خلاصه داستان: سریال «چه می شد اگر...؟» یک انیمیشن ابرقهرمانی است که به کاوش در جهانهای موازی دنیای سینمایی مارول میپردازد. هر قسمت داستانی جایگزین از لحظات کلیدی فیلمهای مارول را روایت میکند و نشان میدهد که اگر تصمیمات متفاوتی گرفته میشد، چه اتفاقی میافتاد. ناظر این روایتها، شخصیت ناظر (The Watcher) با صدای جفری رایت است که از فراز جهانها، این داستانهای موازی را تماشا میکند. این مجموعه با ترکیب عناصر اکشن، ماجراجویی و علمی-تخیلی، مخاطبان را به سفری فراتر از خطوط زمانی آشنا میبرد و شخصیتهای محبوبی مانند دکتر استرنج، پگی کارتر و تیچالا را در نقشهای جدید به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در شهر نیویورک، سه نوجوان به نامهای پیتر پارکر، گوئن استیسی و مایلز مورالز با قدرتهای عنکبوتی خود به ماجراجویی میپردازند. آنها با راهنمایی مرد آهنی و همراهی قهرمانانی چون هالک، خانم مارول و پلنگ سیاه، تیمی قدرتمند تشکیل میدهند. این گروه با همکاری و دوستی، با شرورانی چون گرین گابلین، دکتر اختاپوس و الکترو مقابله میکنند. هر قسمت شامل یک ماجرای جدید است که اهمیت کار گروهی، حل مسئله و کمک به دیگران را آموزش میدهد. داستانها ساده و مناسب کودکان طراحی شده و بر ارزشهای مثبت تأکید دارد.
خلاصه داستان: پس از شکست تحقیرآمیز تیم ملی فوتبال ژاپن در جام جهانی ۲۰۱۸، اتحادیه فوتبال این کشور پروژهای جنجالی به نام «بلو لاک» را راهاندازی میکند. هدف این پروژه یافتن و پرورش یک مهاجم خودخواه و تشنهی گل است که بتواند ژاپن را به قهرمانی جهان برساند. سیصد مهاجم برتر جوان از سراسر ژاپن به یک مرکز آموزشی بسته دعوت میشوند تا در مسابقاتی مرگبار و روانشناختی شرکت کنند. یوایچی ایساگی، شخصیت اصلی داستان، پس از شکست در مسابقهای مهم، با انگیزهای تازه وارد این رقابت میشود. او باید در کنار رقبای سرسخت خود، از جمله مگورو باچیرا و ریوسکه کونیگامی، برای تبدیل شدن به بهترین مهاجم جهان بجنگد. این مجموعه بر مفهوم «خودخواهی» در فوتبال تمرکز دارد و نشان میدهد که چگونه یک بازیکن میتواند با غلبه بر محدودیتهای ذهنی و جسمی، به اوج برسد.
خلاصه داستان: مادری همراه با پسرش که از گذشته خود گریختهاند، در حالی که با چشمانداز سخت و بیرحمانهای از آزادی و قساوت در غرب آمریکا روبهرو میشوند، خانوادهای نو و پیدا شده تشکیل میدهند.
خلاصه داستان: مارینت دوپن-چنگ و آدرین اگرست، دو نوجوان اهل پاریس، هرکدام به طور مخفیانه صاحب جواهراتی جادویی به نام میراکولوس میشوند. مارینت با استفاده از گوشوارههای خود به ابرقهرمانی به نام لیدیباگ (دختر کفشدوزکی) تبدیل میشود و آدرین با حلقهاش به گربهنوآر (پسر گربهای). این دو قهرمان در کنار هم از شهر پاریس در برابر تهدیدات شرورانهای به رهبری هاوکماث محافظت میکنند. هاوکماث با استفاده از پروانههای آلوده، افراد عادی را به ابرشرورهایی قدرتمند تبدیل میکند و لیدیباگ و گربهنوآر باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از قدرتهای منحصربهفردشان، این تهدیدات را خنثی کنند. در این میان، مارینت و آدرین در زندگی عادی خود نیز با چالشهای نوجوانی، دوستی و عشق روبرو هستند و مارینت مخفیانه عاشق آدرین است، بدون اینکه بداند او همان گربهنوآر است.
خلاصه داستان: در توکیوی آینده، یک نوجوان یتیم و هکر پس از کمک به گروهی از موتورسواران مطرود، درگیر پرونده قتلی مرتبط با یک باند مواد مخدر میشود. این ماجرا پرده از لایههای تاریک شهر برمیدارد که در پس ظاهر آرمانی آن پنهان شده است.