خلاصه داستان: شبی هنگام طوفان، ستارهای از آسمان فرو میافتد و در جنگلی دورافتاده فرود میآید. لِنا، زن جوانی که در نزدیکی همان جنگل زندگی میکند، ستاره را مییابد و درمییابد که موجودی زنده و آسیبپذیر است. او برای بازگرداندن ستاره به آسمان، از یک غریبهٔ مرموز به نام کایان کمک میگیرد. اما نیروهای تاریکی که در پی تصاحب قدرت ستاره هستند، آنها را تعقیب میکنند. لنا و کایان در سفری پرمخاطره، با موانع طبیعی و دشمنانی ناشناخته روبهرو میشوند و در این مسیر، رازهایی از گذشتهٔ خودشان نیز آشکار میگردد.
خلاصه داستان: در اعماق اقیانوس، دو موجود آبی با ظاهری غیرعادی و روحیهای متفاوت، زندگی آرامی دارند. اما وقتی خانهشان توسط یک نیروی مرموز تهدید میشود، آنها مجبور میشوند سفری پرخطر و غیرممکن را آغاز کنند. در این مسیر، با موجودات دریایی عجیبی روبرو میشوند و رازهای پنهان اقیانوس را کشف میکنند. آنها باید بر ترسهایشان غلبه کنند و با همکاری یکدیگر، راهی برای نجات خانهشان بیابند. این انیمیشن ماجراجویانه، داستانی درباره دوستی، شجاعت و امید را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک شاهزاده خانم قرون وسطایی که برای انتقام مرگ پدرش در تلاش است، در دنیایی بین مرگ و زندگی بیدار میشود. او در آنجا با یک جوان آرمانگرا از زمان حال آشنا میشود که به او امکان داشتن آیندهای بدون تلخی و خشم را نشان میدهد. این آشنایی، مسیر زندگی او را تغییر میدهد و او را با مفاهیمی چون عشق، گذشت و امید آشنا میکند. در این میان، او باید با نیروهای تاریکی که قصد نابودی او را دارند، مقابله کند و در نهایت تصمیم بگیرد که آیا میخواهد به دنیای زندگان بازگردد یا در آن دنیای میانی بماند.
خلاصه داستان: مِریِل ساندی پدر و هالیس بَنیستر در آلاسکا ناپدید میشوند. الی و مِریِل جونیور برای یافتن آنها جستوجویی را آغاز میکنند، اما در دل طبیعت وحشی با تهدیدی باستانی روبهرو میشوند؛ خطری که آنها را تعقیب میکند، در حالی که تلاش دارند حقیقت پشت این ناپدیدشدنها را کشف کنند.
خلاصه داستان: باب اسفنجی که از شدت اشتیاق میخواهد آدم بزرگی شود، برای اثبات شجاعتش به آقای کرابز، با دنبال کردن هلندی پرنده - یک دزد دریایی روحمانند و مرموز - در یک ماجراجویی دریایی که او را به عمیقترین اعماق دریا میبرد، جایی که هیچ اسفنجی قبلاً به آنجا نرفته است، عازم سفری ماجراجویانه میشود. در این مسیر، او با دوستان قدیمی و چهرههای جدیدی روبرو میشود و یاد میگیرد که شجاعت واقعی از درون میآید. ماجراهای او در بیکینی باتم و فراتر از آن، او را با چالشهایی مواجه میکند که در نهایت او را به یک قهرمان واقعی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از حماسهٔ علمی-تخیلی جیمز کامرون، جیک سالی و نیتیری پس از مرگ غمانگیز پسرشان نِتیام، با اندوهی سنگین دستوپنجه نرم میکنند. درگیری میان ناویها و انسانها در پاندورا شدت میگیرد و آنها با قبیلهای تازه و تهاجمی از ناویها به نام مردم خاکستر روبهرو میشوند. رهبری این قبیله را وارَنگ، زنی آتشینخو و قدرتمند، بر عهده دارد. جیک و خانوادهاش برای یافتن راهی برای صلح، باید با این قبیلهٔ مرموز و خطرناک متحد شوند یا با آنها بجنگند. این برخورد، چالشهای اخلاقی تازهای را پیش روی آنها میگذارد و مرزهای وفاداری، خانواده و بقا را زیر سؤال میبرد.