خلاصه داستان: دِو آمبر، پلیسی بیرحم و مصمم، پس از حل یک پروندهی قتل پیچیده، در یک حادثهی مرموز حافظهاش را از دست میدهد. اکنون او باید با ذهنی پاک، اما با همان ارادهی آهنین، پرونده را از نو بررسی کند. تنها کسی که از این وضعیت باخبر است، معاون کمیسر پلیس، فرحان خان، است که سعی دارد به دِو کمک کند حقیقت را پیدا کند. اما هر قطعه از خاطرات از دست رفته، او را به رازی تاریک و خطرناک نزدیکتر میکند و دِو باید میان اعتماد به دیگران و شک به همه، راهی برای عدالت بیابد. آیا او میتواند بدون حافظهاش، قاتل را شناسایی کند و از دامهای پیچیدهای که پیش رویش است جان سالم به در ببرد؟
خلاصه داستان: پس از آنکه پادشاه اژدها گذرگاه چنتانگ را زیر آب برد تا نژا را به تسلیم وادارد، نژا برای نجات جان خود، فرم جسمانیاش را نابود کرد و روحش برای یافتن امید بقا وارد بتکده لینگ لانگ شد. لی جینگ که تاب دیدن گمراهی پسرش را نداشت، به او پیوست. آنها در مسیر، پیاپی با توهمات و دشمنانی که در کمین بودند روبهرو شدند. پدر و پسر سرانجام در کنار هم قرار گرفتند و اختلافات دیرینه را کنار گذاشتند تا با اتحاد، پادشاه اژدها را شکست دهند.
خلاصه داستان: پس از مرگ شیواجی، امپراتوری ماراتا در برابر حملات امپراتوری مغول قرار میگیرد. پسر او، سامباجی، با شجاعت و تدبیر، رهبری مقاومت را بر عهده میگیرد. در میان نبردهای خونین و دسیسههای درباری، او باید با خیانتهای داخلی و فشارهای خارجی مقابله کند. سامباجی در حالی که تلاش میکند میراث پدرش را حفظ کند، با چالشهای بزرگتری از جمله اختلافات درونخاندانی و تهدیدهای مرگبار اورنگزیب مواجه میشود. فیلم شیرزاد روایتی حماسی از ایستادگی، افتخار و میهنپرستی است.
خلاصه داستان: وقتی دختر رویاهایش ربوده میشود، نیت که مردی عادی است، ناتوانیاش در حس کردن درد را به یک قدرت غیرمنتظره تبدیل میکند تا برای نجات او بجنگد.
خلاصه داستان: در روز، آنها نامرئیاند — پارکبانها، میزبانها و بارمنهای یک هتل لوکس. اما شبها، آنها تبدیل میشوند به "سارقان خودرو"؛ گروهی از رانندگان حرفهای که مشتریان ثروتمند را زیر نظر میگیرند و در جاده هدف قرار میدهند. در حالی که آنها نقشه بزرگترین سرقت خود را میکشند، مدیر هتل یک آدمکش بیرحم را استخدام میکند تا به هر قیمتی جلویشان را بگیرد. با خطر در حال نزدیک شدن، آیا نورا، زوئی، استیو و پرستنس میتوانند آخرین ضربهشان را با موفقیت بزنند؟
خلاصه داستان: در دنیایی پس از فروپاشی، ملکهای جادوگر به نام گری آلیس، که از قدرت جادویی خود برای حفظ سلطنتش استفاده میکند، با درخواستی عجیب از سوی ملکه مواجه میشود. ملکه که به دنبال تحقق پیشگوییای درباره تبدیل شدن به گرگینه است، از گری آلیس میخواهد تا به سرزمینهای گمشده سفر کند و قدرتی جادویی به نام "نور دگرگونی" را برای او به ارمغان آورد. گری آلیس که چارهای جز پذیرش این مأموریت ندارد، با راهنمایی بویس، شکارچی مرموزی که با نیروهای تاریک درگیر است، عازم این سرزمین خطرناک میشود. در این سفر پرخطر، آنها باید از پس هیولاها، جادوگران شرور و نیروهای شیطانی برآیند و با خیانتها و دسیسههایی مواجه شوند که ریشه در گذشته خودشان دارد. سرزمینهای گمشده، جایی که مرز بین واقعیت و جادو کمرنگ است، رازهایی را فاش میکند که سرنوشت هر دوی آنها را تغییر میدهد.