خلاصه داستان: در دوران سلطنت خاندان کادامبا، شاه ویجایندرا، حاکم سرزمین فئودالی خیالی بانگرا، هنگام ورود به جنگل عرفانی کانتارا به سرنوشت نهایی خود میرسد. پسرش راجاشکارا با مشاهده این رویداد، مرزهای قلمرو خود را مهر و موم میکند. بعدها، شاهزاده کولاشکارا با قتلعامی وحشیانه، آنها را دوباره باز میکند. شخصیت اصلی داستان، برم، در جستجوی رفاه، از این مرز عبور میکند و درگیری ایمان، قدرت و سرنوشت را بین پادشاهی و طبیعت شعلهور میسازد. او باید با باورهای کهن و نیروهای طبیعت روبرو شود و مسیر خود را در میان اسطورهها و واقعیتهای تلخ پیدا کند.
خلاصه داستان: پلیس ماکائو با بازگرداندن یک افسر باتجربه و متخصص ردیابی از دوران بازنشستگی، تلاش میکند گروهی خطرناک از دزدان حرفهای را دستگیر کند. این افسر که سالها تجربه تعقیب و گریز دارد، با چالشهای جدیدی روبهرو میشود که هم مهارتهای او را به بوته آزمایش میگذارد و هم گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. در این میان، رابطه او با یک کارآگاه جوان و پرشور، به محور اصلی داستان تبدیل میشود و آن دو باید در مسیر پیچیدهای از فریب و خیانت، به یکدیگر اعتماد کنند. فیلم لبه سایه با فضاسازی تاریک و پرتعلیق شهر ماکائو، روایتی پرکشش از جنایت، وفاداری و بازخرید گذشته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک شکارچی جوان که از قبیلهاش طرد شده، در سرزمینی ویران و خطرناک به دنبال یافتن جایگاه خود است. او در این مسیر با یک اندروید آسیبدیده و مرموز روبهرو میشود که برخلاف انتظار، به متحدی وفادار تبدیل میشود. این دو موجود ناهمگون، در سفری پرمخاطره به دل سرزمینهای بایر و ناشناخته، با دشمنان متعددی روبهرو میشوند و در نهایت به جستجوی دشمنی بزرگتر و مرگبارتر میپردازند که سرنوشت هر دوی آنها را رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: کی کورونو، نوجوانی که در ایستگاه مترو به طرز وحشیانهای به قتل رسیده، ناگهان در اتاقی ناشناس با کرهای سیاه به نام گانتز بیدار میشود. او به همراه دیگر افراد تازهمرده، مجبور به شرکت در مأموریتهای خطرناک شکار موجودات بیگانه میشود. در این ماجرا، کی با گروهی از مبارزان از جمله ماساموچی و آنزو روبهرو میشود و درگیریهای خونینی در شهر اوساکا رقم میخورد. او در تلاش است تا راز گانتز را کشف کند و راهی برای بازگشت به زندگی عادی بیابد.
خلاصه داستان: آلما، مأمور سابق یک سازمان اطلاعاتی مخفی با نام رمز «باد»، پس از ازدواج با الیاس، افسر پلیس، زندگی آرامی را آغاز کرده است. اما وقتی الیاس در جریان یک مأموریت معمولی هدف گلوله قرار میگیرد و به کما میرود، آلما مجبور میشود دوباره به هویت گذشته خود بازگردد. او برای انتقام و محافظت از خانواده، وارد مسیری از خشونت و توطئه میشود که رازهای تاریکی از گذشتهاش را فاش میکند. در این راه، با دشمنان قدرتمندی از جمله منصور، رهبر یک خانواده جنایتکار، و جوآنا، افسر سابق یگان مخفی خود، روبهرو میشود. فیلم باد داستانی پرکشش و هیجانانگیز از هویت، انتقام و عشق است.
خلاصه داستان: گروهی از پلیسهای میامی بهطور تصادفی به انباری دست پیدا میکنند که میلیونها دلار پول نقد در آن پنهان شده است. این کشف غیرمنتظره که قرار بود نقطهعطفی در زندگی آنها باشد، بهسرعت به یک بحران جدی تبدیل میشود. با فاش شدن این راز و ورود افراد بیرونی به ماجرا، فضای بیاعتمادی عمیقی میان اعضای گروه شکل میگیرد. هرکدام از آنها درگیر این پرسش میشوند که واقعاً به چه کسی میتوان اعتماد کرد و چه کسی ممکن است برای حفظ سهم خود خیانت کند. در این میان، مرزهای اخلاقی و وفاداری به آزمون گذاشته میشود و همپیمانیهای پیشین زیر سؤال میرود. داستان با تمرکز بر تنشهای روانی و تعلیق، مخاطب را تا لحظههای پایانی همراه میکند و نشان میدهد که در موقعیتهای حساس، انسانها تا کجا میتوانند پیش بروند.