خلاصه داستان: دنی دولینسکی، قاتل قراردادی کهنهکار، در آستانه بازنشستگی با بیانگیزگی و بنبست شغلی دستوپنجه نرم میکند. او که هنوز برای اثبات خود به آناتا، مدیر جسور یک باشگاه شبانه، تلاش میکند، با کمال تعجب از شرکت فراخوانده میشود تا مأموریتی ویژه انجام دهد. اما این مأموریت آنگونه که انتظار دارد نیست: او باید ویلبورگ، آدمکشی جوان و سرکش از نسل زد را آموزش دهد. همراهی این دو نسل متفاوت، در بستری از درگیریها و موقعیتهای پرتنش، نهتنها دنی را به چالش میکشد، بلکه او را وادار میکند تا با میراث خود و معنای واقعی حرفهاش روبهرو شود. پیرمرد با روایتی تازه و شخصیتهای مکمل، تجربهای از تقابل سنت و مدرنیته در دنیای آدمکشهاست.
خلاصه داستان: در دنیایی که تکنولوژی و جرم در هم تنیده شدهاند، گروهی از دزدان آنارشیست با نقشهای جسورانه به دنبال سرقتهای بزرگ هستند. اما زمانی که با نوجوانی منزوی و عاشق پهپادها روبهرو میشوند، مسیرشان تغییر میکند. این نوجوان که استعدادی خارقالعاده در هدایت پهپادها دارد، ناخواسته وارد بازی خطرناکی میشود. او که در ابتدا فقط به دنبال فرار از تنهایی خود است، حالا باید در مجموعهای از سرقتهای پیچیده نقش ایفا کند. در این میان، مرز بین درست و غلط کمرنگ میشود و او باید تصمیم بگیرد که به کدام سمت برود. بازیهای پهپادی، داستانی پر از تعلیق و هیجان است که در آن تکنولوژی مدرن و روابط انسانی در هم میآمیزند و مخاطب را تا انتها با خود همراه میکنند.
خلاصه داستان: زمانی که یک سگ پلیس وفادار به نام گرگ و صاحبش، افسر پلیس نایت، در حین انجام وظیفه به شدت مجروح میشوند، جراحی اضطراری و غیرمتعارفی آنها را به موجودی تازه پیوند میزند: مرد سگی. این ابرقهرمان ناخواسته که نیمی سگ و نیمی انسان است، سوگند یاد میکند که از شهر در برابر تبهکاران محافظت کند. اما او در کنار قدرتهای تازه، با چالشهای هویتی و تلاش برای پذیرفته شدن در نقش جدیدش روبهروست. از سوی دیگر، پیتی گربه، ابرشرور باهوش و نقشهکش، با نقشههای پیچیدهای برای نابودی شهر و گرفتن انتقام از مرد سگی برنامه میچیند. مرد سگی باید با کمک دوستانش و تکیه بر غریزه سگی خود، جلوی این توطئهها را بگیرد و ثابت کند که حتی یک موجود عجیب هم میتواند قهرمان واقعی باشد.
خلاصه داستان: زمانی که یک سگ پلیس وفادار و صاحب افسر پلیس او در حین انجام وظیفه مجروح میشوند، یک عمل جراحی دیوانهوار اما نجاتبخش آنها را به هم متصل میکند و مرد سگ متولد میشود. مرد سگ سوگند یاد میکند که از مردم محافظت کند. در حالی که مرد سگ هویت جدیدش را میپذیرد و سعی میکند رئیس خود را تحت تأثیر قرار دهد، باید نقشههای شیطانی و زیبا از ابرشرور گربهای پیتی گربه را متوقف کند.
خلاصه داستان: فاتح سینگ، افسر سابق نیروهای ویژه هند، پس از سالها زندگی آرام در یک شهر کوچک، با حادثهای تلخ مواجه میشود: دختری جوان قربانی یک باند جرایم سایبری شده و جان خود را از دست میدهد. این اتفاق او را برمیانگیزد تا دوباره به میدان بازگردد. او در جستجوی عاملان این جنایت، با شبکهای پیچیده از هکرها، کلاهبرداران و مافیای اینترنتی روبهرو میشود که نهتنها هویت مردم را میدزدند، بلکه جان آنها را نیز به خطر میاندازند. فاتح با کمک یک متخصص فناوری، پا به دنیای تاریک جرایم سایبری میگذارد و در مسیری خطرناک قرار میگیرد. او باید میان قانون و عدالت، و گذشته و حال خود تعادل برقرار کند. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، دشمنان قدرتمندتری در برابر او صف میکشند. این مبارزه نهتنها جسمی، بلکه ذهنی و فناورانه است و فاتح باید از تمام مهارتهای نظامی و هوش خود استفاده کند تا جلوی فاجعهای بزرگتر را بگیرد.
خلاصه داستان: کانگ هیون، مأمور سابق اطلاعات کره جنوبی که به دلیل سوء رفتار به تیم عملیات ویژه یاکشا تبعید شده، در چین با رهبر این گروه، جی هون، آشنا می شود. جی هون با نام مستعار «یاکشا» - روحی اهریمنی که از گوشت انسان تغذیه می کند - شناخته می شود و در منطقه مرزی بین کره، چین و روسیه، عملیات های مخاطره آمیزی را مدیریت می کند. وقتی تحقیقات فساد، کانگ هیون را به این گروه می کشاند، او درگیر بازی پیچیده ای از جاسوسی، خیانت و عملیات های خطرناک می شود. همکاری اجباری این دو مأمور، آن ها را به قلب توطئه ای می برد که نه تنها زندگیشان، بلکه ثبات منطقه را تهدید می کند.