خلاصه داستان: یک روز آفتابی بهاری، طوطی رنگارنگی در باغچه خانم یوسیه فرود میآید و او را به ماجرایی بزرگ فرا میخواند. این طوطی پیام آور جنگلی است که در خطر نابودی قرار دارد. خانم یوسیه که به تازگی قدرتهای شگفتانگیزی به دست آورده، به شکل سوپرمیس در میآید و برای نجات جنگل و ساکنانش راهی سفری پر از چالش میشود. او در این مسیر با دوستان جدیدی آشنا میشود و باید بر ترسهای خود غلبه کند. آیا سوپرمیس میتواند جلوی نابودی جنگل را بگیرد و آرامش را به آن بازگرداند؟
خلاصه داستان: دائو ما، یک جایزهبگیر حرفهای، مأموریتی را میپذیرد تا از مردی در طول سفر طولانیاش به شهر چانگآن محافظت کند. اما او بهزودی درمییابد که فردی که از او محافظت میکند، همان ژی شی لانگ است؛ تحت تعقیبترین فراری امپراتوری که برای دستگیریاش جایزهای هنگفت تعیین شده است. او حالا باید میان تعهد به مأموریت و فرصت رسیدن به ثروت، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که سرنوشت امپراتوری را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: شب کریسمس، دوقلوهای کنجکاو، آلفی و الیز، در اتاق زیرشیروانی خانهشان ساعتی مرموز به نام «ساعت آرزوها» پیدا میکنند. با چرخاندن عقربههای ساعت، آنها ناخواسته وارد ماجرایی میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. به ناگاه، موجودی افسانهای به نام «جمعآورنده آرزوها» ظاهر میشود و آنها را به سرزمینی جادویی و موزیکال به نام «گاهیاوقات» میبرد. در این سرزمین عجیب، هر آرزو و خواستهای پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه دارد و دوقلوها باید یاد بگیرند که با عواقب انتخابهایشان روبهرو شوند. آنها در این سفر پر از آهنگ و شگفتی، با موجودات رنگارنگ و شخصیتهای عجیب آشنا میشوند و درمییابند که آرزو کردن ممکن است ساده باشد، اما تحقق آن همیشه به آن شکلی که انتظار دارند پیش نمیرود. این فیلم انیمیشنی دربارهٔ مسئولیتپذیری، خانواده و درک این حقیقت است که گاهی بهترین چیزها همانهایی هستند که از قبل داریم.
خلاصه داستان: خرابکاری آشر، دوست بامزه اما دست و پا چلفتی بنیامین باعث اسارت مادر بنیامین توسط سربازان پادشاه میشود. بنیامین تصمیم میگیرد برای نجات مادرش به سفری پرخطر برود و این سرآغازی است برای ماجراهای پرفراز و نشیب بنیامین و آشر. در این مسیر، بنیامین با چالشهای زیادی روبهرو میشود و دوستیهای تازهای شکل میگیرد که او را در رسیدن به هدفش یاری میکنند.
خلاصه داستان: در پنجمین قسمت از مجموعه محبوب داستان اسباببازی، وودی، باز لایتییر، جسی و دیگر اعضای گروه با چالشی تازه روبهرو میشوند؛ زمانی که با وسایل الکترونیکی آشنا میشوند، فناوریهای جدیدی که به تهدیدی برای بازی و سرگرمی کودکان تبدیل شدهاند و جایگاه آنها را به خطر میاندازند. این اسباببازیها باید بار دیگر ثابت کنند که هیچ فناوری نمیتواند جای خلاقیت، دوستی و خاطرات کودکی را بگیرد. در این مسیر، آنها با ماجراهای تازه و شخصیتهای جدیدی روبهرو میشوند که همدلی و وفاداری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: هر شب، یک چوپان با صدای بلند داستانی جنایی و معمایی درباره قتل میخوانَد و وانمود میکند که گوسفندانش میتوانند حرفهای او را بفهمند. اما وقتی روزی او را مرده پیدا میکنند، گوسفندان فوراً متوجه میشوند که با یک قتل روبهرو هستند و تصور میکنند همهچیز را درباره چگونگی حل این معما میدانند.