خلاصه داستان: سانی کراکت و ریکاردو تابز دو کارآگاه مخفی پلیس فلوریدا هستند که در دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر نفوذ میکنند. پس از یک مأموریت حساس که به فاجعه میانجامد، آن دو به یک شبکه قاچاق بینالمللی در میامی و هاوانا میپیوندند تا سرکردهای به نام مونتویا را شناسایی کنند. کراکت عاشق ایزابل، معشوقه مونتویا، میشود و این رابطه وفاداری او را به چالش میکشد. در همین حال، تابز نیز درگیر تعارضات شخصی و خطرات ناشی از هویت پنهان خود میشود. این دو مأمور باید در یک بازی مرگبار از بقای خود محافظت کنند و در عین حال مأموریت خطرناک خود را به سرانجام برسانند؛ اما هر قدم آنها میتواند آخرین قدم باشد.
خلاصه داستان: دن مورگان چیزهای زیادی است: یک شوهر فداکار، یک پدر مهربان، یک فروشنده مشهور ماشین. او همچنین یک قاتل سابق است. و زمانی که گذشتهاش به زمان حالش میرسد، مجبور میشود خانواده بیخبر خود را به یک سفر جادهای بر خلاف سایرین ببرد.
خلاصه داستان: جان ناکس، قاتل قراردادی ماهر، متوجه می شود که به نوعی زوال عقل سریع پیشرونده مبتلا شده است. او که زمان کمی برای حفظ وضوح ذهنی خود دارد، تصمیم می گیرد آخرین ماموریت خود را انجام دهد: نجات پسر بزرگسالی که سال هاست از او جدا شده و اکنون درگیر یک قتل تصادفی شده است. اما پلیس به او نزدیک شده و هر لحظه ممکن است حقیقت فاش شود. ناکس باید در میان فراموشی و پیچیدگی های جنایت، راهی برای پاک کردن ردپای پسرش و رسیدن به نوعی رستگاری شخصی بیابد. او در مسابقه ای با زمان، بین گذشته تاریک خود و آینده ای نامعلوم، مجبور است تصمیم بگیرد که چه چیزی واقعاً مهم است و چگونه می تواند از آخرین لحظات هوشیاری خود برای اصلاح اشتباهاتش استفاده کند.
خلاصه داستان: لورل و هاردی، دو دوست فقیر و بیکار، در حال ماهیگیری در بندر هستند که به طور اتفاقی متوجه آگهی در روزنامه میشوند: قرائت وصیتنامه ابنزل لورل، عموی ثروتمند استن لورل. آنها به امید دریافت سهمی از ارث، راهی خانه بزرگ و ترسناک ابنزل میشوند، اما به محض ورود متوجه میشوند که عموی پیر به قتل رسیده است. حالا آنها درگیر پروندهای مرموز میشوند و با کارآگاهی که در خانه حضور دارد، روبرو میشوند. در این میان، یک قاتل زنجیرهای در خانه پرسه میزند و لورل و هاردی باید از خودشان محافظت کنند. این فیلم کمدی کوتاه، ترکیبی از ترس و خنده است و نشان میدهد که چگونه موقعیتهای وحشتناک میتوانند به موقعیتهای خندهدار تبدیل شوند، به ویژه با واکنشهای همیشگی این دو کمدین مشهور.
خلاصه داستان: یک ستاره سینما از یک پیشخدمت پارکینگ در رستورانی در بورلی هیلز دعوت میکند تا به عنوان معشوقه خود ظاهر شود تا رابطهاش با یک مرد متاهل را پوشش دهد.
خلاصه داستان: مت ترنر، مدیر موفق بانکی، صبح مانند همیشه فرزندانش را سوار ماشین میکند تا به مدرسه برساند. اما در میان راه، تماسی تلفنی آرامش را بر هم میزند: صدای ناشناسی اعلام میکند که زیر صندلی ماشین بمب کار گذاشته شده و اگر هر یک از سرنشینان از ماشین پیاده شوند، بمب منفجر خواهد شد. مت که در تلهای مرگبار گرفتار شده، چارهای جز پیروی از دستورات مهاجم ندارد. او در طول روز باید از بانک پول برداشت کند، به نقاط مختلف شهر برود و مأموریتهای خطرناکی را انجام دهد، در حالی که پلیس نیز به دنبالش است. هر لحظه، هر تصمیم میتواند آخرین باشد. بازپرداخت، یک تریلر نفسگیر است که در آن یک پدر برای نجات خانوادهاش باید با ذهن یک قربانی و یک قهرمان simultaneously مبارزه کند.