خلاصه داستان: «چهار آدمکش خفن» یک فیلم اکشن-کمدی اندونزیایی به کارگردانی تیمو جاجانتو است. داستان درباره کارآگاه زنی به نام دونا است که در جستجوی قاتل پدرش، به چهار آدمکش عجیب و بدشانس به نامهای توپو، آنتونیو، لی و جیرو برمیخورد. این چهار نفر که رهبری یک گروه مزدور را بر عهده دارند، برای فرار از گذشتهشان به جزیرهای دورافتاده نقل مکان کردهاند. با ورود دونا، آنها ناخواسته وارد یک درگیری بزرگ با یک سازمان تبهکار بینالمللی میشوند. در این مسیر، روابط پیچیده و رازهایی از گذشته هر کدام فاش میشود. فیلم با ترکیب طنز سیاه و صحنههای اکشن پرتنش، روایتی پر از تعلیق و لحظات غیرمنتظره ارائه میدهد و شخصیتهای چندبعدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: اِیکی، یک گانگستر قدرتمند و کهنهکار، پس از سالها فعالیت در دنیای زیرزمینی، تصمیم میگیرد برای تضمین آیندهای آرام برای همسر و پسرش، خود را به پلیس تسلیم کند. او امیدوار است با تحمل حبس، خانوادهاش بتوانند زندگی عادی و بدون دغدغهای داشته باشند. اما پس از ۱۷ سال تحمل زندان و با بازگشت به جامعه، درمییابد که پسرش به اشتباه به اتهام جرایم سنگین تحت تعقیب است. اِیکی برای نجات پسرش و پاک کردن نام او، ناگزیر میشود یک بار دیگر به دنیای جرمو جنایت بازگردد. او در این مسیر با دشمنان قدیمی و چهرههای جدیدی روبهرو میشود که هرکدام انگیزههای پیچیدهای دارند و باید برای محافظت از خانوادهاش با آنها مقابله کند.
خلاصه داستان: در خیابانهای شلوغ روتردام، دو مأمور پلیس با دیدگاههای کاملاً متضاد به هم میرسند: یکی افسر جوان و مشتاق اجتماعی که به دنبال اصلاح جامعه است و دیگری کارآگاه باتجربهای که پس از یک مأموریت ناموفق به خدمت اداری تنزل یافته است. این دو که به اجبار باید با یکدیگر همکاری کنند، درگیر پروندهای پیچیده و پر از دسیسههای جنایی میشوند. در طول مسیر، اختلافهای مداوم آنها نه تنها به هرجومرج در اداره پلیس دامن میزند، بلکه هر بار آنها را به موقعیتهای خندهدار و خطرناکی میکشاند. آنها در تلاشاند تا با وجود تفاوتهای اساسی، راهی برای همکاری بیابند و در نهایت پرده از راز یک توطئه بزرگ بردارند.
خلاصه داستان: در هند دهه ۱۹۲۰، پسربچهای به نام گوویند که در اصطبل کار میکند، با اسبی وحشی و سرکش به نام آزاد روبرو میشود. گوویند تلاش میکند اعتماد اسب را جلب کند و میان آن دو پیوندی عمیق شکل میگیرد. در همین حال، جنبش استقلال هند در اوج است و مردم علیه استعمار بریتانیا قیام کردهاند. گوویند که در ابتدا تنها به سوارکاری میاندیشید، به تدریج با واقعیتهای تلخ جامعه آشنا میشود و تصمیم میگیرد برای آزادی کشورش قدم بردارد. این فیلم داستانی از شجاعت، دوستی و مبارزه برای عدالت است که در بستری از درام و اکشن روایت میشود.
خلاصه داستان: مایک مککن، یک راننده کامیون حرفهای در جادههای یخی شمال، برای انجام وصیت برادرش عازم نپال میشود تا خاکستر او را بر فراز قله اورست پراکنده کند. در این مسیر، او با یک اتوبوس پر از مسافر و یک راهنمای کوهستانی محلی همراه میشود. اما ناگهان گروهی از مزدوران به آنها حمله میکنند و مایک مجبور میشود مهارتهای رانندگی خود را در خطرناکترین جاده دنیا به کار گیرد تا جان مسافران و مردم محلی را نجات دهد.
خلاصه داستان: جان دورسی، کلانتر تحت فشار، در آستانهی از دست دادن همسر و شغلش است. او با باچ هایدن، مارشال قلدر ایالات متحده، همراه میشود تا یاغیای به نام امیلی روسک را به گروگان بگیرند. اما با آغاز نبردی از ارادهها، امیلی موفق میشود گروه تعقیب را به جان هم بیندازد. با نزدیک شدن همسر مهاجم امیلی و دار و دستهاش، امیلی و جان درمییابند که برای زنده ماندن به یکدیگر نیاز دارند.