خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین دیگر متعلق به انسانها نیست. بشریت پس از نبردهای مکرر با موجوداتی غولپیکر به نام کایجو، از جمله گودزیلا، ناگزیر به ترک سیاره میشود و با سفینهای عظیم به سوی ستارهای دور سفر میکند. اما پس از گذشت بیست سال جستوجو در فضا و نیافتن سیارهای قابل سکونت، گروهی از بازماندگان تصمیم میگیرند به زمین بازگردند و امید دارند که گودزیلا دیگر وجود نداشته باشد. با ورود به جو زمین، آنها متوجه میشوند که گودزیلا نه تنها زنده است، بلکه در این مدت به موجودی قدرتمندتر و وحشتناکتر تبدیل شده است. در میان کشمکشهای درونی، هارو ساکاکی، یکی از جوانترین اعضای گروه، رهبری جنبشی برای رویارویی با هیولا را بر عهده میگیرد. او باور دارد که تنها راه نجات، نابودی گودزیلا و بازپسگیری زمین است، حتی اگر این کار به قیمت جان خودش و همرزمانش تمام شود.
خلاصه داستان: آویناش، کارمند سادهای در بمبئی، زندگی آرامی دارد تا اینکه برادرش به قتل میرسد و برادرزادهاش ربوده میشود. او برای یافتن کودک به کلکته میرود، شهری شلوغ و پررمزوراز که در آن هیچکس قابل اعتماد نیست. به محض ورود، با زنی مرموز به نام ریا آشنا میشود که ادعا میکند میتواند کمکش کند، اما خیلی زود مشخص میشود که همه در دام یک توطئه بزرگ هستند. آویناش که هیچ چیز از نقشه پشت پرده نمیداند، باید از خیابانهای پیچدرپیچ کلکته عبور کند و در حالی که تعقیبکنندگان او را محاصره کردهاند، حقیقت را کشف کند. هر سرنخ او را به قطاری میرساند که گویی مقصدی جز نابودی ندارد. آیا آویناش میتواند در این شهر بیگانه جان سالم به در ببرد و راز این ماجرا را فاش کند؟
خلاصه داستان: نیلز کارتیه، اسطوره سابق تیپ ضد باند که به روشهای ضربتی غیرمتعارفش معروف بود، پس از سرقتی که منجر به مرگ همسرش شد، پلیس را ترک کرد. هنگامی که باند سارقین مسئول آن جنایت دوباره ظاهر میشود، او برای انتقام به میدان بازمیگردد. اما این بار، او تنها نیست؛ گروهی از افسران بازنشسته و جوان به او میپیوندند تا عدالت را به شیوه خودشان اجرا کنند. در این میان، وفاداریها زیر سؤال میرود و مرز بین قانون و خودسرانه عمل کردن محو میشود. اکیپ او باید با خطرات مرگبار، خیانتهای درونی و فشارهای خارجی دستوپنجه نرم کند تا سرانجام بتواند حقیقت را آشکار و آرامش را به زندگیاش بازگرداند.
خلاصه داستان: در دوران سلسله تانگ، فرمانده کی لی یونک، سیزده سردار وفادار خود را برای مقابله با شورش خوان پای به منطقه میفرستد. در این میان، شیائو، سیزدهمین و جوانترین سردار، با شجاعت و وفاداری بیمانند خود، توجه ویژه فرمانده را جلب میکند. این رابطه صمیمانه، حسادت دو سردار دیگر را برمیانگیزد و آنها نقشههایی برای تضعیف شیائو و ایجاد تفرقه میان سرداران طراحی میکنند. در حالی که ارتش با تهدیدات خارجی و داخلی دستوپنجه نرم میکند، وفاداریها و خیانتها در هم میآمیزند و سرنوشت قهرمانان و امپراتوری را رقم میزنند. این فیلم حماسی، با نبردهای نفسگیر و درامهای احساسی، داستان افتخار، دوستی و خیانت را در بستر تاریخی چین باستان روایت میکند.
خلاصه داستان: سوپرمن پس از شش سال غیبت، در حالی به زمین بازمیگردد که دنیا بدون او تغییر کرده است. لوئیس لین جایزه پولیتزر را برای مقالهای درباره «چرا جهان به سوپرمن نیاز ندارد» دریافت کرده و با شخص دیگری نامزد شده است. در همین حال، لکس لوتر پس از آزادی از زندان، با استفاده از فناوری کریپتونی نقشهای شوم برای تغییر جغرافیای زمین و ثروتمند شدن طراحی کرده است. سوپرمن باید با چالشهای عاطفی و فیزیکی روبرو شود، هویت خود را بازسازی کند و بار دیگر از بشریت در برابر تهدیدی مرگبار محافظت کند. او در مسیر بازگشت، معنای قهرمان بودن و فداکاری را دوباره کشف میکند.
خلاصه داستان: در جنوب آمریکا، پس از آنکه یک نوجوان شاهد قتل برادرش به دست بادی، جنایتکاری بیرحم و صاحبنفوذ، میشود، زندگیاش به خطر میافتد. بادی برای از بین بردن تنها شاهد جنایتش، یک قاتل حرفهای و بیاحساس به نام موتو را استخدام میکند تا او را شکار کند. موتو در تعقیب نوجوان، وارد یک سفر پرتنش و خشونتبار میشود، اما در طول مسیر، پرده از رازهایی برمیدارد که رابطه او با بادی و گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. این تعقیب و گریز، به درگیریای مرگبار و غیرمنتظره تبدیل میشود که سرنوشت همه را تغییر میدهد.