خلاصه داستان: دو همکار در یک جزیره متروکه گیر میافتند، تنها بازماندگان یک سقوط هواپیما. در این جزیره، آنها باید بر غم و اندوه گذشته غلبه کنند و برای زنده ماندن با هم تلاش کنند، اما در نهایت، زنده ماندن در این جزیره، نبردی از اراده و هوش است.
خلاصه داستان: ارسل، دزد دریایی سابق که سالها پیش از آن زندگی فرار کرده و در جزیرهای دورافتاده با خانوادهاش آرامش یافته، ناگهان با بازگشت کاپیتان سابق و انتقامجوی خود مواجه میشود. او که فکر میکرد گذشتهاش برای همیشه دفن شده، حالا باید برای نجات عزیزانش از محاصرهای بیرحمانه، دوباره به استعدادهای مرگبارش روی آورد. اما هر قدم او در این مسیر، او را به حقیقتی تیرهتر و پیچیدهتر از آنچه تصور میکرد نزدیک میکند؛ جایی که نهتنها جان خانوادهاش، بلکه معنی بخشش و رستگاری نیز در گرو تصمیمهای اوست.
خلاصه داستان: در شیکاگوی دهه ۱۹۳۰، فرانکنشتاین به دانشمند پیشگامی به نام دکتر افرونیوس روی میآورد تا همراهی برای او خلق کند. آن دو با زنده کردن زن جوانی که به قتل رسیده، «عروس» را میآفرینند. اما این موجود تازهآفریده، بهزودی پیوندهای عاطفی و هویتی پیچیدهای را رقم میزند و روایت را به سفری غیرمنتظره از عشق، هویت و انسانیت تبدیل میکند. فیلمی با حالوهوای گوتیک و مدرن به کارگردانی مگی جیلنهال.
خلاصه داستان: بکت ردفلو، کارگر یقهآبی که از بدو تولد توسط خانوادهی بهشدت ثروتمندش طرد شده است، برای بازپسگیری ارث و میراثش از هیچ کاری دریغ نمیکند، مهم نیست چند نفر از اقوام سر راهش قرار بگیرند. او که سالها در حاشیه زندگی کرده، حالا تصمیم گرفته است تا با هر وسیلهای که شده، جایگاه واقعی خود را در خانواده بازیابد. اما این مسیر پر از موانع، خیانتها و رقابتهای مرگبار است. بکت باید بین ارزشهای اخلاقی و میل سیری ناپذیرش به انتقام، یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به جنایتی تازه نزدیکتر میکند و مرز بین قربانی و قاتل را محو میسازد.
خلاصه داستان: توماس مالون، مأمور سابق پلیس، بهخاطر جنایتی که مرتکب نشده به زندان افتاده است. پس از آزادی مشروط، او فقط میخواهد با دخترش زندگی آرامی داشته باشد، اما پیشنهاد عجیبی دریافت میکند: شرکت در یک شکار مرگبار در جزیرهای دورافتاده که در آن افراد ثروتمند برای تفریح، انسانها را شکار میکنند. مالون که برای نجات خود و بازگشت به خانوادهاش چارهای ندارد، وارد این بازی وحشیانه میشود. او در جزیره با شکارچیان بیرحم و خطرناکی روبهرو میشود که رهبری آنها را مردی مرموز به نام منینگ بر عهده دارد. حالا مالون باید از مهارتهای رزمی و ذهن تیز خود استفاده کند تا از این کابوس زنده بیرون بیاید و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: یک نوجوان چینی-آمریکایی که از ظاهر و هویت خود ناامید است، تصمیم میگیرد برای جلب پذیرش همسالانش و رسیدن به عنوان ملکه جشن فارغالتحصیلی، تحت یک عمل جراحی آزمایشی قرار گیرد تا ظاهری سفیدپوست پیدا کند. این تصمیم او را وارد مسیری پر از چالشهای هویتی، فشارهای اجتماعی و پشیمانی میکند. او در این راه با واکنشهای متفاوتی از سوی خانواده، دوستان و جامعه مواجه میشود و در نهایت باید میان تغییر ظاهر و پذیرش خود واقعیاش یکی را انتخاب کند.