خلاصه داستان: یک سرباز ساده به نام جان، ناخواسته به سوژهی یک پروژهی فوق سری ارتشی تبدیل میشود که با وعدهی تقویت تواناییهای رزمی، او را به سلاحی زنده و مرگبار بدل میکند. اما جان به تدریج به عمق این برنامه پی میبرد و حقیقت هولناکی را دربارهی اهداف تاریک سازندگانش کشف میکند. حال او که مصمم به افشای این توطئه است، از چنگال اسیرکنندگانش میگریزد و در میان شبکهای از خیانت و فریب، برای نابودی پروژه و انتقام از خالقانش وارد نبردی نفسگیر میشود. در این مسیر پرخطر، جان باید بین هویت انسانی و قدرت ویرانگری که درونش نهفته است، یکی را برگزیند و با دشمنانی که هر لحظه در کمیناند، روبرو شود.
خلاصه داستان: در یک صبح تابستانی گرم در شیکاگو، نوزاد خانواده کاتول با پرستارش در پارک است. سه جنایتکار تازه از زندان آزاد شده به نامهای ادی، نوربی و ویکو، نقشه میکشند تا با جعل هویت عکاس، نوزاد را بدزدند و از پدر و مادر پولدارش باج بگیرند. آنها نوزاد را به آپارتمان مخفی خود میبرند، اما در یک لحظه غفلت، نوزاد از چنگ آنها فرار میکند و به تنهایی وارد شهر بزرگ میشود. حالا سه دزد باید در میان هزاران نفر جمعیت، نوزاد کوچکی را پیدا کنند که با هوش کودکانهاش از هر موقعیت خطرناکی جان سالم به در میبرد و در عوض، آنها را وارد ماجراهای پرهیجان و خندهداری میکند.
خلاصه داستان: دو غریبه که هر دو به عشق واقعی اعتقاد دارند اما در زندگیشان با ناامیدی و بیاعتقادی روبرو شدهاند، در یک شب طوفانی و غیرمنتظره در شهر نیویورک با یکدیگر آشنا میشوند. مارگو و گریفین هر دو در آستانه تصمیمهای مهم زندگیشان هستند و به نظر میرسد سرنوشت آنها را به هم گره زده است. این آشنایی اتفاقی، آنها را در مسیری قرار میدهد که با تصورات قبلیشان درباره عشق و زندگی به چالش میکشد. در حالی که هر کدام درگیر روابط و برنامههای شخصی خودشان هستند، این برخورد شبانه ممکن است شروع یک داستان تازه باشد. کمدی رمانتیکی که با الهام از فضای داستانهای کلاسیک عاشقانه ساخته شده و تلاش میکند نشان دهد که عشق گاهی در غیرمنتظرهترین مکانها و زمانها ظاهر میشود.
خلاصه داستان: «ضربه پنهان» داستان دو مزدور ماهر به نامهای کریس ون هورن و لو فنگ را روایت میکند که هر یک به دلایل شخصی، مجبور به همکاری با یکدیگر میشوند. آنها باید گروهی از غیرنظامیان را از دل یکی از خطرناکترین مسیرهای جهان به نام بزرگراه مرگ عبور دهند؛ جادهای که در منطقهای بیقانون و پر از تهدید قرار دارد. در این مسیر پرخطر، آنها با گروههای تروریستی و شورشیهای مسلح روبهرو میشوند که قصد دارند مانع رسیدن آنها به مقصد شوند. ون هورن که به دنبال نجات خانوادهاش است و لو فنگ که وظیفهای محول شده، باید اعتماد را میان خود برقرار کنند و در برابر هر خطری متحد بمانند. این همکاری اجباری، آنها را به سفری اکشن و پرماجرا میبرد که در آن نبردهای تنبهتن، تعقیبوگریزهای مهیج و انفجارهای بزرگ، لحظههای پرتنشی را رقم میزنند. در نهایت، آنها باید با تکیه بر مهارتهای رزمی و هوش خود، راهی برای عبور از این منطقه مرگبار بیابند و جان خود و دیگران را نجات دهند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ میلادی، زمانی که شیر و غلات بر صبحانه آمریکاییها حکومت میکردند، غولهای صنعت غلات یعنی شرکتهای کالوگ و پست وارد یک رقابت نفسگیر و پنهانی شدند. باب کابانا، مدیر خلاق کالوگ، مأموریت پیدا میکند تا شیرینیای انقلابی بسازد که سفره صبحانه را برای همیشه تغییر دهد: یک اسنک میلهای با طعم توتفرنگی که بعداً به «پاپتارت» معروف میشود. اما این مأموریت ساده به نظر نمیرسد؛ زیرا شرکت رقیب نیز با تمام توان به دنبال ساخت محصولی مشابه است. در این میان، فضانوردان ناسا، کارمندان عجیبوغریب، مأموران دولتی و حتی جان اف. کندی نیز به ماجرا کشیده میشوند. این کمدی پرستاره، نگاهی طنزآمیز به تاریخ واقعی اختراع پاپتارت دارد و تلاشهای دیوانهوار دو شرکت برای تصاحب بازار صبحانه را روایت میکند.
خلاصه داستان: کلر و اولین، دو دوست قدیمی هستند که پس از سالها در مراسم خاکسپاری دوست مشترکشان دوباره همدیگر را میبینند. در این دیدار، خاطرات تلخ گذشته و رازهایی که سالها پنهان مانده بود، دوباره زنده میشود. اولین، که هنوز از رفتار همسر مرحوم دوستش آزرده است، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و از کلر میخواهد در این نقشه به او کمک کند. کلر که در زندگی خود با چالشهای شخصی دست و پنجه نرم میکند، در ابتدا مردد است اما سرانجام با اصرار اولین، وارد این ماجرای پرمخاطره میشود. این دو زن در مسیری قرار میگیرند که هم با گذشته خود مواجه میشوند و هم معنای تازهای برای زندگی پیدا میکنند. فیلم «پشت سر گذاشتن» با روایتی طنزآمیز و در عین حال احساسی، به موضوعات دوستی، بخشش و اهمیت روابط انسانی میپردازد.