خلاصه داستان: فیلم سابهادار روایتی از یک فرمانده دلیر در دوران امپراتوری ماراتا است که برای استقلال و ساختن سواراجیا از جان خود میگذرد. او در این مسیر سخت، حتی از خوشبختی شخصی و ازدواج پسرش نیز میگذرد تا آرمان بزرگتر را محقق کند. داستان با نبردهای نفسگیر و فداکاریهای بیبدیل، تصویری از غیرت و میهنپرستی در قرن هفدهم ارائه میدهد.
خلاصه داستان: جیپسی، رقصنده بازنشستهای که زمانی در کلوپهای شبانه میرقصید، حالا زندگی آرامی را برای نوشتن کتابی درباره زندگیاش دنبال میکند. او روزی متوجه میشود که پسر جوانی به نام سم، که همسایهاش بوده و به نوعی برایش مثل فرزند شده، شاهد قتل خانوادگی خودش بوده است. قاتل، جک، معشوقه سابق جیپسی است که حالا رئیس یک باند تبهکار محسوب میشود. جیپسی که میداند سم در خطر است، تصمیم میگیرد او را نجات دهد و به دست عمویش برساند. این تصمیم او را وارد یک ماجرای پرتنش و فرار در جادههای آمریکا میکند و او باید با گذشتهای که سالها از آن فرار کرده روبهرو شود.
خلاصه داستان: کارول هانیکات، زن جوانی که در قطار به سمت ونکوور سفر میکند، به طور اتفاقی شاهد گفتگوی دو مرد میشود که بعداً به یک قتل مرتبط میشوند. او که از ترس جان خود به جنگلهای تندرا کانادا پناه برده، پس از مدتی توسط معاون دادستان لسآنجلس، رابرت کالفیلد، پیدا میشود. کالفیلد تلاش میکند او را متقاعد کند که برای شهادت در دادگاه علیه یک رئیس مافیایی بازگردد. اما در راه بازگشت، آنها در قطاری با چند قاتل مأمور حذف هانیکات روبرو میشوند. در این قطار، هر واگن میتواند به دام مرگ تبدیل شود و اعتماد تنها راه بقاست. کالفیلد و هانیکات باید در فضایی پرتنش و محدود، نقشههای دشمن را خنثی کنند و زنده به مقصد برسند.
خلاصه داستان: در ادامه داستان حماسی پیشین، «تارا سینگ» در جریان جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ در مرز ناپدید میشود و گمان میرود در پاکستان زندانی شده است. پسرش «جیتی» که اکنون جوانتر شده، با شنیدن این خبر عازم پاکستان میشود تا پدرش را نجات دهد. در این مسیر، او با موانع و دشمنان بسیاری روبهرو میشود و برای بازگرداندن پدرش باید از جان مایه بگذارد. این فیلم اکشن و احساسی، داستانی پر از عشق خانوادگی و میهنپرستی را روایت میکند و در دل مخاطبان هندی و بینالمللی جای باز کرده است.
خلاصه داستان: در غرب وحشی، کانزاس با نجات بیلی جوان از یک بازی ورق مرگبار، او را مدیون خود میکند. بیلی که از تبهکاری به نام تورن ادکینز وحشت دارد، از کانزاس میخواهد تا برای نجات مادرش کارول که ربوده شده، به او کمک کند. کانزاس و بیلی در مسیر خود با لسلی، زنی زیبا و سرسخت، روبهرو میشوند که از دست مردان تورن فرار کرده است. این سه نفر در حالی که برای رسیدن به مقر تورن شتاب میکنند، با خطرات زیادی دستوپنجه نرم میکنند. در پایان، آنها متوجه میشوند که تورن قصد دارد با کارول ازدواج کند. اما آیا کارول واقعاً به نجات نیاز دارد یا خودش نیز در این نقشه دست دارد؟
خلاصه داستان: چند سال پس از وقایع هولناک فیلم اول، نورمن نوردستروم، مرد نابینا و کهنهسرباز جنگ، در خانهای دورافتاده با دختری یازدهساله به نام فینیکس زندگی میکند و سعی دارد گذشته تاریک خود را پشت سر بگذارد. اما آرامش او زمانی به هم میریزد که گروهی ناشناس به خانه حمله میکنند و فینیکس را میربایند. نورمن که دیگر نمیتواند بیتفاوت بماند، برای نجات او وارد یک نبرد نفسگیر میشود و در این مسیر رازهایی از گذشته خود و هویت واقعی فینیکس برملا میشود. او باید با استفاده از مهارتهای رزمی و آگاهی دقیق از محیط اطراف، در برابر مهاجمانی بیرحم بایستد و حقیقتی را بپذیرد که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.