خلاصه داستان: مرینت، دختر باهوش و مهربان، برای دیدن دوستش آدرین و شرکت در جشن تولد عمویش، وانگ، راهی شانگهای چین میشود. او هنوز فرصت زیادی برای آشنایی با شهر پیدا نکرده که کیف پول و عروسک محبوبش، تیکی، دزدیده میشوند. مرینت در کشوری ناآشنا و بدون همراه میماند، اما آشنایی با دختری به نام فی مسیر ماجرا را تغییر میدهد. این دو با همکاری یکدیگر به دنبال حل معمایی بزرگ درباره جواهری باشکوه میروند. ماجراجویی آنها ترکیبی از کشف، همکاری و رویارویی با موقعیتهای پرتنش است؛ در حالی که رازهای تازهای در شانگهای پیش رویشان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم هفت گناه کبیره: کینه ادینبورگ قسمت 2 به اتحاد دوباره تریستان و لانسوت مربوط میشود؛ دو شخصیتی که پس از یک تصادف غمانگیز، برای نخستین بار بار دیگر در کنار هم قرار میگیرند. این همراهی تازه، آنها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و تریستان باید با شیاطین درونی خود روبهرو شود. هدف او نجات جان مادرش است، اما رسیدن به این هدف به پذیرش ترسها و کنترل نیروهای درونیاش نیاز دارد. این انیمه فانتزی ژاپنی با تمرکز بر دوستی، مسئولیت و مبارزه درونی، مسیر تازهای را برای قهرمان جوان خود ترسیم میکند؛ بدون آنکه پایان ماجرا را آشکار کند.
خلاصه داستان: پیتر خرگوشه خرگوشی سرکش، بازیگوش و ماجراجو است که نمیتواند در برابر باغ سبزیجات یک کشاورز مقاومت کند. او همراه با دوستانش تلاش میکند دزدکی وارد باغ شود و از خوراکیهای تازه آنجا لذت ببرد، اما حضور پیتر دردسرهای تازهای به وجود میآورد. کشمکش میان این خرگوش بازیگوش و صاحب باغ، ماجراهایی خندهدار و پرتحرک میسازد. در مسیر داستان، پیتر باید با پیامد تصمیمهایش روبهرو شود و برای حفظ روابطش با اطرافیان، راهی برای کنار آمدن با موقعیت پیدا کند. این فیلم فضایی خانوادگی دارد و داستانش بدون افشای گره اصلی، مخاطب را با شیطنتهای پیتر همراه میکند.
خلاصه داستان: پس از جنگ، وایولت، دختر جوانی با تجربهای سنگین از دوران جنگ، تلاش میکند دوباره به زندگی بازگردد و معنای درست زندگی کردن را بیاموزد. او هنوز زخمهایی التیامنیافته از گذشته با خود دارد، اما تصمیم میگیرد به روزهای پیش از جنگ بازگردد و احساسات ناب عاشقانهاش را با سرگرد از سر بگیرد. این مسیر، داستانی احساسی درباره مواجهه با خاطرات، شناخت احساسات و جستوجوی آرامش است. فیلم با تمرکز بر تجربه درونی وایولت و رابطه عاطفی او پیش میرود، بیآنکه گره اصلی و پایانبندی را آشکار کند.
خلاصه داستان: در دنیایی شلوغ که انسانها و گونههای گوناگون اجنه در کنار یکدیگر زندگی میکنند، گربهای شیطانی به نام لو شیائو هی خانهاش را در جنگل از دست میدهد. او که سرگردان و بیپناه شده، برای پیدا کردن جایی تازه راهی سفری ناآشنا میشود. در این مسیر، انسانها و دوستانی تازه به او کمک میکنند و هر برخورد، بخش دیگری از دنیای اطرافش را آشکار میسازد. لو شیائو هی باید با شرایط تازه کنار بیاید، به دیگران اعتماد کند و جایگاه خود را در میان این جهان پیچیده پیدا کند؛ سفری که آرامآرام به ماجراهایی بزرگتر و پرخطرتر میرسد.
خلاصه داستان: پرنسسهای دیزنی در ماجراجویی تازهای به قلعهای اسرارآمیز منتقل میشوند؛ جایی که تیانا، موآنا، سفیدبرفی، راپونزل و آریل در کنار یکدیگر حضور دارند. آنها خیلی زود متوجه میشوند که گستون نقشهای شوم برای بهدست گرفتن کنترل قلعه کشیده است. پرنسسها که هرکدام ویژگیها و تجربههای متفاوتی دارند، باید اختلافها را کنار بگذارند و با همکاری هم راهی برای خنثی کردن نقشه او پیدا کنند. این داستان، فضایی ماجراجویانه و کمدی دارد و رابطه میان شخصیتها را در مرکز توجه قرار میدهد، بدون آنکه پایان ماجرا را فاش کند.