خلاصه داستان: لیزا ریسرت، مدیر هتلی جوان، پس از تشییع جنازه مادربزرگش سوار بر پروازی شبانه به میامی میشود. در هواپیما با مردی خوشبرخورد به نام جکسن رایپنر همصحبت میشود که در نگاه اول مسافری عادی به نظر میرسد. اما خیلی زود چهره واقعی او آشکار میشود: جکسن یک آدمربای حرفهای است که نقشهای پیچیده برای ترور یک سیاستمدار دارد و لیزا را مجبور میکند تا در این توطئه همکاری کند. او برای اطمینان از اطاعت لیزا، تهدید میکند که پدرش را خواهد کشت. لیزا که در دامی مرگبار گرفتار شده، باید در ارتفاع سی هزار پایی، با خونسردی و زیرکی، راهی برای نجات خود و پدرش بیابد. این فیلم پرتنش و هیجانانگیز، داستانی است درباره شجاعت، هوش و اراده یک زن در برابر شری که هیچ راه فراری برایش باقی نگذاشته است.
خلاصه داستان: خانواده پرسکات به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان میکنند و به زودی متوجه میشوند که روحی خجالتی به نام ارنست در آن ساکن است. کوین، پسر نوجوان خانواده، برخلاف دیگران از ارنست نمیترسد و با او دوست میشود. او با انتشار ویدیوهایی از حضور ارنست در یوتیوب، ناخواسته توجه رسانهها، دانشمندان و یک آژانس دولتی مرموز را جلب میکند. این شهرت ناگهانی، خانواده را درگیر ماجرایی پرماجرا میکند و کوین در تلاش است تا از ارنست در برابر تهدیدها محافظت کند. در این مسیر، رازهایی از زندگی گذشته ارنست و ارتباط او با خانه فاش میشود و کوین با شجاعت و دوستی، سفری برای کشف حقیقت و نجات دوست تازهاش آغاز میکند.
خلاصه داستان: جری سلبی، بازنشستهای در میشیگان، به طور اتفاقی یک خلأ ریاضی در قرعهکشی ایالتی ماساچوست کشف میکند: با خرید انبوه بلیط در زمانهای مشخص، میتوان شانس برنده شدن را به شدت افزایش داد. او با کمک همسرش مارج، نقشهای هوشمندانه طراحی میکند و آنها به همراه دوستان و همسایگان، به آرامی میلیونها دلار برنده میشوند. اما به جای ثروتاندوزی، این زوج تصمیم میگیرند از این پول برای احیای شهر کوچک خود استفاده کنند و به افرادی که سالها در رنج بودند، امید ببخشند. این فیلم کمدی-درام بر اساس داستانی واقعی و الهامبخش ساخته شده و روایتی گرم و دلنشین از عشق، خلاقیت و نوعدوستی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در دنیای رنگارنگ و شاد خرسهای مهربون، گروهی از دوستان تصمیم میگیرند پارک تفریحی بزرگی به نام «ووهوو» برای همه خرسها بسازند. هر یک از خرسها مسئولیت بخشی از ساخت پارک را بر عهده میگیرند؛ اوپسی که همیشه اشتباه میکند، مأمور رنگآمیزی مسیرهای سواری «فاندربالت» میشود. اما به دلیل بیدقتی او، مسیرها به هم ریخته و پارک دچار مشکل میشود. اوپسی که احساس گناه میکند، تلاش میکند اشتباه خود را جبران کند و با کمک دوستانش، از جمله چیر، فانشاین و گرامپی، یاد میگیرد که اشتباهات بخشی از زندگی هستند و با همکاری و مهربانی میتوان بر هر مشکلی غلبه کرد. این ماجراجویی پر از لحظات خندهدار و درسهای ارزشمند درباره دوستی و پذیرش تفاوتهاست.
خلاصه داستان: جیسون بورن، مأمور سابق سازمان سیا که از فراموشی رنج میبرد، همچنان در جستجوی هویت واقعی خود است. او پس از وقایع فیلم قبلی، به مسکو میرود تا با دختر یکی از قربانیان خود روبرو شود و سپس با سرنخهایی که از گذشته به دست میآورد، به لندن، پاریس، مادرید و تانگیر سفر میکند. در این مسیر، بورن متوجه میشود که برنامه «بلکبریار» جایگزین برنامه «تردستون» شده و او همچنان هدف ترور است. او با کمک نیکی پارسونز، همکار سابقش، و یک روزنامهنگار انگلیسی به نام سایمون راس، سعی میکند حقیقت را دربارهی طرحهای سازمان سیا و نقش خودش در آنها کشف کند. تعقیب و گریزهای نفسگیر، هویتهای جعلی و توطئههای پیچیده، او را به یک نبرد نهایی در نیویورک میکشاند، جایی که باید با مدیر برنامه بلکبریار، نوا وایزن، روبرو شود. بورن در تلاش است تا گذشتهی پنهان خود را بازسازی کند و در عین حال، از شر کسانی که او را به عنوان یک تهدید میبینند، خلاص شود.
خلاصه داستان: روری اوهارا، کارآفرینی که در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا به موفقیت رسیده، تصمیم میگیرد به همراه خانوادهاش به انگلستان بازگردد و در عمارتی قدیمی و دورافتاده ساکن شود. او امیدوار است با این جابهجایی، کسبوکارش را رونق دهد و زندگی بهتری برای همسرش آلیسون و فرزندانش فراهم کند. اما با ورود به این خانه مرموز، تنشهای پنهان خانواده آشکار میشود. آلیسون که از این نقل مکان ناراضی است، با اسبی سرکش و رابطهای پیچیده دستوپنجه نرم میکند و نوجوانی به نام سام به تدریج از پدرش فاصله میگیرد. اصرار روری برای حفظ ظاهر موفقیت، هزینههای سنگینی را به خانواده تحمیل میکند. این عمارت که نمادی از آرزوهای اوست، به تدریج به دامی تبدیل میشود که آنها را به سوی فروپاشی میکشاند. فیلم «لانه» روایتی است از رویاهای نافرجام، نابرابری طبقاتی و تلاش برای یافتن هویت، جایی که هر یک از اعضای خانواده باید با حقیقت زندگی خود روبهرو شوند.