خلاصه داستان: پدری عذابدیده شاهد مرگ پسر خردسالش است که در شب کریسمس در تیراندازی متقابل یک باند گرفتار میشود. در حالی که در حال بهبودی از زخمی است که به قیمت صدایش تمام میشود، انتقام را مأموریت زندگی خود میکند و برای انتقام مرگ پسرش، یک رژیم آموزشی تنبیهی را آغاز میکند. این فیلم روایتی بدون دیالوگ از عشق، سوگ و وسواس انتقام است که در آن قهرمان داستان با وجود ناتوانی در سخن گفتن، با خشونت و ارادهای خستگیناپذیر به جنگ باندهای خیابانی میرود. او در این مسیر با موانع بسیاری روبهرو میشود و باید میان انسانیت و هیولای درون خود یکی را برگزیند. «شب آرام» با فضاسازی تاریک و پرتعلیق، یکی از متفاوتترین آثار اکشن سال ۲۰۲۳ است که در آن سکوت، زبان اصلی روایت است و هر صحنه، باری از احساس و تنش را به دوش میکشد.
خلاصه داستان: داستان تخلیه معجزهآسای سربازان متفقین از بلژیک، بریتانیا، کانادا و فرانسه است که بین ۲۶ مه و ۴ ژوئن ۱۹۴۰ در طول جنگ جهانی دوم توسط ارتش آلمان از سواحل و بندر دانکرک قطع و محاصره شدند.
خلاصه داستان: کریس مونتانو، نیروی دریایی سابق، پس از بازنشستگی به زندگی آرامی با همسرش روی آورده است. اما این آرامش با ناپدید شدن همسرش در خلال یک سفر کاری به هم میریزد. او که از هیچ سرنخی جز یک تماس قطعشده برخوردار نیست، وارد یک مسابقه نفسگیر با زمان میشود. در این مسیر، کریس باید از مهارتهای رزمی و هوش خود استفاده کند و به اعماق یک توطئه تاریک نفوذ کند. هر لحظه تأخیر ممکن است به قیمت جان همسرش تمام شود. او در حالی که با موانع و دشمنان مختلفی روبهرو میشود، حقیقتهایی تلخ را درباره گذشتهای که فکر میکرد پشت سر گذاشته است، کشف میکند. آیا او میتواند در این فرصت محدود، همسرش را پیدا کند؟
خلاصه داستان: در اواخر هزاره و در حالی که کل شهر در هرج و مرج است، دولت تصمیم می گیرد صنعت سرگرمی های زیرزمینی فاسد و شیوه های پولشویی را ریشه کن کند تا نظم و جنایت را احیا کند.
خلاصه داستان: سزار، شامپانزهای که پس از آزمایشهای ژنتیکی روی مادرش با هوشی فوقالعاده متولد شده، در خانهٔ ویل رادمن و پدرش زندگی میکند. اما پس از یک حادثه، او به مرکز نگهداری از نخستیسانان فرستاده میشود و با ظلم و بیعدالتی روبرو میشود. سزار که از این رفتارها خشمگین است، رهبری شورش را بر عهده میگیرد و با کمک سایر میمونها، انقلابی را آغاز میکند که سرنوشت بشریت را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: دو سرباز آمریکایی به نامهای ایزاک و شین پس از حمله یک تکتیرانداز عراقی به کارگران خط لوله، برای بررسی منطقه به صحرایی باز و بیپناه اعزام میشوند. بعد از ساعتی انتظار، شین با پیشروی بیمورد، هدف گلوله قرار میگیرد و پشت یک دیوار مخروبه پناه میگیرد. ایزاک که زخمی و تنهاست، با تکتیراندازی ماهر و بیرحم روبهرو میشود که آنها را شکار میکند. در یک نبرد نفسگیر و روانشناختی، ایزاک باید با استفاده از هوش و ارتباط رادیویی با فرماندهی، زنده بماند و راهی برای شکست دشمن پیدا کند. دیواری که پشت آن پنهان شده، هم سنگر اوست و هم قفسش.