خلاصه داستان: مرتضی، رزمنده ایرانی، در پی درگیری شدید با نیروهای عراقی در جنگلی در خاک عراق به اسارت آنان درمیآید. سامی جابر، فرمانده عراقی، دستور میدهد او را به اردوگاهی متروک و دور از چشم صلیب سرخ منتقل کنند. اردوگاه شرایط بسیار بدی دارد و اسرا به چند گروه تقسیم شدهاند. مرتضی قصد فرار دارد و این موضوع را با دیگران در میان میگذارد، اما بیشتر اسرا به دلایل گوناگون با نقشه او مخالفت میکنند. او باید میان ایمان، شجاعت و واقعیتهای تلخ اسارت، راهی برای رهایی بیابد.
خلاصه داستان: سرهنگ ابراهیم علیاصغرلو، افسر چترباز، طی عملیاتی در کردستان به دست اعضای کومله دستگیر میشود. او چند بار اقدام به فرار میکند، اما هر بار دستگیر و به «اتاق یک» منتقل میشود، اتاقی که ویژه نگهداری محکومان به اعدام است. در این اتاق، چهار زندانی دیگر نیز نگهداری میشوند. ابتدا بین سرهنگ و دو مسئول ایدئولوژیک گروه، بحث و جدل درمیگیرد، اما به تدریج هر پنج نفر به هم نزدیک میشوند و با نقشهای که سرهنگ طرحریزی میکند، از زندان میگریزند.
خلاصه داستان: رضا جوانی است که سه روز پیش از عروسی با طلعت، به ناحق به زندان میافتد و بیست سال از زندگیاش را در حبس میگذراند. پس از آزادی، در حالی که شهری کاملاً دگرگون شده را پیش رو دارد، به دنبال طلعت میگردد تا گذشته را بازسازی کند. او درمییابد صادق خان، دوست دوران جوانیاش، عامل اصلی بدبختی او بوده است. رضا در مسیر جستوجوی حقیقت، با واقعیتهای تلخ جامعه و خیانتهای پنهان روبهرو میشود. او باید میان انتقام، عشق از دسترفته و آیندهای نامعلوم یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر، مردی به نام غلام را یک روز پس از آزادیاش از زندان به قتل میرسانند. این قتل، آغازگر زنجیرهای از انتقام و خشونت میشود. خانواده غلام و دوستانش در جستجوی حقیقت، با موانع و خطرات متعددی روبهرو میشوند. داستان حول محور تلاش برای یافتن عاملان این جنایت و رازهای پنهان پشت آن میچرخد. در این مسیر، شخصیتهای اصلی با چالشهای اخلاقی و اجتماعی پیچیدهای مواجه میشوند که آنها را به سمت تصمیمهای سرنوشتساز سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم افعی به کارگردانی محمدرضا اعلامی روایتگر گروهی شبهنظامی به نام افعی است که به سرکردگی بکتاش، شش نفر را که قصد عبور غیرقانونی از مرز را دارند، دستگیر میکنند. در این میان، یکی از این افراد به نام عیسی، با بازی جمشید هاشمپور، درگیر ماجراهای پیچیدهای میشود و روابط میان شخصیتها به تدریج آشکار میگردد. بهاره رهنما نیز در نقش زنی تأثیرگذار ظاهر شده و فرهاد خانمحمدی در نقشی مکمل، داستان را پیش میبرد. این اثر سینمایی با فضای پرتنش و تعلیق، به موضوعات اجتماعی و انسانی میپردازد و تلاش میکند تصویری از جامعه آن دوره ارائه دهد. داستان با گرههای دراماتیک و صحنههای اکشن همراه است و مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: پس از از دست دادن فرزندش، استاد قدرات باید با آزمونی حتی سختتر روبهرو شود. این بار شیطان همسرش، عزیـزه، را هدف گرفته تا ایمان قدرات را نابود کند و او را وادارد در برابر شیطان سر فرود آورد و از خدا روی برگرداند. قدرات که با نیروی ایمان و دعا به جنگ تاریکی میرفت، حالا باید میان عشق به خانواده و تعهد معنوی خود یکی را برگزیند. شیطان با وسوسههای تازه، ذهن او را نشانه رفته و او را به مرز جنون میکشاند. اما قدرات برای نجات همسرش، سفری پرمخاطره را آغاز میکند؛ سفری که در آن با موجودات شیطانی و نیروهای فراطبیعی روبهرو میشود و در نهایت باید ثابت کند که ایمان واقعی هیچگاه تسلیم نمیشود. این قسمت از داستان، ابعاد تازهای از شخصیت قدرات و باورهای او را نشان میدهد و او را در برابر بزرگترین آزمون زندگیاش قرار میدهد.