خلاصه داستان: در سرزمینی خیالی در دوران قرون وسطی، ملکهای مغرور و خودکامه به نام داگمار به ناگاه توسط یک انقلابی کاریزماتیک به نام شینمور از قدرت سرنگون میشود. او که عادت به زندگی در قصر و دریافت احترام بیحدوحصر دارد، حالا باید با پای پیاده و در لباس مبدل از دست نیروهای انقلابی فرار کند. در این مسیر پرخطر، داگمار با شخصیتهای عجیب و غریب و موقعیتهای طنزآمیز بسیاری روبرو میشود. او به همراه همراهانی که در طول مسیر پیدا میکند، سفری پرماجرا را آغاز میکند تا دوباره تاج و تخت از دست رفتهاش را به دست آورد و به قصر بازگردد. این سفر نه تنها او را با سختیهای زندگی مردم عادی آشنا میکند، بلکه او را به چالش میکشد تا معنای واقعی رهبری و قدرت را دوباره کشف کند.
خلاصه داستان: امپراتور فیلیپا جورجیو، شخصیتی پیچیده و بحثبرانگیز از جهان موازی آینه، پس از مدتی دوری از خدمت، به درخواست بخش مخفی و نظارتنشدهٔ استارفلیت یعنی بخش ۳۱ فراخوانده میشود. این سازمان پنهانی که خارج از قوانین و اصول اخلاقی فدراسیون متحد سیارات فعالیت میکند، مسئولیت محافظت از فدراسیون را با روشهای غیرمتعارف بر عهده دارد. جورجیو که گذشتهای تاریک و امپراتوری خونین در جهان آینه دارد، باید با گناهان و هویت سابقش روبهرو شود و در مأموریتی خطرناک به تیم بخش ۳۱ بپیوندد. او در این مسیر با چالشهای اخلاقی، خیانتها و دشمنانی مواجه میشود که او را وادار میکنند بین وفاداری به فدراسیون و استفاده از روشهای بیرحمانهٔ خودش یکی را انتخاب کند. این ماجراجویی فضایی او را به سفری میبرد که سرنوشت کهکشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: شیائوبای پس از ۵۰۰ سال بالاخره شو شیان، تجسد دوباره اکسوان را پیدا کرد و آنها در پل شکسته با هم ملاقات کردند. شیائوبای و خواهرش در کوچهها پنهان شدند و همراه او و شوهر خواهرش، لی گونگفو، زندگی پرجنبوجوشی را در دنیای انسانها آغاز کردند. این ملاقات دوباره، آرامش را به زندگیشان بازمیگرداند، اما خاطرات گذشته و رازهای حلنشده، سایهای بر این خوشبختی میاندازند. آنها باید با چالشهای جدیدی در دنیای انسانها روبهرو شوند و در عین حال، پیوندهای خانوادگی و عشق خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: چهار دوست تصمیم میگیرند برای یافتن گنجی پنهان وارد خانهی مورگان شوند. آنها کشف میکنند که پیش از استقلال، این خانه متعلق به یکی از کارمندان بریتانیایی به نام مورگان بوده است. اما آنچه در ادامه رخ میدهد، قابل پیشبینی نیست.
خلاصه داستان: کیت و همفری، زوج گرگهای آلفا و امگا، برای آمادهسازی آذوقه زمستانی راهی جنگل میشوند و سه تولهشان را به پدربزرگ و مادربزرگ میسپارند. اما طوفان برفی ناگهانی آنها را غافلگیر میکند و در دل کوهستان گرفتار میشوند. در این میان، تولهها که نگران غیبت والدینشان هستند، با کمک بقیه گروه گرگها و دوستانشان، سفری پرماجرا را برای یافتن آنها آغاز میکنند. در این مسیر، آنها با چالشهای طبیعی، حیوانات تازه و لحظات طنزآمیز روبهرو میشوند و اهمیت همکاری و شجاعت را درک میکنند. آیا تولهها میتوانند پیش از فرا رسیدن یخبندان بزرگ، والدین خود را نجات دهند و دوباره همه را دور هم جمع کنند؟
خلاصه داستان: لیلو، دختر کوچک و تنها در هاوایی، با خواهر بزرگترش نانی زندگی میکند و در دلِ تنهاییاش آرزوی داشتن یک دوست را دارد. او بهاشتباه موجودی عجیب و فراری از فضا را بهعنوان سگ به خانه میآورد و نامش را استیچ میگذارد. استیچ که برای تخریب طراحی شده، در تلاش برای فرار از دست فضاییهایی است که به دنبالش آمدهاند. اما بهمرور، پیوند عاطفی میان لیلو و استیچ شکل میگیرد و استیچ معنای خانواده را میآموزد. این فیلم ماجرای بامزه و تأثیرگذاری است دربارهی دوستی، پذیرش تفاوتها و معنای واقعی خانواده. لیلو و استیچ با ترکیب طنز و احساسات، داستانی میسازد که هم کودکان و هم بزرگسالان از آن لذت میبرند.