خلاصه داستان: میکی بارنز، یک شهروند معمولی که بدهیهای سنگین او را به شرایط ناامیدکنندهای کشانده، تصمیم میگیرد برای یک مأموریت استعماری فضایی به سیاره یخی نیفلهایم داوطلب شود. اما این سفر عادی نیست؛ میکی به عنوان یک «قابل مصرف» استخدام میشود: انسانی که هر بار میمیرد، نسخه جدیدی از او با حفظ خاطرات قبلی چاپ میشود تا به آزمایشهای خطرناک و مأموریتهای مرگبار ادامه دهد. او بارها جان خود را از دست میدهد و هر بار با بدنی تازه از دستگاه بازیابی بیرون میآید. اما وقتی نسخه هفدهم میکی به دلیل یک حادثه غیرمنتظره زنده میماند و نسخه هجدهم نیز ساخته میشود، نظم این سیستم به هم میریزد. حالا دو نسخه از یک انسان روی سیارهای دورافتاده وجود دارد و این موضوع میتواند عواقب خطرناکی برای هر دوی آنها و کل مأموریت داشته باشد. میکی ۱۷ باید راهی برای بقا در دنیایی بیابد که هویتش زیر سؤال رفته و تهدیدهای تازهای از سوی موجودات بیگانه و فرمانده مستبد مأموریت، کنت مارشال، او را احاطه کرده است.
خلاصه داستان: اودسا، دختری جوان و مزرعهنشین، در جستوجویی حماسی برای بازپسگیری یادگاری ارزشمند خانوادگیاش، راهی شهری عجیب و خطرناک میشود. او در این سفر پرمخاطره با عشق واقعیاش آشنا میشود، اما برای نجات روح او باید قدرت سرنوشت و آواز را به سختترین آزمون ممکن بگذارد. اودسا در شهری پر از رمز و راز، جایی که موسیقی و جادو در هم تنیدهاند، با چالشهایی روبرو میشود که او را به مرز تواناییهایش میرساند. او باید با تکیه بر ایمان و صدای منحصربهفردش، بر تاریکی غلبه کند و ثابت کند که عشق میتواند قویترین نیروی جهان باشد.
خلاصه داستان: فیلم اورست روایتی دراماتیک از فاجعه واقعی بهار ۱۹۹۶ است، زمانی که دو گروه کوهنوردی تجاری به رهبری راب هال و اسکات فیشر برای صعود به قله اورست تلاش میکنند. در حالی که کوهنوردان باتجربه و آماتور در کنار هم راهی قله میشوند، طوفانی ناگهانی و بیرحم آنها را در ارتفاع بیش از هشت هزار متر غافلگیر میکند. تصمیمهای دشوار، روحیه همکاری و اراده انسانها برای زنده ماندن در برابر خشم طبیعت، محور اصلی این اثر است. فیلم بر اساس خاطرات بازماندگان و گزارشهای مستند ساخته شده و تلاش میکند ابعاد انسانی این تراژدی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: پس از آنکه پادشاه اژدها گذرگاه چنتانگ را زیر آب برد تا نژا را به تسلیم وادارد، نژا برای نجات جان خود، فرم جسمانیاش را نابود کرد و روحش برای یافتن امید بقا وارد بتکده لینگ لانگ شد. لی جینگ که تاب دیدن گمراهی پسرش را نداشت، به او پیوست. آنها در مسیر، پیاپی با توهمات و دشمنانی که در کمین بودند روبهرو شدند. پدر و پسر سرانجام در کنار هم قرار گرفتند و اختلافات دیرینه را کنار گذاشتند تا با اتحاد، پادشاه اژدها را شکست دهند.
خلاصه داستان: در روز، آنها نامرئیاند — پارکبانها، میزبانها و بارمنهای یک هتل لوکس. اما شبها، آنها تبدیل میشوند به "سارقان خودرو"؛ گروهی از رانندگان حرفهای که مشتریان ثروتمند را زیر نظر میگیرند و در جاده هدف قرار میدهند. در حالی که آنها نقشه بزرگترین سرقت خود را میکشند، مدیر هتل یک آدمکش بیرحم را استخدام میکند تا به هر قیمتی جلویشان را بگیرد. با خطر در حال نزدیک شدن، آیا نورا، زوئی، استیو و پرستنس میتوانند آخرین ضربهشان را با موفقیت بزنند؟
خلاصه داستان: در دنیایی پس از فروپاشی، ملکهای جادوگر به نام گری آلیس، که از قدرت جادویی خود برای حفظ سلطنتش استفاده میکند، با درخواستی عجیب از سوی ملکه مواجه میشود. ملکه که به دنبال تحقق پیشگوییای درباره تبدیل شدن به گرگینه است، از گری آلیس میخواهد تا به سرزمینهای گمشده سفر کند و قدرتی جادویی به نام "نور دگرگونی" را برای او به ارمغان آورد. گری آلیس که چارهای جز پذیرش این مأموریت ندارد، با راهنمایی بویس، شکارچی مرموزی که با نیروهای تاریک درگیر است، عازم این سرزمین خطرناک میشود. در این سفر پرخطر، آنها باید از پس هیولاها، جادوگران شرور و نیروهای شیطانی برآیند و با خیانتها و دسیسههایی مواجه شوند که ریشه در گذشته خودشان دارد. سرزمینهای گمشده، جایی که مرز بین واقعیت و جادو کمرنگ است، رازهایی را فاش میکند که سرنوشت هر دوی آنها را تغییر میدهد.