خلاصه داستان: در فیلم لیگ عدالت: ابرقهرمانان و شکارچیان، بخش اول، سوپرمن، بتمن، واندر وومن، فلش، سایبورگ، گرین لنترن و ویکسن ناگهان به دنیای عجیب رِمنانت منتقل میشوند. آنها در این سرزمین، دیگر ابرقهرمانانی شناختهشده نیستند و در نقش نوجوانانی عادی ظاهر میشوند. همزمان، روبی، وایس، بلیک و یانگ با تغییری مرموز در سیاره خود روبهرو هستند. قهرمانان رمنانت باید اختلافها را کنار بگذارند و نیروهایشان را با یکدیگر هماهنگ کنند. این رویارویی میان دو گروه از شخصیتها، داستانی ماجراجویانه و ابرقهرمانی را شکل میدهد که بر همکاری، شناخت موقعیت تازه و کشف راز تغییرات رِمنانت تمرکز دارد.
خلاصه داستان: فیلم تام و جری داستان رویارویی همیشگی دو شخصیت شناختهشده را در فضایی تازه دنبال میکند. کایلا که میخواهد در برگزاری مراسمهای بزرگ موفق باشد، وارد هتلی مجلل میشود تا مسئولیت بزرگترین عروسی همه ادوار را بر عهده بگیرد. اما حضور جری، موش خرابکار و دردسرساز، برنامههای هتل را به هم میریزد. کایلا برای حل این مشکل، تام را وارد ماجرا میکند و رقابت قدیمی این دو دوباره آغاز میشود. این اثر با ترکیب بخشهای لایو اکشن و پویانمایی، ماجراهایی پرتحرک، شوخیهای تصویری و موقعیتهای خانوادگی را شکل میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «به: جرارد» داستان مردی مسن، سرحال و خیالپرداز را دنبال میکند که با کمک جادو تلاش میکند برای یک دختر کوچک شادی و شگفتی به وجود بیاورد. ارتباط میان این دو شخصیت، فضای داستان را به سمت لحظههایی گرم، لطیف و خانوادگی میبرد؛ جایی که یک حرکت ساده میتواند معنای بزرگی پیدا کند. فیلم با تکیه بر رابطه میان نسلها، مهربانی و قدرت تخیل، روایتی کوتاه اما احساسی شکل میدهد. داستان بدون پیچیدهگویی پیش میرود و مخاطب را همراه احساسات شخصیتها میکند، بیآنکه گره اصلی یا پایانبندی را آشکار کند.
خلاصه داستان: شرک از زندگی یکنواخت خود خسته شده است. او هر روز با کارهای تکراری روبهرو میشود و احساس میکند روزهای پرهیجان گذشته از او فاصله گرفتهاند. شرک آرزو دارد دوباره به زمانی برگردد که مردم از او میترسیدند و او در تنهایی زندگی میکرد. این خواسته زمانی جدیتر میشود که در جشن تولد فرزندانش عصبانی میشود، کیک را خراب میکند و خانه را ترک میکند. از اینجا، ماجرا او را با موقعیتی متفاوت روبهرو میسازد؛ موقعیتی که باعث میشود درباره زندگی خانوادگی، انتخابهایش و ارزش چیزهایی که در کنار خود دارد، دوباره فکر کند.
خلاصه داستان: سرزمین کوماندرا از پنج قبیله تشکیل شده و مردم آن در سرزمینی زندگی میکنند که اژدهایان آن را پدید آوردهاند. اژدهایان مدتهاست نابود شدهاند، اما آخرین هدیه آنها هنوز برای ساکنان کوماندرا اهمیت دارد. اکنون نیرویی شرور و تاریک این سرزمین را تهدید میکند. رایا، جنگجویی تنها، برای نجات خود و مردمش راهی سفری دشوار میشود تا آخرین اژدهای باقیمانده را پیدا کند. او باور دارد این اژدها میتواند کوماندرا را از خطر نجات دهد؛ سفری که با ماجراجویی، رویاروییهای تازه و لحظات کمدی همراه است.
خلاصه داستان: یک جادوگر شرور، اسکوبی دو و دوستانش را به گذشته و سرزمینی پر از جادو، شوالیههای جوانمرد و اژدهایی بزرگ منتقل میکند. آنها خیلی زود خود را در میانه ماجرایی مربوط به پادشاه آرتور میبینند؛ پادشاهی که برای حفظ تاجوتختش به کمک این گروه از کارآگاهان نیاز دارد. فرد، دَفنی، ولما، شَگی و اسکوبی باید در محیطی ناآشنا سرنخها را دنبال کنند و از خطرهای تازه جان سالم به در ببرند. با این حال، دخالتهای شجاعانه آنها همیشه نتیجه مطلوبی ندارد و حتی ممکن است شرایط سلطنتی را پیچیدهتر کند. این گروه برای رهایی از مخمصه، به همکاری و شجاعت نیاز دارد.