خلاصه داستان: جینبونگ، قهرمان سابق تیراندازی با کمان که مدال المپیک را در کارنامه دارد، حالا در آستانه اخراج از شرکتش قرار گرفته است. برای حفظ شغلش، او پیشنهادی عجیب میپذیرد و راهی جنگلهای آمازون میشود. پس از تجربهای نزدیک به مرگ، او با سه جنگجوی افسانهای آشنا میشود: سیکا، اِبا و والبو؛ سه تیرانداز ماهر با استعدادی ذاتی. جینبونگ که باور دارد این سه نفر میتوانند او را دوباره به اوج برسانند، با کمک بَنگسیک، مترجم کرهای-بولدوریایی، آنها را به کره میآورد. حالا امید اصلی جینبونگ به این سه نفر از آمازون بسته شده تا بتواند بار دیگر مهارتهایش را اثبات کند و از بحران شغلی و شخصی نجات یابد.
خلاصه داستان: جیمی و اورلی زوج جوانی هستند که با شنیدن خبر بارداری غیرمنتظره، زندگیشان زیر و رو میشود. در حالی که هنوز در شوک این اتفاق هستند، ناخواسته و به شکلی کاملاً تصادفی، جرقه آغاز یک تهاجم تمامعیار بیگانگان را در شهر کوچکشان میزنند. حالا این زوج که خودشان تازه باید زندگی مشترکشان را شکل دهند، باید در میان هرج و مرج و موجودات فضایی، راهی برای نجات یکدیگر، شهرشان و در نهایت تمام کهکشان پیدا کنند. آنها در این مسیر پرماجرا و پر از لحظات کمدی، یاد میگیرند که معنای واقعی همکاری و عشق چیست و چگونه میتوانند با وجود تمام تفاوتها، در کنار هم بمانند.
خلاصه داستان: هارلند راست، یاغی بدنام، نوهاش لوکاس را که به جرم قتل غیرعمد به اعدام محکوم شده، از زندان فراری میدهد. آن دو باید از دست مارشال افسانهای آمریکا، وود هلم، و جایزهبگیر سرسخت، فنتون «واعظ» لَنگ، که بیوقفه در تعقیبشان هستند، بگریزند. در این میان، رازهایی عمیق که سالها پنهان ماندهاند، از دل خاکستر سر بر میآورند و پیوندی خانوادگی اما غیرمنتظره میان این دو همراه ناهماهنگ شکل میگیرد؛ در حالی که برای زنده ماندن در سرزمین بیرحم مرزهای آمریکا تلاش میکنند.
خلاصه داستان: پس از آنکه وایلد بیل در یک بازی پوکر کشته میشود، کلمیتی جین باید از زندان فرار کند و انتقام بگیرد. اما مأموریت او با مانعهایی روبهروست، از جمله کلانتر میسون شهر ددوود که قصد دارد او را دستگیر کند. او در این مسیر با چالشهایی مواجه میشود که هویت و سرنوشتش را زیر سؤال میبرد. این فیلم وسترن مدرن، با فضای تاریک و شخصیتهای چندلایه، روایتی تازه از یک افسانه قدیمی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در آوریل ۲۰۰۶، یک جوخه کوچک از نیروی دریایی ایالات متحده (SEAL) در شهر رمادی عراق، مأموریتی را برای یافتن یک خانه امن آغاز میکند. اما با شروع عملیات، ارتباط با فرماندهی قطع میشود و جوخه در محاصره شورشیان قرار میگیرد. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی یکی از اعضای جوخه ساخته شده و تجربهای نزدیک و بیواسطه از وحشت، هرجومرج و برادری در میدان نبرد را روایت میکند. تمرکز داستان بر واکنشهای انسانی در شرایط غیرقابلپیشبینی است و تلاش میکند واقعیت جنگ را بدون زرقوبرقهای معمول سینمایی به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در شهر باستانی لوریس، که با مشت آهنین توسط کلانتر بیرحم و «غول» اداره میشود، شورش در آستانه وقوع است. در حالی که مردم تحت ظلم و ستم هستند، یک انسان جوان بر این باور است که قدرتهای اسرارآمیز الفها میتواند به آزادی آنها کمک کند؛ پس به دنبال یاری گرفتن از الفهای منزوی و فرمانده افسانهایشان میرود. اما در حالی که هر دو طرف رازهایی در دل دارند و انگیزههای واقعیشان را پنهان کردهاند، این اتحاد شکننده میان انسانها و الفها ممکن است به نابودی همهشان بینجامد.