسازی که هیچچیز را کنترل نمیکند، فضای پرتنش و آشفتهای را رقم میزند. بازیگران با بحرانهای خلاقانه، وسواسهای اجرایی و عجایب صنعت سرگرمی روبهرو میشوند و تلاش میکنند تا این پروژه پرهرجومرج را به سرانجام برسانند.